بعلت رشته های وحدتی وی بود که در کابینه آقای کرزی جابجا گردید و بعد هم ریاست کمسیون حقوق بشر برایش اعطا گردید که در تمام این ماموریت هایش هیچ دست آوردی نداشته اما با وجود آن غرب کوشید که از وی قهرمان بتراشد و با دادن جوایز پیاپی او را مطرح سازد.
اما درین اواخر در جریان طرح "مصالحه ملی" بازهم افکار وحدتی خانم سیما کار کرد و در ارتباط به این طرح بیشرمانه موقف بشدت مذبوحانه و مغایر با آرزو های مردم ما اختیار کرد. مخالفت خانم سیما برای رهایی دو طالب در برابر آزادی اجمل نقشبندی بازهم ضربه دیگری بود به شخصیت کاذب این خانم که جایگاهش در بین مردم را بیشتر از پیش به زمین زد.
از یک فردی متعلق به حزبی بدنام، جنایتکار و پیگانه پرور انتظار نیز نمیتوان داشت که خدمتی برای مردم ما انجام دهد و اینرا کارکرد های چندساله خانم سیما سمر به اثبات رسانیده است.
چندی قبل در برنامه گزارش شش و نیم تلویزیون "طلوع"، ملالی جویا در انتقاد به کارکرد کمسیون حقوق بشر و وابستگی رئیس آن به حزب وحدت سخن گفت و اسنادی در اثبات ادعایش از لابلای نشریات حزب وحدت ارئه نمود.
من از مدتها در تلاش بودم تا کاپی این اسناد را بدست آرم ولی از آنجاییکه خانم ملالی جویای قهرمان مصروف سفر در خارج از کشور بود این کار مدتی به درازا کشید، با سپاس از دفتر ملالی جویا که این اسناد را در اختیار من قرار دادند که اینک آنرا در معرض دید هموطنانم قرار میدهم تا بیشتر با خانم سیما آشنا شوند.
نظرات
30 دیدگاهخانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
با سلام به تمام خوانندگان
من می خواهم بگویم که آقای رستاخیز کمی تند می رانند. اول اینکه حزب وحدت فعلا با ایران راربطه ی ندارد. دوم اینکه اگر قرار باشد رابطه با کشورهای خارجی را بهانه ی برای ضدیت با جمعی قرار دهیم تمام مردم افغانستان در دوران جنگ به نحوی از کمک یکی از کشورهای خارجی بهره مند بوده اند. من که در تاریخ افغانستان هیج حزب و دولتی را کاملا مستقل نیافته ام. اگر بخواهید می توانم مستند حرف بزنم.
حزب وحدت را من یک حزب کاملا افغانستانی می شناسم با تمام خصوصیات افغانستانی آن. اینک هم حزب وحدت در کنار دیگر احزاب فعالیت می کند و از خارجی ها نسبت به دیگر احزاب کمتر فرمان می برد. حتی از دولت مرکزی افغانستان کمتر از کشورهای خارجی وابسته است.
خانم ثمر را ما نمی خوهیم که کسی مثلا آدم غال مغالی مثل ملالی به ما معرفی کند. اول خانم ملالی بگوید که خودش جز غال مفال های بی ارزش و در خیلی موارد ضرر رسان برای مردم افغانستان چه کرده است. سیما سمر اگر هیچ نکرده است لا اقل ده شفاخانه و بیشتر از بیست مکتب را در محرومترین مناطق کشور ساخته اند. بیش از چهل هزار دختر محروم در این مکاتب درس می خوانند. نظر ملالی گرامی است و سودی برای مردم ندارد. ما در این کشور حرفهای بیهوده بسیار شنیده ایم. او وقتی یک شفاخانه و یک مکتب ساخت من برایش رای می دهم ولی حرف مفت و بچه گانه اش را به هیچ هم نمی خرم. ملالی برود و شش جایزه ای بین المللی بگیرد تا ما هم در افخارش شریک شویم. با سواد و شخصیتی هیاهو افکنی که دارد فکر نمی کنم سودی به حال کشور ما داشته باشد گرچه حضورش را باید ستود. افغانستان به عمل گرایی و بخشش و آرامش نیاز دارد نه به هیاهو و تنش و غال مغالهای اشتکانه. تشکر
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
پس به گفته این دوستان که حزب وحدت یک حزب مستقل و با افتخار است و گفته میشود که شکی نیست که سیما عضو شورای رهبری آن است پس این خانم چرا با آب و تاب همیشه عضویتش در این حزب را انکار کرده است؟ این خود سوالیست بزرگ. چرا باید او از این مقامش در یک حزب "پرافتخار" خجالتی باشد؟؟ چرا نمیگوید که افتخار میکند که در رهبری این حزب "پرافتخار" است؟؟؟؟ باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد!!
آفتاب را با انگشت نمیتوان پنهان کرد
رها هزاره میگوید: “حزب وحدت فعلا با ایران راربطه ی ندارد”
یعنی میپذیرید که اگر "فعلا" نه بله در گذشته این حزب بوسیله ایران ساخته و پرداخته شد و مطابق سیاست ایران عمل میکرده است؟؟
مگر ایران نبود که از گروههای هشتگانه مزدورش حزب وحدت را ساخت؟
آفتاب را با انگشت نمیتوان پنهان کرد
نه خیر حزب وحدت در قلب هزارستان و بامیان ساخته شد و این ایران بود که با یکی شدن گروه های هزاره مخالف بود.
آفتاب را با انگشت نمیتوان پنهان کرد
چاکری حزب وحدت به ایران به حدی بردهوار و عمیق بود که حتی یکی از مشهورترین و خونریزترین قومندانانش به نام شفیع دیوانه نیز به آن اعتراض داشت.
به بخش از این مصاحبهاش با نشریه حزب وحدت توجه کنید:
عصری برای عدالت: یک تعداد می گویند که شما به هیچ کس تن نمی دهید و بی بند و باری اخلاق شماست و مردم با گوشت و پوست خود از شما تنفر دارند هنگام رژه ، من شاهد بودم و کسیت ویدیویی هم در دستم است که... در هنگام رژه ، باز هم حرکت شما خلاف دیگران بود و شما صرف برای استاد خلیلی سلام دادید و عمدآ قسمی وانمود کردید که غیر از ایشان کسی دیگر در لوژ وجود نداشت .
شفیع : کاملا درست میگویید ... در لوژی که سید عباس حکیمی و ایرانی ها نشسته باشند ٍ این لوژ را سلام نمی کنم. با این کار حد اقل احساس می کنم که به خون رهبر و سید الشهدای مردم (شهید مرازی) و خود مردم صادق میمانم.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
اقای شریف الله پوپل !
1- هیچ وقت سیما سمر به صراحت عضویت خودرا رد نکرده است.
2- اقای محترم حزب وحدت این افتخار را داشت و دارد که هیچ حزب روشنفکری و غیر روشنفکری در افغانستان در شورای مرکزی اش زنان حضور نداشته اگر هم داشته کم رنگ بوده ولی حزب وحدت این افتخار را داشته و دارد که شورای مرکزی اش تعداد زیادی زنان حضور داشته ودارد .
درزمان رهبری شهید مزاری و اقای خلیلی ده نفر از زنان تحصیل کرده به عضویت شورای مرکزی این حزب بودند.
اگر بحث از استقلال نمایم شاید این حزب نسبت به همه جریانهای افغانی مستقل بوده و است.
اگر واقع بینانانه به قضایا دیده شود.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
اولا غلط است و توهین به مردم ما که همه را وابسته به بیگانگان قلمداد کنیم. البته چنانچه شما هم بدرستی اشاره نموده اید در این هیچ جای شک نیست که تمامی احزاب پشاوری و ایرانی مزدواران خانه زاد پاکستان و رژیم ایران بودند ولی این ننگ به هیچ وجه به مردم ما ارتباط ندارد. بیگانگان معمولا احزاب و شخصیت های را در کشور های دیگر می خرند تا با تکیه بر آنها نفوذ خود را در کشور یا کشور های معین تحکیم و توسعه ببخشند. تاریخ مطمئاً احزاب هفتگانه ساخت پشاور و هشتگانه ساخت رژیم سیاه آدمکش ایران را به مثابه کثیف ترین دشمنان استقلال و دموکراسی و سعادت مردم افغانستان ثبت خواهد کرد.
اما خنده آور تر از حرف بالا ادعای "افغانستانی" بودن حزب وحدت است. امروز به استثنای اعضای به آب و دانه رسیده خود این حزب هیچ کسی دیگر در دنیا ناف این حزب را از ناف جمهوری اسلامی ایران جدا نمیداند. همانطوریکه احزاب خاین پشاوری مخلوق "سی آی ای" و "آی اس آی" اند، حزب خاین وحدت هم ساخته وزارت امنیت و اطلاعات ایران است. این مسله مثل آفتاب به همگان روشن است. حتی خانم یا آقای رها هزاره آنرا تصدیق میکند با این کلمات که حزب وحدت " از خارجی ها نسبت به دیگر احزاب کمتر فرمان می برد"! یعنی اگر باند های سیاف و ربانی صد در صد وابسته به بیگانه هاست، حزب خلیلی و محقق نود درصد!
رها هزاره باید بداند که خیانت و جاسوسی، خیانت و جاسوسی است و این درصد و آن درصد نمی خواهد. یک حزب واقعاً مستقل اگر یک درصد هم به این و آن رژیم وابستگی داشته باشد، مطقاً جایش در کنار احزابی خواهد بود که صددرصد طوق بندگی کشور دیگری را به گردن دارد.
من به عنوان طرفدار برآمد و بالندگی زنان در افغانستان بسیار آرزو میکنم که خانم سیماسمر هرچه زودتر لکهء عضویت در حزب ضد ملی و آدمکش وحدت را از جبین خود پاک کند تا مورد احترام اکثریت اقوام مختلف ستمکش ما قرار گیرد.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
درست می گویی شریف جان. شاید حال خانم سمر این باشد که:
بگویم در غم بمانم، نگویم چطور کنم!
اگر عضویت در حزب ایرانی را تائید کند در همان مخمصه ای ننگین گیر می ماند که خلیلی و محقق و کاظمی وغیره در آن دست و پا میزنند و هیچ خلاصی ندارد. و اگر عضویت آبرو برباد ده را تائید نکند جواب اینهمه اسناد را چطور کند.
ده نه که فرض کنید صد زن تحصیل کرده عضو حزب وحدت باشد. با توجه به چاکری این حزب به رژیم آخوندی ایران (درست مثل جاکری احزاب سنی مذهب و غیر هزاره) هر صد زن مذکور متاسفانه در راه خیانت به این وطن و مشخصاً به مردم وطندوست هزاره ما گام میزنند. حضور زنان در حزب وحدت، ذاغ شرم آور را از جبین خانم سمر توجیه نمی کند.
