سید نورالدین رونق، شاعر پر سوز و انسانگرا و آرمانگرا که با تاسف در عنفوان جوانی، برگهای گل عمرش بیرحمانه به دست دژخیمان پرپرشد ـ درحالیکه یک برگ گل ازصد برگ آن نشگفته بود، در خاک لحد، در کجای سر زمینی ما در خاک خفته است. استعداد شگرف او در سرودن اشعار عشقی در دوران جوانی و شعر مقاومت در دوران جوانی و پختگی ـ نوای پرخاشگرانه او را چون دشنۀ ساخته و با این خنجر می توان کام هر ظالمی را که با نظر چپ بنگرد، درید.
جناب سید نورالدین رونق در افق شعر مقاومت چون ستاره تابناکی، پرتو افشانی میکند، چشمان حاسدان کینه توز را خیره میسازد. او سزاوار هرنوع مقام و جایگاه خاص خود است. سید نورالدین رونق که دارای چندین برادر است، اکثریت شان درعیاشی و فحاشی و بی بندوباری، در ناز و نعمت بزرگ شده، سخت رنج میبرد. در بین خاندان سید کیان سید منصور نادری که لقب الحاج در پسوند نامش صاحب را نیز در اخیر ان علاوه میکنند. اگر نام او را پر طمطراق و یکجا بنویسیم چنین میشود.«الحاج سید منصور نادری و نام خان آغا صاحب را اضافه کنیم. «خان آغا صاحب» که یک شخص مغرور، جاه طلب، حریص و سخت ظالم و درنده خو است، در زن باره گی مشهور خاص وعام است، وقتی قیافه گوشت آلود، شهوانی و سکسی او را بنگری، گوئی دنبال زنان مشغول چشم چرانی است. او با این خوش خلقی واخلاق حمیده اش همیشه مترصد شکار است. در این روز ها سخت عصبانی، جگرخون و پلنگی است. زیرا تمام نام و القابی که خود برای خود تراشیده بود و پیروانش او را، به ان لقب یاد میکردند و در هر نوشته و فرمان آن را مینوشت. و ادعای خدایی میکرد. چنان او را در مخمصه قرار داده که هر طرف چون شیر میغرد. «خان آغا صاحب» القاب اعزازی را که به مشوره مشاوران غیر اسماعیلیه اش، انتخاب کرده و آنهم با چه رزالت و ذلت و نیرنگ پردازی در بین مردم عوام از ان القاب استفاده میکرد وشادمان بود.و خود را رهبر روحانی یکه تاز قلمداد مینمود. او همیشه وجود رقیب و مزاحم را تحمل کرده نمیتواند، فورا دست به دسیسه و تو طئه های خونبارزده، حریف را از سر راه خود برداشته و نابود میکند. قرار بود، این نبشته تمام حرکات و سکنات او را جهت عبرت دیگران یادداشت نموده و به جامعه پیشکش نماید. زندگی نامه سیاه او مملو از سیاهی، و سیاهکاری، خون و دسیسه تا سر حد نابودی است. اوکه سزاوار حفظ مقام و منصب مذهبی اش بهیچوجه نیست از هیچگونه جنایت و قتل و قتال خودداری نمیکند. درظالمی و بیرحی نظیری ندارد، انسان را مثل آب نوشیدن از بین بر میدارد. من این دو برادر را از بین سایر برادران متعدد به مثابه نمونه انتخاب کرده، کرکتر و شخصیت «خان آغا» را به نمرود تشبیه کرده، شخصیت جناب سید نور الدین رونق را به خلیل. تا جا ییکه خبر ازمجرای جاسوسان خاد بیرون درز کرده است، زمینه قتل جناب رونق را نیز«خان آغا» یعنی سیدمنصور نادری، توسط خبر چینانش در خاد تدارک دیده، از روی رشک و حسادت با جلب همکاری و تطمیع اعضای خاد، نزدیک به «خان آغا» تحت اوامر او، ذریعه دژخیمان خاد سر به نیست شده است. زیرا چندین بار دیده شده است که در محافل باده نوشی، اوانیکه «خان آقا» از حالت عادی خارج شده با خشم و قهرنارضایتی خود را از سید نورالدین رونق برملا ابراز کرده است. زیرا «خان آغا» جناب سید نورالدین رونق را مزاحم و مخل محافل، زن باره گی و کارهای ضد اخلاقی خود به حساب میاورد. نصایح، اعتراض و اندرز او را با قهرو غضب پاسخ داده و به مسخره میگرفت. در بین سایر اعضای فامیل با دید عنودانه بسوی او مینگرست. وقتی حدس ما مبدل به یقین میشود که «خان آغا» نیز با سه و چهار برادرش به شمول سید نورالدین روونق در یک زندان محبوس بود. پس همه رها شدند. چرا جناب سید نورالدین رونق به دست دژخیمان خاد به پلی گون در پلچرخی زنده به گور میشود. حالا شما تصور کنید، کسیکه به یکی از شاعران نخبه وجوان وطن و دارای مفکوره عالی و جهان بینی روشن و شفاف و یکی از منتقدین سر سخت و تسلیم ناپذیر«خان آغا» وکارها و زدو بند های ضد اخلاقی، انسانی و اسلامی اش بود، لگام این اسپ سرکش را که بعضی اوقات فراغت خود را با سک جنگی، مرغ جنگی و بودنه جنگی سپری میکرد و چاپلوسان و دلقکان چهار اطرافش «صاحب دم» گویان کف میزدند. برای جناب آقای رونق همچو رفتارلاوبالی غیر قابل تحمل بود. حتی بعضی اوقات از او میترسید. الحاج سید منصور نادری با همچوخصایل منفور و پیشینه سیاه، چون جغدی در تاریکی شب به خوشگذرانی و باده گساری روی میاورد، تلاش میکرد پنهانی به این کار مبادرت ورزد. سید نورالدین با همچو برادریکه با آن خط و خال و چهره گوشت آلود و چاقک و کومه های سرخ و سپید، هیچ زنی تمنای هماغوشی او را رد نمیکرد. او که درجایگا رهبری مذهبی خود را با نیرنگ و پشتیبانی یک تعداد اشخاص فریب خورده و بی سواد تحمیل کرده بود. یک تعداد اشخاص گمرا و منحرف که تحت امر او قرار داشت، غیر از کارهای انتحاری در تمام فعالیت های ترورستی اوسهم میگرفتند. چون غلام حلقه بگوش از انجام هرکاری که او دستور میداد، دریغ نمیکردند. این نوکران بی سواد از تمام سیاهکاریها «خان اغا» بخوبی واقف بودند و تمام جنایت و ترور مردم را به چشم سر دیده ولی دم بر نمیاوردند. هر روز کارهای خلاف انهارا ز نزدیک تماشا میکنیم و این بادیگاردها از ترس و ارعاب دست به جنایت میزنند و راه گریز هم ندارند.