آفتاب را با انگشت نمیتوان پنهان کرد
علاء الدین بروجردی از سیاست گذاران مهم رژیم جمهوری خون و خیانت ایران در مورد مرگ مزاری گفته:
مزار او زیارتگاه همیشگی خواهد بود، توطئه شهادت او توسط مزدوران و بیگانگان، نه فقط خیانت به شیعیان، بلکه به همه ملت افغانستان بود.
آیت الله امامی کاشانی یکی از علمای برجسته ایرانی و امام جمعه تهران:
مردم افغانستان باید بدانند که هدف اصلی استکبار جهانی ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی است و به شهادت رساندن رهبر حزب وحدت عبدالعلی مزاری اقدام ظالمانه بوده و ادامه دادن این اقدام دشمنان باید به مثابه زنگ خطری برای همه مسلمانان جهان و وحدت شیعه و سنی باشد.
برگرفته شده از مجله « حبل الله » شماره های ۹۴ - ۹۳ - ۹۲ :
بی بی سی: حزب وحدت اسلامی عمده ترين حزب مجاهدين شيعه افغانستان که از حمايت ايران برخوردار است اعلام کرده تا زمانی که به اقليت های قومی سهم بسزا داده نشود به مخالفت خود با حکومت اسلامی جديد در کابل ادامه خواهد داد.
مجاهد (نشریه جمعیت اسلامی) شماره 4 میزان 1369:
اخیرا حزب جدیدی بنام حزب وحدت اسلامی که فکر میشد شامل تمام گروپهای برادران اهل تشیع باشد در جمهوری اسلامی ایران تشکیل گردید و از طرف مقام رهبری ایران که حیثیت ولی فقیه را در طریق تشیع دارا میباشد مورد تایید قرار گرفت.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
من می خواهم به تمام مخالفان خانم سیما سمر نکات زیر را تذکر دهم تا به اشتباه بزرگ خود متوجه شده و منبعد به ردوبد گفتن به آن خانم و افشایش نه وقت خود را ضایع کنم و نه خوانندگان را.
دوستان انتقادگر به سیما سمر توجه ندارند که وقتی استاد مزاری، استاد خلیلی و استاد محقق چشم های پشتون ها را می کشیدند و در جایی مناسب انبار می کردند، آنگاه همین داکتر سیما سمر شجاع و مردم دوست در نیمه های شب آنجا رفته و تقریباً یک یک چشم ها را بدقت معاینه کرده و میدید که کدام ها بدرد پیوند کردن به چشم هزارها نابینا کشور ما یا کشورهای خارج خواهد خورد. او با حوصله و دلسوزی فراخ چشم های قابل استفاده را با دستان نازک خودش در یک سینی جداگانه و معقم جمع کرده و با پول یا رایگان در اختیار مستحقان قرار میداد. علاوه بر این باید از یاد نبرد که داکتر صاحب با آنکه بسیار مشغول بود اکثراً میکوشید تا در همان موقع چشم کشیدن ها خود را رسانده و کاری کند که چشم ها بطور علمی و دقیق از حدقه کشیده شوند تا کمتر آسیب دیده و بهتر بدرد نیازمندان بخورد.
آیا در گوشه دیگر دنیا یک چنین داکتری روف و با قلب و جدان وجود داشته یا دارد؟ پس باید قدر سیما سمر و حزب پرافتخارش را دانست.
آفتاب را با انگشت نمیتوان پنهان کرد
That is true.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
آقای میر هزار صاحب با اینکار ها می خواست مشهور شود و به نان و مکنتی احتمالاً در یکی از کشورهای خارج برسد. شما بیخود به جان هم افتاده اید و سرو کله همدیگر را خورد می کنید. بعض مردم به حد پست می شوند که به خاطر اهداف بسیار سخیف مانند پناهنده گی در کدام کشور خارجی حاضر اند دست به هر کاری بزنند!! پناه می برم به خدا از اینگونه افراد. شنیدم یکی از همین به اصطلاح منتقدان و روشنفکران ماجراجو مانند آقای میرهزار به خاطر گرفتن پناهندگی به یکی از نمایندگی های خارجی مراجعه کرده و مدعی شده بود که فلان قومندان پیش چشمم به خانمم تجاوز جنسی نموده است!!!!
پنا بر خدا
آقای پوبل
آمار جنایات حزب محترم تان را که در کله مردم میخ کوبیده اند به عنوان اغتخارات مبارک تان به دست نشر بسپارید.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
برادر چــرا دفــاع نا حق میکنی .آیا اسناد موجوده کافی نیست .آیا از مهـــربانی مزاری.سیاف ........که در سالهای
1992 الی 1996 در حق مـــردم بی چاره کرد خبر داری که از پاکی و لطافت حزب وحدت حرف میزنی .یکبار سر در یخن گذاشته وجدانت رابه
قظاوت دعوت کن .
در سرزمینم آفتابی نیست انگشت بسوی یکدیگر دراز کرده ایم...
با سلام.
اگر این اعتراضات و پیام ها از طرف مردم و ملت دیگری می بود شاید جای فکر کردن و تامل داشت. اما درمورد افغانستان آیا کسی می تواند یک حزب مستقل نام بگیرد.حزب وحدت کمک از ایران دریافت میکرده یا حزب جناب مسعود. ایران پس از مرگ شهید مزاری حتی یک تسلیت هم در شبکه های تلویزیونی و رادیویی خود پخش نکرد حال آنکه با قبول خطرات بسیار گروهی رابه پنجشیر فرستاده و برنامه مستند مسعود،شیر دره پنجشیر را ساخت چون مسعود را آریا گفته از خود می دانستند اما هزاره از آنها نبود.
شما دنبال چی می گردید ملت افغانستان چشمها را بسته اند و هرکس که صدایش بلند شد بدنبالش می دوند.ملالی جویا کیست آیا شما می دانید او از طرف چه کسانی حمایت می شود؟ حزب کمونیستی راوا متعلق و وابسته به کیست؟ در زمان جنگ حزب وحدت تجاوز کرد بر سر مردم میخ کوبید یا سیافی ها و مسعودی ها؟ دیگران کاملا بی گناهند و وحدت همه افغانستان را به آتش کشید؟
کمی واقع بینانه تر ببینید تمام تاریخ افغانستان شرم آور است همه حزبهایش و همه گروههایش. سیما سمر با انجام بهترین خدمتها به حقوق بشر وبه افغانها خدمت نموده و تنها چهره سیاسی جهانی افغانستان است که از طرف جامعه جهانی بارها مورد قدردانی قرارگرفته.تمام جهان اشتباه نمی کنند.
ولی این ره قبول دارم که ملت افغانستان هیچ وقت نتوانسته یک خدمتکار و دوستدار واقعی وطنش را تحمل کند چون بعضی مزدوران بیگانه مثل ملالی جویا همیشه درحال تحریک آنهایند...
زنده باد سیما سمر تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
فلمی از سیما سمر در مجلس مرکزیت حزب وحدت در بامیان
این یک حقیقت روشن است که سیما سمر عضو مرکزیت حزب وحدت است و در ابتدای رویکار آمدن دولت مید ان سی آی ای کرزی هم چند کرسی ای که به حزب وحدت داده شد یکی به این خانم تعلق گرفت و شد وزیر زنان.
فقط اعتراض درین است عضو رهبری حزبی که در کنار جمعیت و حرکت و حزب اسلامی و اتحاد و شورای نظار و دیگران متهم به جنایت جنگی است، نمیتواند و نباید در راس کمسیون "حقوق بشر" باشد. وقتی خود در رهبری حزبی به این جنایات صحه گذاشته باشد جز تلاش بخاطر سرپوش گذاشتن به آن جنایات کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
توسطLoveAfghanistan
لطفا تلاش نکنید که حزب وحدت و ملیت هزاره را مساوی هم قرار دهید. ملیت هزاره یک ملیت شریف و زحمت کش است اما این حزب لکه ننگ برای کشور ماست و نه تنها به سایر ملیتها که به ملیت هزاره ستم های فراوانی نموده است همانگونه که سایر "برادران" شامل در جبهه ملی کنونی از این قاعده مستثنی نیستند.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
ای بی عقل و بی شعور پیوند چشم نیاز به جراح دارد سیما سمر جراح نیست بلکه او داخله را داکتر است. بنویس تا مردم به تو نخندد. باز هم کورها در دیگر احزاب بیشتر از حزب مستقل و مردم هزاره است. حزب که در داخل افغانستان تشکیل شده است .
باز تو کجا بودی که سینی جداگانه را دیدی.چشمانت کور باد و دلی کورت باز تا باز تر فکر کنی.
دیگران برای بهبودی کشور شان تلاش میکنند اما تو مثل زن بد جزجز.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
خوب هرکه دنبال حقوق خود برود ونگذارد حقوق مردمش پامال شود درنزد مردمش محبوب ودر نزد جلادان تاریخ جنایت کار خوانده میشوند. مزاری یک هزاره بود که دیگر نخواست این یوغ استعمار را برگردن تحمل نماید.آیا این جرم است از مزاری از ناموس هزاره ها در افشار وکابل دفاع کرد؟ آیا این ظلم است صد هاتن از جوانان هزاره را درپیش سیلو به ناحق سیاف ومسعود وهمدستانش شهید ساختند ومزاری برای حمایت وعدالت خواهی از این جوانان دلیر هزاره قیام کرد آیا خاموش می بود؟ بعضی گفتند محقق در مزار بالای ما ظلم کرده است آیا تو خبرداری که طالبان نه تنها به حق ما ظلم کردند حتی میخواستند تاریخ هزاره ( بودای بزرگ ) را از بین ببرند . حتی به انفجار هم بس نکرده بود. شفیع اگر به سرشما مردم سیخ نمی کوبید شما آدم نمیشدید .در افغانستان کی پاک است وظلم نکرده؟ هر جوان هزاره وقتی ببیند که حقوق وناموسش در خطر است بازهم همانا شیوه انحنیر شفیع مرحوم را به پیش میگیرند. خانم داکتر سیما افتخار دارد که برای ملتش کارکرده وعضویت حزب دلخواه مردمش را گرفته است. در آن زمان موضوع حزب واندیشه سیاسی شخص مطرح نبود تمام ملیت ها به صف های مختلف تقسیم شده بود همگی برای حقوق شان می جنگیدند . اگر حق خواستن جرم است بگزار باشد ما که حق خودرا از دهن شیر هم میگیریم . حتی خالق هزاره وشفیع ها ما ثابت کرد که ما حق طلب هستیم.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
حیدر عزیز !
شما از حرف های بیهوده تان معلوم است که هیچ به حرف نمی ارزید.
شما دموکراسی را مثل کاسه شوربا فکرمی کنید.
فلمی از سیما سمر در مجلس مرکزیت حزب وحدت در بامیان
aqai Selah khon ,,, nazarat dar barei TALIBAN chest ? aya TALIBAN eftekhar ast?
خانم سمر الگوی انسانیت ومهربانی
خرابه های بجامانده ازجنگ بخوبی نشان میدهد که چه کسی آدمکش خایین وقاتل است.خرابی وحشت برانگیز غرب کابل گواه آشکاری برتهاجم، تجاوزوانسان کشی احمد شاه مسعود کثیف وجانی وسیاف وربانی ملاگگ های انسان نما وپست می باشد.که با ادعای برتری وافزون طلبی جان صدهاهزارزن،مردواطفال راگرفتند وفاجعه افشاررا آفریدند.فلم های بجا مانده ازفاجعه افشاربه وضوح خیانت وتجاوزگری مسعود کثیف وملاگگ های انسان نمارا نشان میدهد.مزاری شهید وسیما سمر عزیز منادی انسانیت ،آزادی وبرابری است.رهروان واقعی سید الشهدا است.ملالی جویاهیج آرمانی جزخودنمایی وتظاهروتقلا برای نام ونشان ندارد
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
سلام به همگی
من فکر می کنم که هوچی گرانی مثل ملالی جویا نمی توانند کسانی مثل سیماثمر را از صحنه بدرکنند تا خود در جای ایشان جلوس کنند چونکه ارزش ولیاقتش را ندارند.
حزب وحدت یکی از درخشان ترین تاریخ هارادرمورداحزاب سیاسی دارد وخود یکی از مردمی ترین حزب ها در تمام تاریخ افغانستان بوده است .شاهد این مدعی این است که وقتی رهبر این حزب به شهادت رسید، رهبری ایران حتی از یک پیام بی مصرف خود داری کرد وشاید هم می توانست از شهادت ایشان جلوگیری کند ولی نکرد. همگان می دانند که شهید مزاری در اخریم روزهای حیاتش امیدش را فقط در وجود مردمی برهنه پایی جستجومی کرد که در غرب کابل زیر باران گلوله بودند، نه در ایران ونه درپاکستان ونه در جای دیگر.
من فکر می کنم که خانم سیاثمر نه تنها از عضویت در حزب وحد پشیمان نخواهد بود که افتخار نیز خواهد کرد.
مگر حزب وحدچه کرده است که باید الان از عضویت ان توبه کنند؟
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
براي من كه هزاره هستم جاي ننگ است ببينيم كساني بيايند و از اصول و ارزشها جهانشول حقوق بشر گپ بزنند و حقوق خود شان را كه توسط جنگسالاران و صداميان خود شان نابود شد فراموش كنند؟ 5 ميليون آواره هزاره از قلب هزارجات آواره جنگهاي سازمان نصر مزاري و سپاه پاسداران صادقي نيلي با حزب شوراي اتفاق سيد بهشتي نبودند؟ 18 هزار كشته در طي 11 سال جنگ مستمر در همين مناطق محصول نبرد اين جنايتكاران نبود؟
اصلا نياز ندارم بروم سراغ جنگهاي كابل و ميخ كفتن ها بر سر تاجيك يا پشتون!
جنايتكاران هزاره يا به تعبير من اين پيامبران خون و خشونت وتباهي و پيام آوران حزب و قبيله كه بناحق به كله مردم شريف هزاره مي چپسبانند كه سردمدار شان و مزاري و خلیلی و محقق و اكبري محسني بهشتي وديگر اساتيد جنايت و خونريزي بودند به حدي وسيع است كه بسيار فراتر از جنايات صدام بر عليه شيعيان جنوب است. 18 هزار انسان در هزارجات از بين رفت در حالي كه در همين دوران حتا يك بمب از هوا و توسط ارتش شوروي بر سر اين مردم نيامد.
جنايت جنايت است و جنايتكار جنايتكار است. اگر مسعود و رباني و حكمتيار پي هم به حق رديف مي شود که جنایتکار و قاتل اند ولي از مزاري و محقق و خليلي و صدها جنايتكار هزاره دفاع صورت میگیرد بدانيد آگاهاهان كه اين ساز و دمهاي اين نويسندگان همان ساز ودمهاي جنگسالاران شان است والسلام وفريب قيافه هاي كاذب دموكرات شان را نخوريد.
این اقایان مدافع حزب وحدت از رنج و مصایت مردم هزاره جات شرم کنند. این ننگ بزرگی به پیشانی اینان است که هنوز مردم معصوم هزاره در بامیان در غارهای کوه بسرمیبرند در حالیکه محقق و خلیلی و دیگران از خون و رنج مردم بلند منزلها ساخته اند و به قدرت رسیدند.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
راستی که ایران چه بیتوجهی کلانی در حق حزب وحدت کرده که بعد از شهادت بابه مزاری یک پیام هم نفرستاده است برایش. به حیث یکی از هواداران حزب من این کار ایران را بسیار زیاد عجیب میدانم. ما سالها در خدمت ایران بودیم و عکس های رهبران گرانقدر مثل روح اله خمینی و خامنهای زینت بخش دفاتر حزب ما بودند و به مشوره های آنان گوش میدادیم ولی حالا میشنوم که بعد از شهادت بابه مزاری هیچ پیامی نفرستاده اند و حتی میتوانسته از شهادتش جلو گیرد که نگرفته.
و نکته بعدی اینکه خوبست رهبری حزب وحدت از خانم سیما سمر بپرسند که آخر چرا بجای افتخار به عضویت در شورای مرکزی حزب آنرا انکار میکند، مگر کسی برایش اتهام عضویت در حزب نازی های آلمان را زده که بترسد و آنرا انکار نماید؟
اگر وی به همه اعلان کند شاید کمکهایی نیز بتواند از کشور هندوستان بدست آورد چون خوشبختانه محترم محقق با هندوستان مناسبات خوبی برقرار کرده و کمک هایی نیز دریافت میدارد.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
این مصطفی پولادیان یک ایرانی است که پیام نوشته از لحن قلم و.....کاملا مشخص است .
احتمالا از مامورین اطلاعات هم باشد .
چطور اقا مصطفی ؟
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
نویسنده متن سند افشاگری علیه داکتر سیما سمر سلام و احترام خدمت تان !
یک سوال برایم بعد از خواندن این سند یکه ارائه کرده اید ایجاد شد که حضرت شما دنبال چه هستید ؟
فرض را براین بگذاریم که اسناد که ارائه نموده اید ثابت شد که من تاحدودی هم سند های که آورده اید قبول دارم . شما چه را می خواهید ثابت کنید حزب وحدت به عضویت سیما سمر افتخار دارد و سیما سمر هم همیشه همکار نزدیک حزب و حدت بوده.
ملالی جویا که بجز فحاشی و عقده ای عمل کردن به چیزی دیگر اعتقاد ندارد ، همانطوریکه خودش (ملالی جویا) عضویت خودرا در راوا تکذیب می کند به خانم داکتر سیما سمر هم حق بدهیم که از عضویت به حزب وحدت را به نحوی سیاسی کار کند .
خدمات داکتر سیما سمر در چندین دهه بحران کشور مانند آفتاب روشن است چرا این ملالی جویا در جهت تخریب چنین شخصیت کمر بسته است ؟ نکند ای اس ای پاکستان برایش در جهت تخریب سیما سمر ماموریت داده است .
اما در رابطه بامتن بالا که با چنین شدت حزب وحدت را وابسته به ایران معرفی کرده است (حزب قاتل و مزدور رژیم ایران را ) واسناد هم از نشرات حزب آوورده است خوب دوست عزیز شما که به اسناد دست رسی دارید من شما را به 13 شماره نشریه امروز ما راجع میسازم که از 15 دلو 1373 الی برج دلو 1374 به نشر رسیده است مطالعه نمایید ده ها مقاله علیه سیاست های ایران در افغانستان به نشر رسیده است مخصوصا شماره 7 ر ابدقت بخوانید اگر ادم واقع بین باشید قطعا در نظرات تان تجدید نظر خواهید کرد .
تنها حزب وحدت بوده که علیه سیاست های ایران موضع روشن داشته که شاید هیچ جریان شیعه و یا سنی مانند حزب وحدت علیه سیاست های ایران چنین موضع نگرفته باشد هر چند برای دفاع از مردم حزب وحدت هم مانند دیگران از کمک های دیگران استفاده کرده است
چنانچه تمامی احزاب چپ ، راست ، اسلامی ، طالبی ، روشنفکری ، دموکراسی خواه وووو...........وووو همه و همه به نحوی از دیگران کمک میگیرند بعضی شدیدا وابسته است مثل روا که ساخته و پرداخته یی پاکستان است که ملالی جویاافتخار عضویت راوا را دارد. بعضی احزاب مثل حزب وحدت سیاست مستقل خودرا داشته است.
یک نکته را توجه داشته باشید که حزب وحدت در سه سال مقاومت غرب کابل به جز اینکه دفاع کرده و انحصار طلبی حاکمیت فاشیسیزم را نپذیرفه، دیگر کاری نکرده است که شما قاتل خطاب کرده اید اگر دفاع یک مردم در قالب حزب وحدت قتل باشد پس زنده باد قتل و قاتل .
بیاید این ملالی جویا را بیشتر از این برایش بها ندهیم بیشتر کوشش کنیم که به اشتباهات خود متوجه
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
در پاسخ به این آقا تصادف متوجه شدم که در کنار اینکه این اسناد مربوط بودن خانم سیما به حزب وحدت را به نمایش میگذارد سند دیگری نیز بدست میدهد و آن اینکه عکس خمینی فاشیست و آدمکش در تارک یکی از این صفحات نشریه حزب وحدت خوشنمایی میکند که خود در رد آنانی که حزب وحدت را میخواهند مستقل بخوانند سند دندان شکنی است و از وابستگی برده وار این حزب به «ولایت فقیه» ایران سخن میگوید.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
سلام:
چنگیزی صاحب:ندانستیمکه این حزب وحدت که خودرا نماینده مردم هزاره مییداندهمان هزاره که زبان فارسی وفرهنگ ان بخش عمده از هستی و هویت اورامیساز چگونه ممکن است که با دشمنی با فارسی زبانان وکشورهای فارسی زبان که بیگمان مشترکات انکار نا پذیری دارد افتخار کند!شما با ترستان از برادر بزرگ اینگونه سیاستهای زدمردمی را با حزب وحدت پیوند ندهید.جنگمیان گروپهای مسلح بی مسوولیت را اینگونه به حساب مردم فارسی زبان نگذارید.عملکردهای سیما ثمر رااگرعده ای متعصب مایه افتخار برای او وسایر زنان افغانستان ندانندبه هیچصورت موجب سرافگندگی او نخواهد بود.