شاید با تهدید و ارعاب وتذکار اهمیت مقام خود وادار به کارهای غیر قانونی کند. ترس ازجاسوسان وخبرچینان مسلکی، حتی مردمی که با او واعمال ناروایش موافق نیست. ازترس مخالفین «خان اغا» دم زده نمیتوانند. این یک روی سکۀ زندگی منفور«خان آغا» است که سنا ریو آن در تاریکی شبهای ظلمانی اتفاق میافتد. یک مشت انسانان ترسو، بزدل و بی اراده ، اجیر صفت حاضر و ناظر آن است. «خان اغا» نمرود صفت مشغول چیدن دسایس نو و تازه است. در این چند روز که از پیامد جدال پسر بزرگش که دست های ان تا آرنج آلوده به خون است ودر جنگ مسلحانه دوران انتخابات وقتل نمودن دو نفر و فلج شدن پای های اش در غرب متواری و فراری بود، مخفیانه در افغانستان آمده و در خفا بسر میبرد، فامیل مقتولین در پی شکار قاتل پای را لچ کرده به کابل آمده ند. تا شکار را بدام بیاندازند. ویا سربه نیست کنند.یکی از ارزوهای حریصانه او این بود تا اکثر اعضای فامیلش را با توزیع بیشمار دالرباد آورده از نذرانه مردم در انتخابات، پیروز سازند، تابعد در پرتو مصوونیت پارلمانی، هر کاری را انجام دهند، کسی جرأت پرسان را نداشته باشد. روی این ملحوظ بود که خود و دخترش فرخنده و برادر زاده اش سید داوود یعنی خودش بادخترش از کابل و برادرزاده اش از کندز در پارلمان راه یافته اند. تنها پسرش بد شانسی اورده و مرتکب جنایت در بدخشان هنگام انتخابات شده، فعلا در تک ودو است تا واپس به تاشکند بفرستد و آن هم در صورتی که بدست بدخشانی ها گرفتار نشود. در غیر ان دمار از روزگارش درخواهد آورد. در این روز ها که درتک ودو پسر بزرگش سخت درمانده است. دست به نیرنگی دیگری زده ووسیله تبلیغات و پروپاگندی را در خود مهیا کرده و میلیون ها دالر را مصرف کرده، قران شریف را در سنگ حکاکی کرده و با تبلیغات وسیع آن را به معرض تماشاگذاشته وزمینه تبلیغات را به نفع خود مهیا کرده است. در حالیکه از قران مجید هیچگونه سودی نمیبرد، یکنوع برحرمتی و بی احترامی علیه کتاب مقدس اسمانی مرتکب میشود. در حالیکه این کار توسط شخص شور یختی نوشته و حکاکی و کندن کاری شده، مبلغ پنج میلیون دالر مصرف شده و مدت پنجسال را دربر گرفته تا به پایه اکمال برسد. «خان آغا» زمینه پروپاگند را برای خود مهیاکرده، در گذشته این کار به روی سنک قبور نوشته و کندن کاری شده و ابتکار نوی هم نیست. از کتاب مقدس اسمانی وسیله پروپاکندی برای شخص خود که مرامی جز شهرت طلبی و تو جه مردمی را جلب کردن که 98 فیصد بی سواد است، چه دردی را دوا میکند. درحالیکه چند صد قدم دور ترصدها فامیل بیجا شده زیر خیمه ها و خنک چیله جان میدهند، پشت یک لقمه نان هردم شهید اند، «خان آغا» با طمطراق قران سنگی را به تماشا میگذارد. و فخر فروشی مینماید. در مخیله او هیچگاهی کارهای که بنفع مردم . جامعه دور نمی خورد. زیرا او یک ماجراجو و شهرت طلبی است که تا سرحد جنون ودیوانه گی درپی حفظ مقام ورهبری خود، شب و روز خواب و خورش را از او گرفته است. بگروند و پس منظرزندگی منفور او غیر از کشتن و بستن و نابودی نسل جوان که به نام های کمونست و کافر از مدارس اخراج و بیسواد نگاه میشد، لکۀ ننگی است بر دامان گلگون او که هیچ جوان اسماعیلی آن را فراموش کرده نمیتواند و همیشه به او نفرین می فرستد. آنها در عالم بیسوادی از همدیکر می پرسند که کی قران را برای انها قرأت خواهد کرد. و چه نفعی به انها خواهد رسید، زمانیکه جوانان به تار خام «خان اغا» بند مانده و مجبور اند اوامر شبانه او را کور کورانه انجام دهند. یک اصل کلی را بیاد داشته باشند و همین «خان اغا» که با طمطراق از رشادت وقهرمانی خود صحبت میکند، از یاد برده است که هنگام آوازه آمدن طالبان به صفحات شمال، با تمام خانواده اش ذریعه هلیکوپتر چنان بزدلانه فرار را بر قرار ترجیح داد، که نه مرید به یادش بود، نه وظیفه خطیر رهبری، به تنها چیزی که میاندیشید، کشیدن دم بی ننگش از میدان مخاطره بود. او از شرم و خجالت باید آب شده به زمین فرو برود. اکر یک مثقال غیرت در وجودش موجود باشد. با آنهمه سلاح و مهمات،تانک و راکت های پیشرفته، هزاران عسکر مسلح و جان فدا، همه را بی سرنوشت رها کردند و ذرۀ به انها دلش نسوخت. دم بی ننگ چقدر شیرین است البته به «خان اغا» نه به دبگر مردم. با امدن طالبان و طالبان بغلانی صدها مردم بی گناه را به جرم واهی انتقام از «خان اغا» بیرحمانه مردم عادی را به شهادت رساند، نه به کودک و نه به پیر و جوان و به هیچکس رحم نکرده همه را از دم تیغ گذراندند. در حالیکه آنها قران بدست و بدون مهمات و سلاح بودند. انتقام جنایات خان اغا و کفاره گناهان انها را مردم دادند. «خان آغا» و پسر والی اش در دوران قدرت فرعونی، دستان شان، به خون صد ها سرباز و افسر آغشته است. البته «خان آغا» به خاطرهمبستگی و زد و بند با اتحاد جماهیر شوروی و عضویت در سازمان جهنمی کی. ژ .ب و تاسیس قطعات نظامی از مقامات امامت به خاطر نافرمانی و ایجاد قطعات مسلح که خلاف اساسات اسماعیلی است از کارهای رهبری بکلی سبکدوش گردید. زیرا جنگ و جدال و برانگیختن خصومت دیگران با طریقه اسماعیلیه در تضاد است. شرانگیزی و کشمکش با این طریقه و سیاستی که «خان اغا» در پیش گرفت باعث بر کناری او از قدرت گردید. و آتش در جان او در گرفت و تاسرحد دیوانگی و جنون پیش رفت. البته در دوران حکمرانی «خان آغا» و پسرش ثروت هنگفتی بدست اورد ند و پول نذرانه را که قرار بود برای کمک بمردم وعمران و ابادانی مدارس و کلنیک های صحی به مصرف برسانند، مگر اوبرعکس ده ها قصر و کاخ در سراسر افغانستان و اسیای میانه اعمار کرد. او هیچگاهی نیاندیشیده بود که با نظامیگری تمام هستی و قدرتش را از دست میدهد. تحمل این ضربه که راسا به مغزش حواله شده بود، نزدیک بود مبتلا به جنون شود. نقض کردن قانون اسماعیلی برای او سخت گران تمام شد.