اعتراف قومندان حزب وحدت به بیرحمی و جنایت
شفیع "دیوانه" (همانی که در پوسته های امنیتی مسافران را میقاپید، بر زنان تجاوز میکرد و شپش هایش را فی دانه یک لک افغانی به زور بالای مردم میفروخت) یکی از قومندانان وحشی و خونریز "حزب وحدت اسلامی" به رهبری کریم خلیلی در مصاحبه با "عصری برای عدالت" (نشریه حزب وحدت) به تاریخ 15 اسد 1375 در جواب به این سوال که چرا تخلص خود را "دیوانه" گذاشته است میگوید:
انسان کشی معراج «دیوانه گی» بشر است، و من خوشم نمی آید که در جنگی که بر سینهء انسان فایر میشود لقبی بر خود بگذارم که بیانگر تعقل بشر باشد جنگ مال دیوانه هاست. صداقت همین است که انسان آنچه است همان را لقب خود بسازد. نه نکته کمبود وجود خویش را با لقب دروغین پور کند. این کار مسخره گی است، دروغ است و حتی خود را فریب دادن است که لقب را پوشش کاستی بزرگ درون می سازند. من میخواهم صادق باشم. وقتی می جنگم و آدم می کشم بگذارید «دیوانه» بودن من، حداقل بیان صداقت من در برابر همان آدمی باشد که آن را می کشم.
عصری برای عدالت: شما بی رحمانه می کشید چرا؟
شفیع: نمی دانم خلاف معمول کشتن چیست . ولی آنچه در جنگ معول است بی رحمی است.
عصری برای عدالت: یک تعداد می گویند که شما به هیچ کس تن نمی دهید و بی بند و باری اخلاق شماست و مردم با گوشت و پوست خود از شما تنفر دارند هنگام رژه ، من شاهد بودم و کسیت ویدیویی هم در دستم است که... در هنگام رژه ، باز هم حرکت شما خلاف دیگران بود و شما صرف برای استاد خلیلی سلام دادید و عمدآ قسمی وانمود کردید که غیر از ایشان کسی دیگر در لوژ وجود نداشت .
شفیع : کاملا درست میگویید ... در لوژی که سید عباس حکیمی و ایرانی ها نشسته باشند ٍ این لوژ را سلام نمی کنم. با این کار حد اقل احساس می کنم که به خون رهبر و سید الشهدای مردم (شهید مرازی) و خود مردم صادق میمانم.
اعتراف قومندان حزب وحدت به بیرحمی و جنایت
نقل قول از شفیع کاملا تحریف شده است . شفیع را بروید زندگی نامه اش را بخوانید این قضاوت فعلی را نمی کردید.
اعتراف قومندان حزب وحدت به بیرحمی و جنایت
تصور من هم اینست که شفیع دیوانه را با کلمات صرفا جنایتکار و بربر و این چیز ها نمیتوان ترسیم کرد. ابتکارات جالبی که وی در شکنجه و آزار و اذیت هموطنان شریف ما در پوسته های امنیتیاش کرده است با این کلمات تمثیل شده نمیتوانند و باید کلمات جدیدی را پیدا نمود که عمق شرفباختگی و فاشیزم این مردک پلیدی که ذرهای از انسانیت در وی وجود نداشت بازگو گردد.
یکی از دوستانم که زمانی در پوسته امنیتی شفیع دیوان گیر کرده بود شرح میدهد:
«در موتر مسافر بریایکه روان بودیم همه میدانستند که پوسته بعدی از شفیع دیوانه است، از پوسته های دیگر با تحقیر و توهین شدن تیر شده بودیم ولی این یکی حکم پل صراط را داشت. همه متوحش بودند که چه سرنوشتی انتظار شانرا میکشد و چگونه خواهند توانست از این پوسته به خیر بگذرند.
پوسته رسید، در موتر ما حدود 12 نفر سواری بود، در بین شان سه زن که یکی دختر جوانی حدود 16 یا 17 ساله بود وجود داشتند. وقتی به پوسته رسیدیم شفیع با موهای ژولیده و چهره خشنش همه را از نظر گذشتاند و امر کرد که از موتر پیاده شویم. وقتی دیگران پیاده شدند به آن دختر جوان اشاره کرد که در موتر بماند، لرزه اندام ما را فرا گرفت که نکند شوق بیناموسی در حق آن دختر را داشته باشد، همه و مخصوصا مادر و پدر آن دختر جوان که همرایش بودند التماس میکردند و پاهای شفیع افتادند که به او رحم کند، اما شفیع کیت تفنگ را کش کرده گفت بروید ورنه همهی تانرا به آن دنیا روان میکنم.
بعد شفیع به دیور امر کرد که چادری را برداشته در سیت عقبی موتر پردهای بزند، دریور در حالیکه دستانش میلرزید چادر را برداشته پرده زد. بعد در حالیکه ما همه را در فاصله ده بیست متری موتر دور برد و چند تفنگ بدست وحشی شفیع چهار طرف ما ایستاده تفنگ هایشان را بسوی ما نشانه گرفته بودند، شفیع آن دختر معصوم را کشان کشان و به زور در حالیکه جیغ میکشید و ناله سر میداد به طرف سیت عقبی مرتر برد. التماسهای ما برای رهایی آن دختر نگونبخت فایدهای نداشت و کمترین حرکت ما میتوانست پایان زندگی ما تلقی شود.
سروصدای دخترک بالا بود و میشد فهمید که به زور بر وی تجاوز میکند. مادر دخترک به حالت اغما رفت و پدرش چون بید میلرزید و عذر و زاری میکرد که به دختر جوانش رحم کنند اما گوش شنوایی وجود نداشت گویی با چند مجسمه روبرو بودیم که قلب و مغزی در آن وجود ندارد.
وقتی شهوت حیوانی این فرومایه پایان یافت به همه اجازه حرکت داد. دخترک گویی به کالبد بیروحی مبدل شده بود و پیاپی میگفت مرا بکشید، مرا بکشید.»
نفرین و کثافت به روی آنانی که حال میخواهند از حزب وحدتی یکچنین پلید و خونخوار چهره انسانی و پردرخشش بتراشند.
اعتراف قومندان حزب وحدت به بیرحمی و جنایت
بیاید دوستان یک کمی انصاف به خرج دهیم
اقای مبین احمد شما اگر این اتهام را همین حالا اگر بروی در سر چوک کابل یا هر منطقه که غیر هزاره ها باشند تعریف کنی یک جنگ شدید داخلی را دامن زده ای .
بیاید ! مرد باشید از نا مردی دست بردارید .
افغانستان نیاز به آرامش دارد .
مردم را وادار با این افترائات به عکس العمل نکنید .
باور کنید که مقاومت سه ساله هزاره در غرب کابل جواب تحقیرات صد ساله فاشیست های مثل طرز تفکر شما ها بوده است.
مقاومت سه ساله هزاره ها در غرب کابل براساس حق خواهی و حق طلبی ها بوده نه چیزی دیگر همین حق خواهی ها باعث شده که تعداد به اتهام و اکاذیب متوسل گردد.
افغانستان کشور همه ملیتها ست که در انجا همه برابر برادر باشند نه اینکه یکی اقا و دیگری جوالی و برده باشد و...........
بیاید فلسفه مقاومت غرب کابل را ارزیابی کنیم که چرا این مقاومت اینگونه شکل گرفت و دیگران را وادار به عکس العمل کرده است ؟
بلی ! دوستان اصلا درد جایی دیگر است نه مشکل شفیع است و نه شهید مزاری و نه هم سیما سمر و..... بلکه مشکل حق خواهی مردم هزاره است که برای عده فاشیست این حق خواهی غیر قابل تحمل است. ووووووو
با چشمان باز به جنایات حزب تان بنگرید
فرضا «مقاومت سه ساله هزاره ها در غرب کابل» را برایتان بخشید ولی درمورد جنایات حزب تان در سایر مناطق افغانستان چه میگویید؟؟
در مورد جنایات و کشتار های حزب تان در برابر مردم نادار و فقیر هزاره جات چه میگویید؟ در مورد کشتار هایی که در اثر جنگ های داخلی خود تان در هزاره جات صورت گرفته چه میگویید؟
مگر کم اتفاق افتاده که تفنگ بدستان بی قلب تان به خانه های مردم فقیر هزاره وارد شده و درخواست نان کرده اند و وقتی آن مردم بیبضاعت برایشان کاسه های دوغ با نان خشک پیشکش کرده اند با کلاشنکوف به کاسه های دوغ رگبار کرده از صاحب خانه گوشت و غذا های خوشمزه تقاضا کرده اند؟؟؟؟؟
طبعا چشمان آنانی را که جنون شوونیزم ملی کور کرده باشد این فجایع را دیده نمیتواند.
همانگونه که جمعیتی ها و شورای نظاری های ستمپیشه جنایات «قهرمان ملی» شانرا ندیده تلاش میکنند از این «بز پنجشیر» برای ما قهرمان بسازند و یا پشتون هاییکه از ملا عمر جاهل و تاریک اندیش برای ما «امیر المومنین» میسازند.
با چشمان باز به جنایات حزب تان بنگرید
اقای فریدون فرجاد !
یک کمی انصاف داشته باشید کدام جریان دارای ضعف نبوده از همان حزب خلق ، پرچم ، چپ ،راست ،اخوانی ، اسلامی و غرب گرا و.....
همه جریان های که در سطح افغانستان بصورت برجسته حضور داشته دارای نواقص بوده و است .
طبیعی است که هر جریان فعال دارای نواقص بوده که حزب وحدت هم نمی تواند از آن استثنی شده نمی تواند .
ولی اینکه با قاطعیت جناب شما حکم می کنید جای تاسف است اگر دیدگاه براساس عقده است متاثریم به حال تان .
با چشمان باز به جنایات حزب تان بنگرید
نه جناب احمد، سخن سر "ضعف" و یا "نواقص" نیست. سخن بر سر جنایت و بربریت و نوکری و بوت پاکی حزب تان از رژیم سیاه ایران است که حزب گرامی تان مرتکب شده. اگر تنها ضعف میبود مسئلهای نداشت.
خوبست خود تان فرق بین ایندو را دریابید و بدون اینکه خود را به کوچه حسن چپ بزنید بر جنایات حزب تان کمی شرم و حیا کرده بعد اینگونه از یک حزب ضد مردمی و خاین و چاکر دفاع کنید.
این واقعیت تلخی در مورد حزب وحدت و سایر احزاب جهادی و طالبی و ... بود که بیان داشتم، اگر آنرا عقده میپنداری اختیار با شماست!!
اعتراف قومندان حزب وحدت به بیرحمی و جنایت
سلام!
وطن داران گرامی آنروز کجابودید که برمیخواستید و جلوی این نوع بیشرمیهای را که می گوئید می گرفتید.
اگر شفیع یک جنایت کار بود مقابلش هم چنین جنایت کار دیگر وجود داشت که جنایت بدتر از شفیع را مرتکیب شده و امروز هیچکس جرأت افشاگری اش را ندارد،هیچ پیشک به رضای خدا موش نمیگیرد شما افشا می کنید هم دون هیچ نیست و الا کی شما جرأت چنین کار را دارید. اگردارید از دیگران که مریم نامها و فاطمه نامهارا در چاه انداخته و بزور ازدواج کرده و هنوز هم در قید بردگی بسر میبرد اگر شما جرأت دارید بروید افشاکنید،هنوز برچه های تفنگهای که در دهان اطفال شیرخوار بجای پستان مادر بجرم هزاره بودن قرار می گرفت،جرأت کرده اید افشاکنید؟ بسیار متأسفم؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...........
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
نویسنده متن سند افشاگری علیه داکتر سیما سمر سلام و احترام خدمت تان !
یک سوال برایم بعد از خواندن این سند یکه ارائه کرده اید ایجاد شد که حضرت شما دنبال چه هستید ؟
فرض را براین بگذاریم که اسناد که ارائه نموده اید ثابت شد که من تاحدودی هم سند های که آورده اید قبول دارم . شما چه را می خواهید ثابت کنید حزب وحدت به عضویت سیما سمر افتخار دارد و سیما سمر هم همیشه همکار نزدیک حزب و حدت بوده.
ملالی جویا که بجز فحاشی و عقده ای عمل کردن به چیزی دیگر اعتقاد ندارد ، همانطوریکه خودش (ملالی جویا) عضویت خودرا در راوا تکذیب می کند به خانم داکتر سیما سمر هم حق بدهیم که از عضویت به حزب وحدت را به نحوی سیاسی کار کند .
خدمات داکتر سیما سمر در چندین دهه بحران کشور مانند آفتاب روشن است چرا این ملالی جویا در جهت تخریب چنین شخصیت کمر بسته است ؟ نکند ای اس ای پاکستان برایش در جهت تخریب سیما سمر ماموریت داده است .
اما در رابطه بامتن بالا که با چنین شدت حزب وحدت را وابسته به ایران معرفی کرده است (حزب قاتل و مزدور رژیم ایران را )
واسناد هم از نشرات حزب آوورده است خوب دوست عزیز شما که به اسناد دست رسی دارید من شما را به 13 شماره نشریه امروز ما راجع میسازم که از 15 دلو 1373 الی برج دلو 1374 به نشر رسیده است مطالعه نمایید ده ها مقاله علیه سیاست های ایران در افغانستان به نشر رسیده است مخصوصا شماره 7 ر ابدقت بخوانید اگر ادم واقع بین باشید قطعا در نظرات تان تجدید نظر خواهید کرد .
تنها حزب وحدت بوده که علیه سیاست های ایران موضع روشن داشته که شاید هیچ جریان شیعه و یا سنی مانند حزب وحدت علیه سیاست های ایران چنین موضع نگرفته باشد هر چند برای دفاع از مردم حزب وحدت هم مانند دیگران از کمک های دیگران استفاده کرده است
چنانچه تمامی احزاب چپ ، راست ، اسلامی ، طالبی ، روشنفکری ، دموکراسی خواه وووو...........وووو همه و همه به نحوی از دیگران کمک میگیرند بعضی شدیدا وابسته است مثل روا که ساخته و پرداخته یی پاکستان است که ملالی جویاافتخار عضویت راوا را دارد. بعضی احزاب مثل حزب وحدت سیاست مستقل خودرا داشته است.
یک نکته را توجه داشته باشید که حزب وحدت در سه سال مقاومت غرب کابل به جز اینکه دفاع کرده و انحصار طلبی حاکمیت فاشیسیزم را نپذیرفه، دیگر کاری نکرده است که شما قاتل خطاب کرده اید اگر دفاع یک مردم در قالب حزب وحدت قتل باشد پس زنده باد قتل و قاتل .
بیاید این ملالی جویا را بیشتر از این برایش بها ندهیم بیشتر کوشش کنیم که به اشتباهات خود متوجه گردد .
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
چند روز قبل در یک نشست تلویزیونی جنرال علومی که مدال های افتخار خونین روسها را در سینه دارد مدعی شد که وی و سایر پرچمی هایش وابسته به روس نبودند.
این آقایانی که حزب وحدت را مستقل از دولت ایران میدانند باید آن سخنان علومی را نیز بپذیرند.
همانقدر که سخنان علومی خندهاور و مضحک است، ادعای عدم وابستگی حزب وحدت نیز هست.
سیمای راوایی حالا وحدتی شد
واه این چه حال است - تا حالا میشنیدم که سیما سمر عضو راواست اما اینجه دیده میشه که سیما وحدتی و مزدور ایران میبراید و ملالی جویا راوایی میشه!! آدم به جربنجری مسایل افغانستان گله گنسک میشه.
جنایات حزب وحدت که در پروژه عدالت افغانستان درج شده
پروژه عدالت افغانستان شواهدی از قوماندان های مسوول وابسته به حزب وحدت با یک سلسله نقض قوانین جنگی که در نمونه های ذیل آمده است، بررسی کرده است:
5. جنایات جنگی واقع شده به تعقیب جنگ حزبی، اساساً اعدام های زندانیان و مخالفان سیاسی، شکنجه، حملات کورکورانه و هدف گیری های شهریان و غیر نظامیان.
6. جنایات فاحش علیه غیر نظامیان که لازمه جنگ و محتمل الوقوع بود. این جنایات بیشتر علیه غیر نظامیانی که غیر هزاره شناخته می شدند و افراد وابسته به احزاب رقیب صورت می گرفته است. گرچه برخی از جنایات نیز علیه غیر نظامیان قوم هزاره از مناطق کنترلی حزب وحدت صورت گرفته است. این نمونه از جنایات هم در کابل درسال 1992 الی 1995 و هم در مزار در سال 1992 الی 1998 مستند شده است. جنایات شامل آدم ربایی، توقیف های خودسرانه، ظلم کردن، مجازات ترذیلی (مجازاتی که لطمه به افتخار و شوون اجتماعی مجرم بزند مانند: محرومیت از حقوق اجتماعی)، تجاوز جنسی، قتل عام های بدون محکمه، ویرانی های لجام گسیخته و چور و چپاول.
7. سوءاستفاده همیشگی از قدرت، به ویژه در مناطق اطرافی اکثریت هزاره نشین، جایی که قوماندانهای محلی و اداره چی ها از معافیت اعمالشان استفاده کرده برای آزادی در جنایاتی مانند تجاوز جنسی و ازدواج اجباری.
8. ناکامی رهبری برای تاثیرگذاری موثر علیه قوماندان هایی که از قدرت نظامی و مسوولیتی خویش سوءاستفاده کرده اند و آنها به اتکاء موقعیت و پستشان در حزب وحدت این اعمال را مرتکب می شدند.
از جنبه اصلی نمونه های این جنایات توسط قوماندان های حزب وحدت، طوری که پروژه عدالت افغانستان مستند کرده است، این است که از مرحله اولیه جنگ حزبی و گروهی، یک خصوصیت فرقه ای را وانمود می کند. زندانیان احزاب مخالف به قتل رسیده و غیر نظامیان مظنون بودند به خاطر اینکه آنها به همان نژاد یا فرقه گروه مخالف تعلق داشتند. غیر نظامیان دیگر نژادها، به خاطر تلاش برای تحت نفوذ خود درآوردن، یا انتقام گرفتن از احزاب مخالف، مورد هدف قرار می گرفتند. دور جدید انتقام گیریها در کابل در سالهای 1992 الی 1995 انجام شد. در مزار شریف، خشونت های فرقه ای بعداً آغاز شده اما زیاد طول کشید تا دوره قتل عام های مهم در سال 1997-1998 و بعد از آن. غیر نظامیان هزاره در میان قربانیان این دوره از خشونت ها بودند. اما قوماندان های جنایتکار حزب وحدت آشکارا در ارتکاب جنایاتها و خشونت ها شرکت داشته و به این اعمال ادامه می دادند.
یک قوماندان پایین رتبه اتحاد اسلامی بنام نذیر که توسط قوماندان حزب وحدت بنام شفیع دیوانه دستگیر شد زمانی که قوای وحدت پوسته اش را در دیوان بیگی متصرف شدند. وی از توقیفش در یک کانتینری که درکوته گانی روی زمین گذارده شده بود، چنین توصیف کرد: ما مجبور به رفع حاجت درداخل کانتینر بودیم و آنها برایمان غذا می انداختند. در جریان شب، آنها گروهی از مردم را بیرون کرده و وانمود می شد که رها می شوند ولی هنوز نمی دانیم که چه بالای آنها اتفاق افتاده است. نذیر گفت که روزانه مورد تحقیق قرار می گرفته تا اینکه بسیار ضعیف شد. "آنها مرا از پای آویزان کرده و در پایین من پترول روشن می کردند و از بالا آب می انداختند. آنها مرا با چوب می زدند و نزدیک سرم با تفنگچه فیر می کردند." وی می گوید که چشم وی بسته می شد و مجبور بود که چهار زانو روی زمین پر از میخ نشسته که وی را از حرکت باز می داشته است. سپس یک سگ به روی وی رها می شد. "آن سگ حمله کرده و لباسهایم را پاره کرده و مرا خراش می داد."
نذیر سرانجام بعد از اینکه قوماندانش زندانیان حزب وحدت را با شفیع دیوانه تبادله کرد، آزاد شد. قوماندان نذیر گفت که وی زندانیان را از دیگر قوماندانان اتحاد اسلامی خریده تا زیر دستش (مادونش) را رها سازد. اما یکی از زندانیان وحدت در جنگ دستش را از دست داده بود به این خاطر، نذیر باید مجازات می شد. نذیر اظهار داشت: "وقتی آنها دستش را بریده دیدند، آنها نیز دستم را در آن اتاق بریدند. آنجا یک تبر بود و آنها دست راستم را بریدند و در دیگر دستم گذاشتند. نمی دانم چه کسی دستم را برید به خاطر اینکه صورتش پوشیده بود و دستکش سفیدی مانند یک داکتر پوشیده بود وی از یک لندکروزر پایین شده و آنها چشمانم را بستند و برای لحظه ای نفهمیدم که وی چه می کند. بعداً آنها دستم را بریدند و من همه چیز را فهمیدم." قوماندان مافوق نذیر گفت که وی بعداً به یکی از قوماندانان ارشد اتحاد اسلامی بنام ممتاز پیشنهاد کرده که زندانیان هزاره را به انتقام قطع شدن دست اش، بکشند.