«خان آغا» هیچگاهی باخت را نمی پذیرد. بعد ازیک ناکامی، دوباره دست به دسیسه دیگر میزند. قبلا حد اقل سال یکیار به خارج مسافرت میکرد. دربازگشت دلقک هایش تبلیغ میکرد که «خان آغا» از حضور امام برگشته و امام خطا و خباثت او را بخشیده ودوباره به حیث نماینده اش در افغانستان گماریده است. «خان آغا» در دروغ گفتن چنان مهارت دارد که اشخاص نا بلد، بسیار به زودی فریب سوگندهای دروغین او را میخورند.
انارشی و هرج و مرج در کشور چنان سایه انداخته که گویی ابر سیایی تیره در اسمان افغانستان پدیدار شده، همه جا را تاریکی گرفته وچورو چپاول در روز روشن بدون ترس و هراس صور میگیرد. در همچو شرایطی که تنور داغ است، «خان اغا» نان میپزد، او بعد از دست دادن مقام و چوکی رهبری مذهبی را که در پیش خود غصب کرده بود، دست به کارهای جنون امیز و نا سنجیده میزد که او را نزد چهار کلا ها یش مسخره و بی اعتبار ساخته بود. با افراد مسلح و بادیگارد هایش بالای جماعت خانه حمله میکند و قومانده میدهد که جماعت خانه را تخریب کنند. «خان اغا» اول در صف نخست گام بر میدارد. وقتی متوجه قوای امنیتی میشود، بزذلانه خود را عقب میکشد و دزدانه فرار میکند و قتی مردم می بیند که حریف فرار کرده و مردم را با قوای امنیتی مقابل ساخته ، شانس فرار را هم ندارد. همه اسیر میشوندو تاپه مخیل امنیت در پیشانی شان میخورد و همه بندی میشوند. مگر «خان آغا» موضوع را بی اهمیت جلوه میدهد.
در نوشته دیگر«خان آغا» درپرتو آثار باقیمانده جناب سید نورالدین رونق ارزیابی خواهد شد. آنگاه شما باچهره واقعی او بخوبی آشنا خواهید شد. در ادامه شما قصیده از سید نورالدین رونق میخوانید که هنگام افتتاح جماعت خانه عمومی سروده است. در این قصیده عقاید او را شمابخوبی درک خواهید کرد که چقدر ژرف و عمیق است.
به مناسبت افتتاح جماعت خانه عمومی سروده شده است
گر فراز ما نگاۀ لطف یزدان نیست چیست
ورهمای رحمتش هرجا نگهبان نیست چیست
آن زلال معرفت آن چشمه آب بقا
باعث سیرابی ما تشنه کامان نیست چیست
این جبین عجز ما و درگۀ پاک کریم
یک نگاهش بهر درد خلق درمان نیست چیست
افتخار جاویدان گردید بهر ما نصیب
این سعادت خود بگو بهتر تر ازجان نیست چیست
خیر مقدم ای جماعت های با صدق و صفا
گردل مابرشما مرهون احسان نیست چیست
آن ندای جاویدانی گردن اعدا شکست
در حقیقت دوستان این تیغ بران نیست چیست
افتتاح شد این جماعت خانه با امر امام
این سرور جشن ما رشک گلستان نیست چیست
می نهد هر بنده در این استان روی نیاز
این محل گر بارگاه فیض رحمان نیست چیست
رهزنان را گوی از سحرو فسون بر دار دست
از امام عصر این فرخنده فرمان نیست چیست
آن پیام آسمانی، آن فروغ جاویدان
باعث جمعیت خلق پریشان نیست چیست
بعد ازین باید بر افرازیم کاخ اتحاد
زانکه بهر وحدت این شایسته بنیان نیست چیست
اتحاد و مهر ما باید که روز افزون شود
من به آن، آن با دگر بهتر ز اخوان نیست چیست
اهل فرمان کی بماند بی نصیب از فیض او
آفتاب رحمتش مهر درخشان نیست چیست
شهریار کشور روح است در ملک وجود
امر پاکش بر قلوب خلق سلطان نیست چیست
بار دیگرکس فریب مفسدان را کی خورد
بهر دام کذب شان این خط بطلان نیست چیست
غنچه از فرخندگی چون لب کشاید در چمن
بلبلان در مدح اوصافش ثنا خوان نیست چیست
همچو سوسن در صفاتش صد زبان باید کشود
دیده نرگس به صنع دوست حیران نیست چیست
بی وجود اقدسش برهم خورد چرخ فلک
خلق و وحش و طیر دنیارا نگهبان نیست چیست
آنکه سر پیچد زامرش می شود، رد خدا
منکر امر امام عصر، شیطان نیست چیست
آنکه مکی خویش را گوید بجز امر امام
چون سپند افتاده اندر نار سوزان نیست چیست
ازخط امرش بیرون رفتن بود ضرب المثل
الحذر در هر زمان فرعون دوران نیست چیست
آنکه مردم را فریبت بهر نفع خویشتن
روز محشر حامل ادبار عصیان نیست چیست
آنکه بیرون پا نهد از این صراط المستقیم
رو سیاه محض از قولش پشیمان نیست چیست
نیست ما را درگۀ غیر از کریم داد گر
این صدای قلب آن آواز وجدان نیست چیست
روزی خورانیم از خوان کریمش همچو مور
ذات پاکش منبع ملک سلیمان نیست چیست
نیست غیر از بارگاه اقدسش دیگر دری
آستانش کعبۀ اعمال انسان نیست چیست
ما اگر غافل نباشیم آن زذ کر حضرتش
هرکجا خورشید فیض اش پرتو افشان نیست چیست
دورکن یارب جماعت را ز افات زمان
باعث ما بحر لطفش اب حیوان نیست چیست
ای برادرهای روحانی مبارک جشن تان
با صفا تربزم ما از باغ رضوان نیست چیست
مختصر رونق وجود قدس مولای زمان
بهرما عقل وشعور و دین و ایمان نیست چیست
این اثر بعد از دیدار امام زمان در بنگال، سروده شده است.