دو نفر متهم به متعلق بودن به حزب رقیب شیعه، حرکت اسلامی، از توقیفشان در کوته گانی و دیگر مناطق شرج داده اند. سامی می گوید که وی در تاریخ 23 سنبله سال 1373 مطابق با سپتامبر 1994 دستگیر شده و ابتدا نزد قوماندان قاسم برده شده است و بعداً به رئیس امنیت داخلی، بهرامی، برده شده که وی را به یکی از مراکز توقیفی حزب در حوزه 3 حوزه پولیس بردند. "ساعت 1:30 نیمه شب آنها شروع به تحقیق از من کردند ولی آنها چیزی را که می خواستند نشنیدند. بناءً گفتند که مرا خواهند کشت تا به دیگران ثابت کنند که ایستادن و جنگ مقابل نیروهای مزاری کار آسانی نیست." بعد از 9 روز زندانی بودن، وی بیرون کشیده شده و گمان می کرد که اعدام خواهد شد. وی بیان کرد که آنها به خاطر خلاص شدن از دست مهمان، مرا به خط اول جنگ بردند. اما مرا تحویل شخصی دادند که زیاد حشیش می کشید و شرابی بود. من در جریان شب از تاریکی استفاده کرده و فرار کردم.
مرد دیگری بنام ولی در استخبارات دولت کار می کرد زمانیکه توسط حزب وحدت در سال 1994 دستگیر شد. آنها وی را متهم به کار کردن برای حرکت اسلامی کردند. وی دستگیری و بردنش به قرارگاه داکتر صادق مدبر و بعد به شاخه کشف در کارته سه را به یاد می آورد. وی گفت که برای هفت روز درون یک توالت که عمداً پر از آب شده بود، قفل شده بود. سپس، وی به کوته گانی جایی که پروانه مسوول تحقیق و شکنجه بود، برده می شود. اما خودش گفت که وی فقط مورد هدف شکنجه روحی قرار میگرفت به شمول تهدید به اعدام و فحش به زن و فامیلش. وی تخمین میزند که 250 تا 300 زندانی در آن زمان در کوته گانی توقیف شده بود. آنها عبارت بودند از: زندانیان جنگ، شیعه ها، متهمین به جرائم علیه حزب وحدت و یک تعداد زندانیان سیاسی.وی اظهار داشت که آنها سنی ها و شیعه ها را مجزا می کردند. فامیل وی با مزاری ترتیب ملاقات و پا درمیانی داده و پسرش را رها کردند با ضمانت به اینکه وی غرب کابل را ترک نخواهد کرد و یا به وظیفه دولتی اش در مناطق کنترل شده توسط شورای نظار برنخواهد گشت.
گرچه وحدت، مراکزتسهیلاتی توقیفی داشت، بیشتر قوماندان ها هم زندان های شخصی خویش را داشتند. بیشتر گروگانان غیر نظامی در جریان و یا بعد از زد و خورد در ماه جون 1992 محاصره شده و در این مراکز توقیفی نگهداری می شدند تا اینکه به مراکز اصلی تحویل داده شوند. شفیع دیوانه زندانیان را در دهمزنگ و کوته سنگی نگهداری می کرد. قوماندان فرقه 097، ابوذر از مزار شریف، ازپرورشگاه افشار و پرورشگاه علاءالدین استفاده می کرد. حاجی امینی، رئیس فرقه 096 در خانه اش در ولایت پروان زندان شخصی داشت. ضابط اکبر قاسمی، رئیس فرقه 095، در تخنیک ثانوی و ده بوری، توقیف خانه داشت. یک قوماندان اسبق کندک، صفدر گفت که زندان 095 کمی از دو ساختمان لیلیه تخنیک ثانوی فاصله داشت. وی اظهار داشت که در آنجا بسیار زندانیان زیادی وجود داشت. "برخی در جنگ دستگیر شده بودند، دیگران که غیر نظامی ها بودند، از خانه هایشان گرفتار شده بودند. برخی به علت نداشتن غذای کافی به شدت مریض بودند. من شخصاً سه نفر که در آن زندان شکنجه می شد و در نتیجه شکنجه به هلاکت رسیدند، دیدم. یکی از فاضل بیگ بود، دیگری از پغمان و سومی از میدان شهر بود. آنها جنازه مرد میدان شهری را در کنار دیوار وزارت تحصیلات عالی انداختند. اما روزهای بعد که هوا گرم بود، جنازه واقعاً بو گرفته بود. بناءً ما وی را پهلوی دیوار دفن کردیم."
یک غیر نظامی زن که پسرش دستگیر شده، به زندان انداخته شده و توسط نیروهای وحدت به قتل رسیده، گل نام دارد و تاجیک است. وی توضیح داد که چگونه پسرش محمد هارون که در سال آخر مکتب بود، در 15 دلو 1371 مطابق با 2 فبروری 1993 ناپدید شده است. بچه کاکایش به پروژه عدالت افغانستان گفت که آنها هردو زمانی که از مکتب سپین کلی عبور می کردند، توسط نیروهای حزب وحدت دستگیر شدند. بچه کاکا توانسته که فرار کند. گل گفت که 15 روز بعد، پس از صرف کردن پول زیاد آنها توانستند که موقعیت جنازه پسرش را به دست آورند. جنازه در یک چاه خشک در پرورشگاه افشار با نشانه های زیاد از شکنجه روی بدنش بود.بچه کاکایش گفت که آنها وی را سوختانده و چشمانش را در آورده بودند. وی علاوه داشت که دلیل اینکه قوماندانان وحدت چنین جنایتی را مرتکب شدند، گفتنش ناممکن است. شاید به خاطر تعصبات قومی و مذهبی بوده است."
ادامه دارد
جنایات حزب وحدت که در پروژه عدالت افغانستان درج شده - بخش دوم
زمانیکه احزاب مختلف با حزب وحدت وارد جنگ شدند، غیر نظامیان وابسته به دیگر گروه ها مورد مظنون قرار گرفته یا اینکه به طور موجه هدف حمله قرار میگرفتند. وقتی که تنش با شورای نظار و دولت اسلامی به وخامت نهاد و رهبری وحدت دولت اسلامی را در اواخر سال 1992 ترک کرد، تاجیک هایی که با شورای نظار شریک بودند، مظنون شدند. فاطمه که از شمالی است می گوید که شوهرش متهم به جاسوسی و داشتن مهمات شد بعد از آنکه وحدت، مناطقشان را در نزدیکی سفارت روسیه در جنگ با شورای نظار گرفتند. وی بیان داشت که قوماندان شفیع دیوانه، رئیس لوای دوم و قوماندان دیگری که صورت سرخی داشت به خانه آنها آمده و شوهرش را مورد لت و کوب قرار دادند. (قوماندان شفیع یکی از چندین قوماندان حزب وحدت بود که به علت جنایات وسیعش، لقب دیوانه را گرفت. وی محصل دانشگاه بود زمانیکه مجاهدین کابل را تصرف کردند، اما یکی از مشهورترین قوماندان های وحدت شده و در اظهارات شاهدان متواتر از وی نام برده شده است.)وی اظهار داشت که بعد از تلاشی تمام خانه و غارت کردن برنج، آرد و دیگر مواد غذایی، آنها سلاحی پیدا نکردند، اما هنوز می خواستند که شوهرش را دستگیر کنند. فقط زمانی که وی گریه کرده و تمام پول و دارایی شان را به آنها داده، آنجا را ترک کردند. وی گفت که چند روز بعد، سه یا چهار مرد آمده و از همسایه شان که آنها هم از شمالی بودند، چای خواستند و به دختر جوانش بنام جمیله تجاوز کردند. فاطمه بیان داشت که بعد از آن به زودی با فامیلش منطق را ترک کردند.
یک زن بنام ش. گفت که شوهرش توسط قوماندان شفیع دیوانه و قوماندان نبی گاو در پوسته دهمزنگ دستگیر شده و متهم به سنی و پشتون بودن شد. آنها وی را لت و کوب کرده و دستش را شکسته و آرنجش را درآوردند که فعلا وی معلول شده است. زن دیگری بنام بی بی، جنگ بین شورای نظار و حزب وحدت را در علاءالدین و کارته سه در حوت 1372 (فبروری 1994) به یاد می آورد. افراد وحدت غیر نظامیان را از خانه هایشان به شمول مردها دستگیر کرده تا برایشان سنگر بکنند. وی بیان داشت که شوهرش در سرک شان دستگیر شده زمانی که وی خانه را برای کار ترک می کرد و برای کندن سنگرها به پوسته شفیع دیوانه در دهمزنگ برده شده است. "شوهرم به آنها گفت که نباید وی را بگیرند، وی یک فامیل برای نان دادن دارد و آنها باید بگذارند که کار کند. اما آنها توجهی نکرده، وی را لت و کوب کرده و بردند." وی اظهار داشت که بعداً مطلع شد که شوهرش شدیداً زخمی شده و به شفاخانه صلیب سرخ آورده شده بود.
دیگر غیر نظامیانی که در مناطق کنترل شده حزب وحدت زندگی می کردند مورد هدف قرار می گرفتند فقط به خاطر اینکه قوماندانان قدرت سوءاستفاده و جرائم را داشتند. به عنوان نمونه، کمال، یک مزدورکار در قلعه علی مردان بیان داشته که پسر 15 ساله اش در سال 1373 (1994) با قوماندان محلی در پوسته نزدیکشان که نامش قوماندان هادی بود، درگیری لفظی پیدا کرد. کمال اظهار داشت که هادی در راه پسرش کمین کرده و وی را به یکی از سرک ها برده و با ضرب گلوله کشت. پدرش گفت: "در آن زمان کسی قدرت نداشت. من هر جایی برای شکایت رفتم ولی هیچ نتیجه ای نداد."
شاهد دیگری بنام فریده، باشنده اصلی شمالی گفت که وی به خانه پدرش در قلعه قاضی برای مهمانی رفته بود. فریده گفت: یک محفل عروسی از شمالی برای بردن یک عروس به منطقه آمده و درپوسته وحدت واقع در منطقه سرپل دشت برچی متوقف داده می شوند. آنها به زور عروس را از موتر خارج کرده و به پوسته نظامی بردند. ولی قوماندانان پغمان، عزت و زلمی، مطلع شده و آمده و جنگ شدیدی آغاز شد. وی گفت: بعضی از اعضای مجفل عروسی زخمی شده، اما عروس، گرچه لباسهایش پاره شد، نجات یافت.
شنیدن اظهارات از آنهایی که درساحه کنترل حزب وحدت زندگی می کنند، یک درک قوی از سوء استفاده و بدرفتاریهای روزمره و اکثراً خودسرانه وجود دارد. آنچه شاهدی به نام ر. به عنوان ظلم تشریح کرد چنین است که مردم محل مجبور بودند برای پوسته نظامی که در مکتب رابعه بلخی در کابل مستقر شده بودند، غذا تهیه بکنند. ماه جدی 1371 (دسامبر 1992- جنوری 1993) بود و طبق گفته یکی از شهود که وحدت را خوب می شناخت. پوسته بعداً توسط قوماندان سید علی جان از وحدت نگهداری می شد. جنگ شدیدی بین جمعیت و وحدت در گرفت. ر. بیان داشت که به خاطر ظلم زیاد نظامیان، مردم ساحات همجوار را ترک کردند. بنا براین نوبت غذا دادنشان به طور متواتر افزایش یافت. وی (شاهد زن بنام ر) بیان داشت که یک شب عسکران به منطقه آمده و برای 15 نفر غذا خواستند. "شوهرم به آنها گفت که کار نیست و ما پولی برای خریدن غذا نداریم. تمام خانه را بگردید، اگر یک پاو برنج یا آرد یافتید، بعداً مرا بکشید." عسکران عصبانی شده و گفته تا بایسیکلش را بدهد وگر نه او را خواهند کشت. آنها برای یافتن غذا به دیگر مناطق رفتند. وی بیان داشت که در روزهای بعد، شوهرش و همسایه اش از مسجد دستگیر شده و به لیسه سور یا برده شدند. عسکران هرچه که در جیب داشتند، گرفته و آنها را به سختی لت و کوب نمودند که شوهرش در اثر آن مریض شد.
ر. اظهار داشت که نیروهای وحدت به خانه آمده و آنها را لت و کوب کرده و پول خواستند. وقتی آنها گفتند که هیچ چیز ندارند، عسکرها دو پسرش را لت و کوب کرده و برخی از امولشان را گرفته و محل را ترک کردند. در روزهای بعدی ایورم (برادر شوهرم) مورد هدف قرار گرفت. نظامیان از وی خواسته بودند که خانه دو طبقه اش را ترک کرده که آنها می خواستند به پوسته نظامی تبدیل کنند. "آنها گفتند که وی حق ندارد تا چیزی از اموال را با خود ببرد." وی به خاطر ظلم نظامیان وحدت از سکته قلبی در گذشت. ر. اظهار داشت که چون نظامیان روز به روز ظالم تر می شدند، مردم را کشته و اموالشان را چور می کردند، فامیل تصمیم به ترک محل گرفتند. آنها یک کراچی را برای بردن آنچه از اموالشان باقی مانده بود، کرایه کردند ولی حتی در آنزمان هم باید مقداری از اموال را به نظامیان می دادند. وی علاوه کرد که بعد از مدتی که به خانه برگشتند، تمام دروازه ها و پنجره و سیمهای برق را چور کرده بودند.
زن دیگری بنام ز. از زندگی در منطقه چهار راهی نجاری در سال 1372 (1993) چنین توصیف کرده است. یک بعد از ظهر قوماندان های مربوط به شفیع دیوانه به خانه اش وارد شده و فوراً شوهرش را مورد لت و کوب قرار دادند. "آنها می خواستند بدانند که وی به کدام حزب وابسته است؟ وی گفت که به هیچ حزبی وابسته نیست و یک کارگر در تعمیرگاه می باشد. سرانجام، آنها وی را لت و کوب کرده و با خود بردند. ما مردم فقیر بودیم. ما پول، دارایی یا اموال قیمتی نداشتیم. اما آنها آنچه که داشتیم با خود بردند. برای چهار یا پنج روز شوهرم را نگهداشته و ما هیچ اطلاعی از وی نداشتیم. بالاخره، خدا مهربان شد و یکی از همسایگانمان به قوماندان شفیع دیوانه گفت که شوهرم بی سواد است و به هیج حزبی وابسته نیست. وی به خانه برگشت و زیاد لت و کوب شده بود. ما خیلی ترسیده بودیم و منطقه را ترک کردیم. ما حتی اموال باقیمانده خود را برنداشتیم.
در شمال افغانستان، قوماندان هایی که به قوماندان های حزب وحدت وابسته بودند از سلطه خود بالای منطقه و قدرتشان برای توقیف و ایجاد وحشت در میان شهریان و غیر نظامیان استفاده کردند. اعمال متذکره بدون هیچگونه ارتباطی به جنگ های ذات البینی احزاب صورت میگرفت. پروژه عدالت افغانستان، اظهارات مفصلی درمورد قتل عام غیر نظامیان پشتون توسط نیروهای حزب وحدت در سه واقعه جدا از هم دریافت داشته است. این واقعات به دنبال اولین شکست طالبان در مزار شریف در سال 1997 اتفاق افتاده است طوریکه شاکیان توانستند معین کنند، این اعمال برای گرفتن انتقام واقع شده است. تمام کشته شدگان پشتون بودند متعلق به گروه قومی که طالبان بودند.
اعضای چندین فامیل در منطقه تصدی بلخ از کشته شدن نه مرد و کودک در سال 1376 (1998) توسط قوماندان کندک حزب وحدت بنام علی سرور گنکس بیان داشته اند. (گنکس به معنی دیوانه یا شرابی یک لقب دیگری برای قوماندان های وحدت که شهرت ظلم داشتند، می باشد.) یک شهروند غیر نظامی بنام محمد بیان داشت که قوماندان سرور که افرادش را درمناطق تصدی، علی چوپان و کارته آریانا مستقر کرده بود، تمام پشتون هایی که در مزرعه متعلق به یک تجارمحلی بنام رسول برات کار می کردند را دستگیر کرد. پدرش، امیر گل و برادر سیزده ساله اش، گل میر و شش مرد و کودک دیگر دستگیر شدند. دستانشان بسته شده و به یک مسجد نزدیک شیعی (تکیه خانه) در قریه علی چوپان برده شدند. محمد می گوید که بعداً آنها بوسیله تفنگها، چوب، سنگ و چاقو و برچه تا سر حد مرگ لت و کوب شدند. بعد جنازه ها قطعه قطعه شده و به یک چاه نزدیکی مسجد انداخته شدند.
همسر یکی دیگر از قربانیان به پروژه عدالت افغانستان گفت که چگونه پسر سیزده ساله اش بنام آقا محمد برای دیدن یکی از دوستان پدرش که هزاره بود رفته تا سعی کند وی را برای شفاعت متقاعد کند. "من به وی گفتم که عجله کند تا وی را خبر کند تا اینکه شوهرم رها شود. اما وقتی وی به قریه علی چوپان رفت، مردان مسلح علی سرور وی را نیز دستگیر کردند. آنها دستانش را به هم بسته و پیش علی سرور بردند. وی پسر سیزده ساله ام را هم کشتند سپس وی نیز به همان چاه انداخته شد."
محمد و دو زن بیوه به پروژه عدالت افغانستان بیان داشته اند که چگونه علی سرور و افرادش خانه های کشته شدگان را چور کردند. محمد گفت که دو روز بعد، وی با تعدادی از ریش سفیدان برای دیدن صاحب مزرعه، رسول برات رفتند. وی گفت که نمی تواند در مورد مرتکبین کاری بکند، اما ما کوشش خواهیم کرد تا اجساد را برای دفن به دست آوریم. محمد گفت که بعد از یازده روز استاد محقق اجازه داده و دو نماینده از حزب وحدت را فرستاد. دو نفر از جنبش، دو نفر از حزب اسلامی و دو نفر از جمعیت اسلامی آمدند. ما جنازه ها را از چاه در علی چوپان بیرون آوردیم. همه جنازه ها قطعه قطعه شده بودند."
محمد اظهار داشت که مردان و کودکان به قتل رسیده از میان فقیرترین افراد در منطقه بودند و قربانیان را طبق ذیل نام برد:
عبدالغفور ولد ولی محمد، 40 ساله
عبدالکریم ولد محمد نور، 23 ساله
عین الدین ولد محمد نور، 25 ساله
امیر گل ولد شیر جان، 45 ساله
گل میر ولد امیر گل، 13 ساله
شاه ولی ولد سلطان محمد، 18 ساله
شرف الدین، 40 ساله
زمان ولد شرف الدین، 17 ساله
آقا محمد ولد عبدالغفور، 13 ساله
محمد گفت: "جنایت علی سرور واضح است. این جنایت نه در تاریکی شب بلکه در روز روشن واقع شده است. جرم آن نه نفر چه بوده است؟ آنها نه طالب بودند و نه جیز دیگر. تنها گناه آنها این بود که پشتون بودند."
جنایات حزب وحدت که در پروژه عدالت افغانستان درج شده - بخش سوم
قتل عام دیگر غیر نظامیان پشتون در بز سوخته قریه فرل آباد واقع در 9 اپریل 1988 (20/1/1377) واقع شده است. یکی از نجات یافتگان گفت که وی و هم قریه هایش در یک ملی بس بودند که توسط قوای حزب وحدت متوقف شدند. "ما درحدود هشت نفر بودیم که برای کار روزانه به شهرمی رفتیم. طبق معمول من و برادرم برای کار به شهر می رفتیم. یک شب که به خانه بر می گشتیم، نیروهای قوماندان بابا، یک قوماندان وحدت که در مزار قرارگاه داشت، ظاهراً زیر دست استاد محقق، ملی بس را متوقف کرده و از همه پرسیدند که اهل کجا هستیم. وقتی که به آنها گفتیم که از قریه گریمار هستیم آنها ما را از موتر پایین کرده و به پوسته شان برده و متهم به طالب بودن نمودند. ما همه پشتون بودیم. آنها تمام پولهایمان را گرفته و ما را داخل یک کانتینر انداختند. در نیمه های شب دروازه کانتینر را باز کرده و دستانمان را باهم بسته کرده و بیرون به نزدیکی یک چاه بردند. اول آنها برادرم را به داخل چاه انداخته و در داخل چاه بالای او فیر کردند من شروع به فرار کردم در حالیکه هنوز دستانم بسته بود و آنها بالایم فیر کردند. من در قسمت دستم زخمی شدم و یکی از آنها به تعقیبم می دوید اما من به قریه قلعه محمد که نزدیکترین منطقه بود، رسیدم. آنها مرا نگرفتند. اما دیگران را داخل چاه انداختند. نامهایشان قرار ذیل است:
1. سید احمد ولد حاجی برات
2. محمد حسن ولد اته گل برادر رمضان
3. امان الله ولد سید محمد
4. اسدالله ولد محمد حسن
5. نورالله ولد بسم الله
6. جمعه الدین ولد قطب الدین
بعداً، اجساد از چاه بیرون کشیده شده و در یک قبر دسته جمعی دفن شدند.