آوانیکه پرتو ارشادات مولانا حاضر امام بالای جماعت تابنده شد، این قصیده را سرودم. راجع به اینکه ما پرورده خاک افکار و عقاید و مطالعات عمیق عارفانه و تحقیقات حکیمانه در مدارج عالی معنوی در مکتب فقر و عرفان بر مبنای الهام و دریافت های باطنی تربیت یافته عارفان عالی مقام بوده ایم، زیرا که دانشمندان محقق و اولیای حقه الهی خود منشاه آثار برجسته حقیقی هستند که معرفت آنهاست. فرد: آفتاب آمد دلیل آفتاب وبدین استناد و استشهاد مینماید، تا مبتدیان پاک فطرت چه میطلبند و چگونه باید بطلبد. دریافت حقایق معنوی و ایمانی به نشانیهای باطنی تحت تعلیم خاصه و خواص معلم صادق که از هرگونه تردید و شبه که علت اصلی اشاعۀ خرافات و انحرافات میباشند میباشد، مصوون و مبراست.
سنگ اندازیها و این قبیل بازیها نشانه بی دردی و بی عشقی است. عارفی گوید:
پاکبازی طلبد عشق، که خود سازی و رنگ
مست کاریکه ز هر بلهوسی میاید
ناگفته نماند که ما از آبا و اجداد خویش دست بدامن سالکان راه حق و صاحبدلان آگاه زده ایم و از خویشتن سازی نفرت داریم، زیرا که گفته اند :
دست به دامن هرکس زدن رسوایی بود. عارف یافته خالص است نه بافته های ناقص. از پیروی گفتار و رفتار ایشان به معرفت امام زمان رسیده ایم. مایان نباید تقلید از دیگران نماییم، بلکه جهانیان باید آداب و رسوم از ما بیاموزند. (رونق)
یادداشت نویسنده : تمام اشعار اگر به دقت ارزیابی شود، خطاب به سید منصوراست گویی او پیشبینی میکرد که روزی و روزگاری چنین اتفاق میافتد که محل نیایش مردم ، از روی حرص و جهالت توسط «خان اغا» تخریب خواهد شد. فریب خورده های خان اغا از همه اولتر باید بخوانند و قضاوت کنند، که برادر شاعرش چگونه نقاب از چهره شیطانی او برداشته است . دنباله روی با «خان اغا» فاصله گرفتن ازاسماعیلیه ودشمنی با ان است. من الله توفیق
نظرات
46 دیدگاهچه فرق است بین انسان و اهریمن؟
آقای شیر افگن! نوشته ی فوق که بزعم شما پرده از کارنامه های سیاه خانواده ی نادری یا سید کیان مخصوصاً سید منصور بر میدارد تا حدی مقرون به صحت است . تاحدی به این معنا که آنچه را در باره ی سید منصور نوشته ی نسبت به جنایات که وی انجام داده است قطره ی است از دریا. آنچه را در باره ی سید نور الدین رونق نوشته ای کمی اغراق آمیز است ،بقول عوام گرچه درست نیست پشت سرِ مرده حرف زده شود ولی وقتی پای واقعیت ها بمیان می آید انسان باید از این باور عامیانه عبور کند. من چند بار با آقای رونق صحبت های داشتم و تا حدی از طرز افکار ونیاتش با خبر بودم و برخی از اشعارش را خوانده ام و کتاب "خون دل " او تا دوران مهاجرت درنزدم بود وهر باری که در زمینه ی ناآگاهی تأسف بار وفقر معنوی ومادی جامعه ی اسماعیلیه صحبت می شد به اصطلاح تیر خود را می آورد وموضوع شعر وشاعری را پیش می کشید، ولی تااندازه ی فکر روشن داشت واینکه چرا به نفع جامعه ی محروم وبی سواد اسماعیلیه کاری نکرد ویا نمی توانست کاری بکند،فعلاً محملی برای قضاوت نمی گذارد. اورا در واقع میتوان تیئوریسن شؤن عقیدتی این خانواده دانست، برای اینکه بقیه اعضای خانواده اش از نعمت نویسندگی ادبی محروم بودند، نوشته های درارتباط به امور رهبری وعقیدتی جامعه ی اسماعیلیه ی افغانستان توسط او نوشته و به امضای سید ناصر میرسید.سید منصور دران هنگام حیثیت یا مقام " ارباب" را داشت، کار های جنگ ودعواوتعرض وتجاوز مانند چور چپاول خانه ی پسران عمویش معروف به شیر آغا ومنوچهر،کشتن دو جوان بدبخت و انداختن جسد آندو در عقب خانه ی منوچهر که سرانجام منجر به زندانی شدن سید منصور و تنی چند از همدستانش گردید، چوب زدن و کشتن ناراضیان کیش عقیدتی این خانواده مربوط او بود وخلاصه اورا میتوان آمر عمومی پلانگذاری های شیطانی خانواده نادری دانست.
دلیل کشته شدن آقای رونق و دو برادرش سید گوهر خان وقادر خان وهمچنان زنده ماندن سید ناصر وسید منصور که نسبت به آن سه برادر دیگر نام دار ودارای وجهه اجتماعی ومذهبی بودند ونیززنده بر آمدن این دو از زندان مخوف پلچرخی دوران تره کی ـ امین، را نمیتوان به آسانی به داوری گرفت زیرا اسناد ومدارک متقِن درین باره فعلاً دردست نیست.
آقای شیر افگن! به تصور شما که سید منصور در اثردخالت در کار های سیاسی و نظامی گری وکشت وکشتار ناراضیان کیش عقیدتی و نیز مخالفین اش " از کار های رهبری اسماعیلیه بکلی سبکدوش گردید." درست نیست. قبلاً نیز در همین سایت تحت عنوان " اسناد تقلب ورشوه دهی سید منصور نادری بدست نیروهای امنیتی افتاد" و"نا امنی در دره ی نیکپی" بقلم جولو کیانی، معلومات مکفی در باره ی سید منصور ارایه داشته بودم. ودرینجا نیز بطور خلاصه بعرض میرسانم که سید منصور اصلاً وابداً به مقام رهبری وکار های مربوط به امور مذهبی جامعه ی اسماعیلیه ی افغانستان مقرر ، منصوب وموظف نشده است. وقتی سید نادر خان پدر ایشان دردهه ی پنجاه فوت کرد، سید ناصر بعنوان نماینده ی امام برای دو سال انتخابگردید وبعد ازان دوره ی نمایندگی او تمدید نشد. در زمان نصب ببرک کامل به اریکه ی قدرت این دو برادر با سپردن تعهد مبنی بر خدمت گذاری به رژیم دست نشانده از زندان رها شدند، سید ناصر به "جبهه ی ملی پدر وطن" ببرک پیوست و به نفع دولت دست نشانده ومحکومیت مجاهدین ازطریق تلویزیون چند بار سخنرانی کرد. پس ازمدتی عازم لندن شد ودر آنجا اقامت دایمی را اختیار کرد. بعد از رفتن وی سید منصور درابتدا ازطریق و کالت کذائی برادرش امور مذهبی مردم ناآگاه اسماعیلیه را بدست گرفت در حالیکه وکیل ووکیل بازی در مذهب هیچ توجیه ومشروعیتی ندارد، و بعداً همینکه در اثر تعهد به خدمت گذاری رژیم مزدور صاحب تشکیلات نظامی گردید، خودرا رهبر مذهبی مردم اسماعیلیه خواند. ودر حقیقت مانند دهها مدعیان رهبری خودسر، او یک رهبر خود تراش وخود ساخته است وهیچ ارتباطی با طریقه ی اسماعیلیه ندارد. هر زشت کاری ضد دینی ومردمی را که انجام میدهد باید به حساب خودش و حزبش گذاشت، نه به حساب طریقه وجامعه ی اسماعیلیه. استفاده ی ابزاری از قرآن کریم تازه نیست، به دوران زمامداری معاویه اولین امیر بنی امیه میرسد که به مشوره عمرو عاص قرآنهارادرنوک نیزه کردند واین کار موجب شد تا انشعاب وتفرقه در اردوگاه حضرت علی پدید آید وسرانجام با شگافته شدن فرق مبارک وشهادت حضرتش در حقیقت فرق اسلام شکستانده شد و شیرازه ی اسلام از هم گسیخت که تا امروز این گسیختگی مرمت نشده است. نقش ونگارش قرآن کریم در روی سنگ یا تحریر آن روی پارچه های قالین مخصوص یک کار هنری است البته سزاوار تکریم مشروط بر اینکه، کدام غرض واستفاده ی شیطانی از قرآن پاک نباشد. با درود فراوان. گل احمد
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
خدمت آقای شیر افگن و آقای گل احمد!
جرا در باره کسی که نمیدانید خواه مخواه قضاوت میکنید؟ سید منصور شدن کاری بسا آسانی نیست.
خدمت که ایشان در حق تمامی مردم افغانستان به خصوص مردم اسماعیلیه افغانستان نموده قابل قدر میباشد.
اگر یکی از شما در باره فرقه 80 آگاهی داشته باشید بعد خواهید دانست که ایشان جه خدمت فراوان و شایسته برای جماعت خویش نموده است. زمانیکه فرزندان افغانستان در جبهه های جنگ بیشمار تلف میشدند ایشان بودند که با ایجاد فرقه 80 دها هزار جوان افغان بخصوص جوانان اسماعیلی رااز کام مرگ نجات دادند.
از شما خواهشمندیم تا قبل از ابراز نظر در باره کسی هر چه بیشتر باید معلومات جامع گرداوری نموده و بعدآ ابراز نظر نماید.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
خدمت گرم شما عرض کنم که خان آغا با ایجاد فرقه 80 بسیار یک خیانت بزرک به حق افغانستان نمود.
خان آغا به نام فرقه 80 تمام عاشیه و اباطه از دولت مرکزی دریافت مینمود ولی همه آن خرچ و معاش عساکر را به غند خودش میزد. به جوان های شجاع که حاضر برای دفاع از وطن شان بودند ترخیص های مفت مفت پشت در خانه هایشان روان میکرد. (اگر جوان های دیگر ها کشته میشدند از ما هم باید میشد به راه وطن) خوب آن یک فساد بزرگ بود. اگر دعوا بعدی شما این است که خان آغا ناموس مردم را در چمن ببرک نگاه کرد... پس بسیار یک شخص بی منطق میباشید.
دلیل: اگر خان آغا دم آنقدر دلیر و شجاع میبود مردم را از قتل عام در بغلان (کیهان) و مزار شریف نجات میداد... مگر خان آغا اولین کار که کرد ... توسط هلیکوپتر فامیل و جان شیرین خودش را به تاجیکستان رساند.
(مرید های خان آغا دعوا میکند که آن هلیکوپتر بدون پترول به معجزه خان آغا دممم پرواز نمود و به مقامش رسید)
او مردم بیدار شوید ... بالای پدر پدریتان باداری کردند .. شرم است که شما هم خایه مالی میکنید!!!! بس است دیگه به لحاظ خدا.
حقجو
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
من میدانم که شما خودتان خو کدام شخصیتی در بین مردم شریف اسماعیلیه و اجتماع و مرم افغانستان ندارید و چیزیکه از طرف با داران شما که خود تان میدانید منظوراز باداران تان کی ها است ؟دیکته میشویید واز طریق این سایت ها مانند دزد ها شخصیت کشی مردان بزرگ را مینمایید اگرگفته های شما واقعآ واقعیت دارند لطف نموده نام های اصلی خود را بنویسید و آدرس خود را مشخص نمایید تا روبرو تمام حرف ها شنیده شود،شخصیت کشی شما ها جایی را نخواهد گرفت بیایید مردانه وارخود را آشکار نماییداگر شما واقعآ حق استیدوحق میگویید کسانیکه حق استند از کسی هراس هم ندارند مردانه وار داخل کار زار میشوند.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
بچه خاله سه بوگوم تو ره. خود تو خو موفامی که خان آغا یک آدم خون خور استه. اگر مردم نام و نشان خوده نویشته کنه خو تباه موشه. خان آدم کسه ترور موکنه. چند روز پیش سر دفتر مولا حمله کد بیچاره ملا کریم بخش سر سفید ره شفاخانه رهی کد. کد شمو مردم کی روی به روی گپ زده موشه. ده رو حمله مونین.
با احترام زیاد - ملا علی خو
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
توکه قدرخدماتش را نمی دانی،پس بشنوخوب کرد که کرد تو هم بکو هرجی که از دستت میآیید زورت د کمرت که چیز از دستت نمیآید ناحق ناحق هم گپ نزن
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
شیطان آفریده خدواند تعالی میباشد. شیطان های بزرگ چون خان آغا را خود خداوند به احسابش میرسد.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
البته حقجو برادر حقبین، حقبین خایین که موجب تمام بربادی ها شد وآن هم به دسیسه های باداران خود،با آن کار خود چی منفعتی بدست آورد بجز از خجالت و سر افگندگی.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
اين حقبين جنائت كار سبب سقوط داكتر نجيب شده است سيد منصور را سى سال فريب داد واكنون نوبت ادارات امام عصر است كه اينهارا جند مدت إغفال ميكند او كه به سيد منصور نشد به هيج كس وحتى بخداوند عالم نميشود وسخت نمك بحرام وحرام زاده است دونفر ازخانواده مرا باسم قربان على وغلام على در روز روشن بقتل رساند خداوند لعنتش كند مير هزار
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
خدمت شما عرض کنم که سالانه از شهر تورانتو کانادا تقریبا یک میلیون دالر به حیث ده یک به "خان آغا دم" روان میشود. جمع آوری این پول گذاف توسط یک زن به نام "حاجی عزیزه" که سال ها با "خان آغا دم" عشق بازی کرده است میشود. حاجی عزیزه همیشه برای خان آغا دم رای زنی میکند و خود را وکیل یکتاز شهر تورانتو میداند. اگر کسی خلاف خان آغا دم پیدا شود... حاجی عزیزه آن شخص را ترور میکند (لت و کوپ).
حاجی عزیزه یک حلقه تروریستی تشکیل داده است. این گروه شمول چند جوان بیسواد و خوش باور میباشد. اگر در هر محفل و یا هر جای دیگر هر کسی در خلاف خان آغا دم حرف بزند باید یک دندانش را از دست بدهد. این شعار گروه تروریستی حاجی عزیزه میباشد.
نوت: لقب حاجی را برای عزیزه را خود خان آغا دم اعطا کرده است. چرا؟ خودتان فکر کنید. حاجی عزیزه زن زیبا و خوش اندام میباشد. پیش از عروسی اش با خان آغا دم ارتباط نا مشروع داشت. شوهر حاجی عزیزه قصد ترور خان آغا را کرد. مگر متاسفانه خان آغا با یاری عزیزه جانش قصد ترور را بر عکس ساخت.
با تشکر - ملا بی نام
(از ترس وحشت "خان آغا" اسمم را نمیتوانم بنویسم). شاید ترور شوم. خدایا همه ظالمان را از دنیا نیست و نابود بساز. آمین!
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
تا احمق در جهان است مفلس در نمی ماند.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
چپ بنگرد، درید. جناب سید نورالدین رونق در افق شعر مقاومت چون ستاره تابناکی، پرتو افشانی میکند، چشمان حاسدان کینه توز را خیره میسازد. او سزاوار هرنوع مقام و جایگاه (...)
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
سر گروپ تروریستان خان آغا در تورنتوی کانادا شخصی است بنام حاجی پاینده الف وبرادرش انجینر هاشم مشهور به هاشم پوقانه. انجینر هاشم سر پرست فروشگاهای زنجیره ای خان آغا وپسرش سعادت را درکابل دارد، فروشگاه زنجیره ای ایشان بنام فاینست ( Finest) یاد میشود که عموماً خوراک خارجی هارا میفروشند. انجینر هاشم با بادی گارد های مسلح گردش میکند وازبرکت دالرهای باد آورده خان آغا وپسرش یک حویلی 12 لکی ویکی هم 8 لکی وچندین هکتار زمین در تورنتو خریده است. اگر کسی کوچکترین حرف یا مزمتی خان آغا رانماید تروریستان وی اگر اورا محو فزیکی کرده نتواند فحش ودشنام های رکیک داده و خط و نشان میکشد که خویشان ونزدیکانت در کابل یا جاهای دیگر در امان نخواهد ماند. اگر کسی در افغانستان خویشاوند نزدیک داشته باشد نام ونشانی وآدرس اورا دراختیار خان آغا می گذارد، خان آغا توسط گروپ های اشرار و تروریستان خود شخص یا اشخاص مورد نظر را احضار و به او اخطار میدهد که فلانی را در تورنتو بگو دست از مخالفت یا بد گوئی ما بردارد در غیر آن روی زندگی را نخواهی دید. با این وسیله ای سر کوپ واختناق مخالفین و ناراضیان خودرا وادار بسکوت میکند.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
گنجه علی جو!
پَکشی دروق، پکشی دروق. سیایی ذوغال ده روی تو!
انجنیر هاشیم نَروَری از زوری ( خ ا ی ه) خو پیدا کده و خرچ و برچ موکنه تو کی نمیتنی و زور دده کِناراب بورو و تیز خوره دِه بَریمه، اوقری مه.
دوکانای (فاینِست) بولک بولک آدمو ره کار دَدَه و ماش میتیه ده لوزی قلم یانی (احاشه و اباطه) موشَن.
تو باچه گک قوغ شَوی الهی;
حاجی پَینده بیچَره از خود خبر نده ره و تو گاه ایطور تومتی کته بلیشی موکنی<
ده غضبِ خدا جو و مولادَم گیریفتار شوی!!!
خون پورته کَنی تو باچه گک، رودای تو ره کیرمی یک میتره غار غار کنه; هه هه هه.....
به قلمی علی گنج صاحیب قیرو.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
والله از طرز سخن گفتن شما معلوم میشود که یکی از سگ های بزرگ خان آغا و پس خور حاجی هاشم پقانه میباشید.
کسی میگفت هر مرد که از خان آغا پشتیبانی و برایش رای زنی میکند ... از مادرش آموخته است.
دلیل: خدا خودش - خان آغا - و مادر آن مرد میداند.
خدا همه زن ها را زیر چادر بی بی فاطمه (ع) نگهدارد. آمین!
خوب در آخرباید بگویم که خان آغا دم زن همه وکیل های کمیسیونش را (گ ا ی د).
اگر ثبوت میخواهید.... پیش آن زن ها خان آغا را بد بگوید .. باز میبینید که چی میگویند. LoL
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
از شما ره باداران خارجی تان که برایتان دالر میدهند وشما جی جی آنها را میکنیید وتمام اختتیارات تانرا به آنان سپرده اید خود تان خو هیچ صلاحیتی از خود نداریید حتی مولی را هم پوست نمی توانید.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
خوب گپ گفتی. خان آغا دم برایت یاد داده است.
اگر جی جی میگویید یا چیزی دیگر باز هم سگش سر خان آغا دم شرف دارد.
دستشان به خون مردم آلوده نیست.
از مذهب سوی استفاده سیاسی نمیکنند
به زن و فرزند مردم به چشم بد نمیبینند
دعوای باداری نمیکنند
هیچ اسماعیلی را غلام حلقه بگوش نساخته است
حق ده یک دعوا ندارند
بعد از ختم وظیفه شان قدرت طلبی نمیکنند.
ای برادر گمراه لطفا کون خان آغا را رها کن مبادا تو هم در آتش که او خواهد سوخت بسوزی.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
آقای عزیز یک متل مشهور است که میگویند هیچ کس نمی گوید دوغ من ترش است در باره خوداگر بگویم خدا کند لاف فکرنکنید من یک اسماعیلی سخت متعقد به امام حاضرو موجود خود بوده و هیچ طمعه هم از هیچ طرف هم ندارم اما حق و باطل را بسیاربه خوبی میتوانم، اگر کسی بخواهد از من وعقیده راسخم به مذهبم استفاده نمایدابدآ کامیاب نخواهد شد هرکسی باشد من حق را گفته ام و شما از کسانیکه پشتیبانی ناحق مینمایدبر عکس گفته اید آنها مرام های خود را دنبال میکنند من به گفته های خویش اعتماد واعتقاد کامل دارم ومولای من نگهدار مومنین واقعی خود میباشد انشآالله ودروغ گویان را به اعمال زشت ایشان خواهندرساند.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
تشکر از دوستانیکه در مورد این چهره های زشت و پلید مینویسند و آنها را به مردم معرفی میکنند. من شخصاً در ابتدا به این خانواده به دیده قدر مینگرستم ولی بعد ازینکه در مورد خیانت وجنایت شان در کابل پرس? خواندم نظرم کاملاً عوض شده است. این ها نه تنها دشمن سیاسی مردم اسماعیلیه هستند بلکه دشمنان اقتصاد (زیرا پولهای شانرا بنام های مختلف میگیرند)، دشمنان عقیده (زیرا از عقاید این مردم سؤ استفاده میکنند در حالیکه خودشان به هیچ دین و مذهب عقیده ندارند)، و دشمنان سر و جان این مردم هم هستند.
در مورد جنایات این خانواده بالای مردم اسماعیلیه اکنون بقدر کافی میدانیم. تا جای که من معلومات نسبی دارم جنایات این خانواده محدود به مردم مظلوم اسماعیلیه نبوده بلکه به دیگران نیز بالخصوص به مردم پشتون بغلان مرکزی خیانت های بزرگ کرده اند. آیا میشود دوستانیکه درین رابطه معلومات دارند مقاله را درین مورد بنویسد. سپاس
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
لعنت پاک پرودگاربالای شما کثیفان با این همه دروغ پراگنی های ناحق و این درام های ساختگی تان....
دوستان و اهل خبره متوجه استند از نام های مستعار،داستان های دانباله دار و ناحق و گمراه کننده و آنهم به شکل بسیار منظم که من یقین دارم که نویسنده لعین بسیارررررررر ماهراست که هم خود کوزه گر است وهم گل کوزه
با نام های مستعار مینویسد ونظرات را هم خودش با داستان و سناریوی که خودش ترتیب میدهد درج مینماید......
آفتاب هیچ گاه با دوانگشت پنهان نمیشود....سگ هرچی بجفهدباز هم همه میداند که سگ سگ است..از کرامت و بزرگی انسان چیزی کم نمیشود.
مردم آگاه و خردمند همه را میشناسند.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
او ادم کوزه خر و کوزه گر است نه کوزه گر و گیل کوزه
اگر خدایشی من بیطرفانه قضاوت کنم هر چه مردم تحریر کرده راست بوده سید های کیان خیل ها مثل شا هان سعودی است.
فقط باید ماشین شود که این نسل مردار قطع شود .
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
برادرعزیز قاضی روز محشرخداوند(ج)است
لطفآ شما متوجه باشیدکه ما بشراستیم و بسیار عاجز بترسید از روزیکه شما در حضورآن حق تعالی ایستاده خواهی بود و بسیار نادم و پشیمان و آنگاه این غروردنیای شما هیچ بدرد شما نخواهد خورد.
من میدانم این پیام هم از خود نویسنده این مضمون است.
چون آگاهان همه میدانند که کسانیکه بر ضد این شخصیت عالیقدر مینویسند نه خدا(ج)و نه به رسول(ص)و نه بقرآن کریم اعتقاد دارند.
دوستان آگاه ما میتوانند از جملات این گمراه که در مضمون نوشته است دریابند که در باره قرآن کریم اظهار نظر نموده است.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
بلی برادر شیطان همیشه مامورهمین وظیفه میباشد تا انسانها را از راه درست گمراه نماید اما انسان همیشه باید پناه بخواهد به خدا از شر شیطان رانده شده وشاکر شیطان نباشند
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
کلمه دم را زیاد نوشتید و استفاده کردید، چه معنی دارد؟؟
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
در زبان هزارگي كلمه دم به جاي (جان) استفاده ميشود.
با احترام ملا بي نام.
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
او بچه زبان هزارکی لجه است نه زبان زبان همان دری و یا فارسی و اکر دری بلد نیستی به پشتو پارسی است
یک کمی اتحاد بکو افرین چشمت تو صدقه
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
او بچه زبان هزارکی لجه است نه زبان زبان همان دری و یا فارسی و اکر دری بلد نیستی به پشتو پارسی است
یک کمی اتحاد بکو افرین چشمت تو صدقه
او جان او تنها دم نیست باید در پهلویش دم من دم مادر دم پدر دم برادر گفته شود و خود کلمیه دم به معنی نفس یا عزیز و دوست بکاتر برده میشود البته از جانب بزرگان به ارجمندان استعمال میگردد .
چه فرق است بین انسان و اهریمن؟
او بیادر ایتو که هست ماهم دم زیاد داریم. گلبدین دم، سیاف دم، ربانی دم، قسیم دم و هزاران دم دیگر ، والله تا به حال فکر می کردم که دم ، فیر معنی می دهد، ها ها ها
تشکر ملا بی نام
فرق درینجاست که زمینه چور اوغان در بغلان کم شده !
دوستان سلام ! نود و نه فیصد کسانی که سید منصور و خاندانش را دوست ندارند و برای خویش دشمن دانسته بر ضد ایشان تبلیغ دروغ میکنند ، اوغانهای ناقل بغلانی اند که زمینه و بستر چور ، چپاول ، باداری، سرداری و مالک شدن سرزمینهای مردم برایشان با بودن سید منصورنادری تنگ شده که داد ، فغان و واویلای بلند نموده اند .
فرق درینجاست که زمینه چور اوغان در بغلان کم شده !
محترم مزاری صاحب!
خدمت محترم عرض شود که درین کامنت گذاری ها افغانهای ناقلین بغلان ودهنه غوری هیچ دخلی ندارند بلکه خود مردم اسماعیلیه میباشند که با تمام کارنامه های سیاه سید های کیان بخصوص سید منصور بلدیت عام وتام دارند.شاید افغانهای ناقلین بخاطر کشته شدن چند تن از سرانش توسط سید منصور وافرادش کینه و انتقام جوئی های داشته باشند، ولی بشما اطمینان میدهم که این کامنت ها از سوی آنان نیست. قبلاً هم درین سایت درباره ای سید منصور وکارنامه هایش صحبت های زیاد شده بود، و جناب شما همین ادعای کنونی را مطرح کرده بودید، لکن از سوی چند تن وارد به قضایای سید های کیان بشدت رد شد و یکی از آن کامنت ها از آنِ ماما فرید دوست تان بود که برای روشن شدن بهتر موضوع واستحضار جناب عالی آن کامنت رادرین جا می آورم. بااحترام دوست که شمار فراموش نمی کند گل احمد.
آوريل 12:45, بوسيله ى فرید
بعد سلام - نمیخواستم درین بحث شرکت کنم ولی سماجت آقای الف در مورد معصومیت سید منصور نادری مرا واداشت تا نکاتی را خدمت شما بعرض برسانم:
اینجانب که بیشتر از 10 سال در ولایت بغلان دارای وظیفه ملکی رسمی بودم با سید منصور و فرزندانش از نزدیک آشنایی داشتم. گذشت زمان بسیار مسایل را از خاطرم زدوده ولی جسته و گریخته حقایق و اتفاقاتی را که به یاد دارم وشاهد ان چه حضوری و چه نقل قول هایی که در صحت ان هیچ شکی ندارم مینویسم.
با اینکه هم کیش سید منصور نیستم ولی در چندین نشست شخصی با سید منصور از نزدیک نشسته و در مجالسش حضور داشته ام.
سید منصور شخص خوش لباس خوش سلیقه باده خوار بیسواد ودل بسته به شکوه و جلال واشعار تملق آمیز (به قول شما مجالس ادبی) است.
به هیچ قول و قرار خود ایستاده نبوده و اگر ضرورت شود شاید فرزندان خویش را هم فدای کیش شخصیت خود میکند.
فرزندانش:
جاوید آغا( مرحوم) شرابخواره و کاکه طبیعت خراج وجوانمرد ولی سخت بی بند وبار که از همین سبب مورد بی لطفی سید منصور قرار گرفته بود( حتی یکروز سید منصور به جواب یکی از دوستان که گفته بود در مورد جاوید آغا چرا بی تفاوت هستی گفته بود که مثل جاوید هزاران فرزند دارم به غم کدامش باشم تو بیکار هستی) و به همین سبب جاوید خود را سخت توهین شده میدانست و با پناه بردن به شراب به حد افراط زندگیش را بر سر ان گذاشت.
سید جعفرآدم هوشیار شرابخوار و سخت زنباره که لیست تجاوزاتش به زنان چارا و ناچار شاید به هزار برسد و دست یافتن به چنین امکانی برایش بواسطه اردلی وی ( ضربه) زمینه سازی میشد.
جعفر در نیرنگ و فریب دست سید منصور را از پشت بسته.
الفت آغا جوان خوش قیافه خوش تیپ با ادب و دور از دغدغه خانوادگی که گاه گاهی سر به افغانستان میزد.
سید منصور تا جایی که موثق خبر دارم افراد ذیل را که مانع بزرگی در راه تحقق اداره مطلق العنانی خویش در بغلان میدید با ترور توسط جلادان خویش چون قومندان شیرداد غوربندی قومندان حکیم ضربه و..از سر راه خویش برداشت:
قومندان مامور غیوراز فابریکه قند بغلان مربوط حزب اسلامی
قومندان تور بچه حاجی عبدالحکیم از قریه بالادوری بغلان
حاجی نواب قوماندان غند قومی از قریه حسین خیل که یکی از با شخصیت ترین و وطندوست ترین افراد در بین قوماندانان محلی بود.وی شخص تحصیلکرده و خدمتگذار مردم بود.
شاه قدم نیکپی یکی از جوانان تحصیلکرده پولیس از ولسوالی دوشی ازجمله منورین مردم اسمعیلیه که با یکه تازی سید منصور مخالفت میکرد.
صمد پویا قبلا معاون کمیته ولایتی بغلان که تلاش زیادی بخاطر ختم جنگهای تنظیمی بین جنبش و شورای نظار میکرد. حادثه طوری ساخته شده بود که سید جعفرشخصا با ایشان همسفر بود و داخل طیاره منتظر پرواز بودند.با شروع پرواز سیدجعفر به بهانه یی از طیاره پایین شده و متباقی مسافرین بشمول شاه قدم نیکپی پرواز کرده و بعد از ساعتی پرواز طیاره سقوط میکند و همه مسافران به قتل میرسند. شاید بمی در طیاره تعبیه شده بود!! قابل یاد اوریست که طیاره مربوط سید منصور بود.
بار سوم قصد ناکام علیه سید حسام الدین پسرکاکایش مشهور به قوماندان عمومی که موصوف انسان نیک و خلاف حکومت خود کامه سید منصور بود.
سید منصور تمام دارایی های عامه در بغلان را به یغما برد. وی توسط پیش خدمت خاصش انجنیر معراج تمام موسسات دولتی خصوصا نساجی پلخمری و سمنت غوری را تاراج کرد.
مواردی را که نگاشتم عاری از هر نوع ذهنی گری حقایق محض است و بس.
با احترام
ماما فرید
مافیای مزهبی در افغانستان
مافیای مذهبی در افغانستان
افغانستان کشوری است که دارای چندین ملییت میباشد. این ملییت ها به چندید شاخه های اسلام عقیده دارند. یکی از این شاخه های اسلام شیعه اسماعیلیه میباشد که پیروهانش اکثرا مردم هزاره هستند. در طول تاریخ افغانستان مردم هزاره توسط رجیم های مختلف سرکوب شدند. در پهلوی این سرکوب های رجیمی بعضی از مردم های هزاره که به مذهب شیعه امامی اسماعیلیه عقیده دارند گول دلالان مذهبی را نیز خوردند.
دلالان مذهبی مذهب شیعه امامی اسماعیلیه افغانستان که خود را وارث این مذهب میدانند امروز اسماعیلیان افغان را گروگان گرفته و آن ها را به دو پارچه تقسیم کرده اند (فوکسی و خان آغای).
در ابتدا به معرفی خان آغا میپردازیم. خان آغا اسم دوم سید منصور کیهانی میباشد. این اسم را سید منصور خودش به خود لقب داده است. سید منصور پسر..... دوام دارد....
به زودی از طریق این سایت (کابل پریس) به نشر خواهد رسید.
بوصیله - ( )