نیروهای تحت سلطه استاد یاسین، قوماندان ارشد حزب وحدت در شمال مربوط به محقق متهم به یکی دیگر از قتل عام و اختطاف غیر نظامیان پشتون می باشد. این واقعه چهار ماه بعد از کشتار گوری مار در قریه کمپیرک ولسوالی نهر شاهی ولایت بلخ، در حدود 20 کیلومتری از شهر اصلی مزار شریف واقع شده است. یکی از نجات یافتگان بنام خان گفت که در تاریخ 15/5/1377 (6/8/1998) قریه اش توسط صدها تن از جنگجویان وحدت، ساعت 3:30 صبح مورد حمله قرار گرفت. "بیشتر مردم کمپیرک پشتون وبقیه ترکمن و عرب بودند. در مجموع سه صد خانه که همه ما دهقان بودیم، وجود داشت. استاد یاسین از قریه همجوار، شیخ مرغلان در حدود دو کیلومتری ما بود. افرادش از مرغلان و سر آسیاب و بقیه از بامیان آمدند. آنها قریه مان را مورد حمله قرار دادند برای اینکه فکر می کردند طالبان آنجا پنهان شده اند."
خان می گوید نظامیان به خانه ها آمده و کشتار مردها و حیوانات را شروع کردند. وی گفت که پنج ضربه در قسمت های مختلف بدنش خورده و بعداً روی زمین مانند مرده دراز کشیده است. "من چشمانم را بستم تا آنها دیگر فیر نکنند و من صدایشان را می شنیدم که می گفتند من کشته شده ام. آنها برادرم را دستگیر کرده و بیرون بردند. زنان و اطفال گریه می کردند. در همین حال، آنها تمام اموالم را به خارج از خانه ام می کشیدند. من از ساعت 3:30 الی 4:00 صبح روی زمین دراز افتاده بودم و مقدار بسیار زیادی خون از من رفته بود. ساعت 4:00 تعدادی نفر از قریه های همجوار آمده و مرا به همراه ده نفر زخمی دیگر به شفاخانه در شیبرغان بردند." خان بیان داشت که تعداد زیادی از زخمی ها به طور دائم معلول شدند. به عنوان مثال، وی یک دستش کار نمی کند.
وی اظهار داشت در آن زمان، حزب وحدت قریه شان را ترک کرده و به سرک آسفالت به قریه لنگرخانه رفته و طالبان وارد مزار شریف شده بودند. آنها وسایل خانه و مواشی را برده بودند. اما معلوم شد که نگهداری وسایل چور شده و فرار از طالبان مشکل است. خان علاوه داشت که افراد استاد یاسین تعدادی از وسایل چور شده را به قریه های خودشان در مرغلان و سر آسیاب بردند. مابقی وسایل در سرک ها و در قریه های دیگر در موترهایی که با آنها رانندگی می کردند، پیدا شد.
وی گفت: "افراد محقق مردم ما را کشتند فقط به خاطر اینکه آنها پشتون بودند. هر کسی در بلخ می دانست که ما دهقان های فقیر بودیم که غیر مسلح بوده و هیچ طالبی در بین خود نداشتیم." وی بیان داشت که 17 نفر کشته شدند که 15 نفر آن را طبق ذیل مشخص نمود:
1. ملا عبدالرزاق، 62 ساله، ملای مسجد قریه
2. نور گل ولد الله نور، 45 ساله
3. محمد گل ولد الله نور، 40 ساله
4. محمد اکرم ولد جمعه خان، 30 ساله
5&6. دو نفر که مهمان محمد اکرم بودند.
7. غلام علی ولد شیخ محمد، 75 ساله که بزرگ قریه بود.
8. تاج محمد قریه دار ولد دین محمد، 70 ساله
9. داد محمد ولد نور محمد، 50 ساله
10. عبدالغنی ولد عبدالرسول، 50 ساله
11. نور محمد ولد محمد حیدر، 65 ساله
12. چوپان نور محمد که یک مرد پیر بود، 80 ساله
13. سید عالم، 55 ساله
14. محمد خان ولد میر علم، 40 ساله
15. محمد سرور ولد جمعه خان، 70 ساله
خان گفت که بیشتر از هفتاد نفر از قریه که در بین آنها برادرش بوده، دستگیر شده اند. یکی از دستگیر شدگان منصور است که بیان داشت آنها به طور مجموعی 72 زندانی بردند.
"به من گفته شد که از خانه ام بیرون آیم و با قنداق تفنگ لت و کوب شدم. سپس آنها دستهایم را به هم بسته کردند و مرا به مسجدی که موترهایشان آنجا پارک بود، بردند. من تمام افراد قریه را آنجا با دستهای بسته و صورتهای خونین دیدم. آنها امر کردند تا سوار یک موتر کاماز روسی شویم. خیلی سخت بود برای اینکه دستانمان بسته بودند. من نزدیک بود که بیافتم. یکی از زندانیان تقاضا کرد تا دستان یک یا دو نفر را باز کرده تا به بقیه در سوار شدن لاری کمک کنند. آنها وی را با قنداق تفنگ در سرش زدند و وی بیهوش شد. وی هنوز زنده است ولی تکلیف عصبی دارد. آنها آن مرد را مانند بوجی به داخل لاری انداخته و همه ما را به سیلو در مزارشریف بردند.
منصور بیان داشت که آنها به یک کانتینر ذخیره تیل که به عمق پنج متر بود، برده شدند؛ راه آن مانند چاه پوشیده شده بود. به آنها امر شد که داخل آن شوند، اما یکی از نظامیان که بهتر از دیگران به نظر می رسید، پیشنهاد کرد که یک نردبان بیاورند. بناءً لحظه ای صبر کرده و بعداً به داخل کانتینر انداخته شدند.
کانتینر 5 متر بلندی و 5 متر عرض داشت و کسان دیگری نیز آنجا بودند که قبل از ما آورده شده بودند. ما برای چندین ساعت آنجا بودیم و این در جریان روزهای داغ تابستان بود. بسیار گرم بود و ما شدیداً تشنه بودیم. ما فریاد زدیم تا برایمان آب بیاورند ولی هیچ جوابی نبود. در همین حال، ما می توانستیم که صدای فیر را به مدت یک ساعت بشنویم و بعداً همه جا را سکوت فرا گرفت. همه ما در وضعیت بسیار بدی بودیم، اما کاری نمی توانستیم بکنیم. بنا براین، دوباره فریاد زدیم: آهای مردم! برایمان یک کمی آب بیاورید وگرنه می میریم. سپس، یک کسی آمد و پرسید که چه کسی ما را آنجا انداخته بود؟ ما جواب دادیم که حزب وحدت ما را آنجا انداخته است. بعد، وی دوباره پرسید که شغل ما چه بوده؟ ما گفتیم که ما کارگران فقیر هستیم و مردان مسلح وحدت ما را در آنجا قرار داده است. وی گفت که بیرون آیید، اما ما گفتیم که کانتینر بسیار عمیق است و ما بدون زینه نمی توانیم که بیرون آییم.
یک زینه آورده شد و اسرا بیرون آمدند، خان و دیگر همراهانش فهمیدند که طالبان منطقه را گرفته بودند، آنها رها شدند تا خانه بروند.
ما به قریه برگشتیم. برخی اوقات پیاده و بعضی اوقات سواره. وقتی که رسیدیم، ما دیدیم که هیچ چیز باقی نمانده بود. تعداد زیادی از مردم کشته شده یا زخمی شده بودند و تمام فامیل ها وحشت زده و گیج بودند. آنها تمام اموال و مواشی را چور کرده بودند. مردم قریه های همجوار، از هیواد و لنگرخانه و دیگر مناطق مصروف دفن مرده ها بودند. آنها قالین و ظرف و وسایل برای کمک به ما آورده بودند و تسلیت می دادند با گفتن اینکه "صبر داشته باشید برای اینکه خدا صابران را دوست دارد و قتی که مصیبت ها فرا می رسد."
جنایات حزب وحدت که در پروژه عدالت افغانستان درج شده - بخش سوم
سیما هزارها سیمای دیگر را در افغانستان ساخته است ولی ملالی جویا فقط قبر اولمیر رااعمار کرده و بس. تا جایی من خبر دارم جاغوری( زادگاه سیماثمر) یکی از ولسوالیهای بزرگی غزنی است ولی مردم جاغوری دارای چنان شفاخانه های مجهز بودند که ما در خود مرکز غزنی نداشتیم. خیلی از پشتونها که من شاهد ان بودم همیشه با تراکتورهای پر از زان اطفال و مردان برای تداوی مریض های شان در یکی از شفاخانه های جاغوری که همین سیما اعمار کرده بود میرفتند و بیسیار هم نتیجه خوب میگرفتند. ای کاش ملالی جویا هم در فراه اول برای نزدیکان خودش مکتب و شفاخانه ها اعمار میکرد تا ما میفهمیدیم که ملالی واقعا برای مردم افغانستان خدمت میکند.ایکاش ملالی حد اقل درک می کرد که این یک شخصیت جهانی است نه افغانستانی خانم سمر هیچ وقت فقط برای هزاره فکر نمیکند او برای نجات افغانها از فقر بدبختی وجهالت فکر می کند. وای برحال این مردم که ملالی جویا متعلم مکتب که صنف 9 است امروز به صفت نماینده شان حرف می زنند. شاید ملالی خبر داشته باشند که پشتونهای خودشان از کندهار وارزگان در شفاخانه خانم سمر سال هارایگان تداوی شده است .حتی تاجیکان غزنی از برکت خانم صاحب مکتب وشفاخانه شده است نه تنها هزاره ها.
بهرصورت امروز جاغوری 5000 محصل در خارج وداخل کشور دارد اینها همه ثمره دست این خانم بزرگ است . ما حامی این قهرمان هزاره هستیم وحمایتش می کنیم .شخصاً خودم یک مهندس هستم سیما سمر برای من خیلی ارزش دارد چون برای من مکتب ساخته است.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
جاسوس بودن حزب وحدت به رژیم ملاهای ایرانی و اینکه این حزب «مید ان ایران» است هیچ شکی نیست. در اینکه این حزب خاین به ملیت نجیب هزاره است شکی نیست. درین که این حزب جنایت و بربریت های بینظیر در سالهای اقتدار شان در کابل انجام داده اند شکی نیست.
کسانی که نام فلم «عشق در سینمای بریکوت» را شنیده باشند باید آنقدر شرافت داشته باشند که با دیدن جنایت های هیتلری وحدتیان بر زنان مظلوم در بریکوت از طرفراری از یکچنین حزب بربر و ضدبشری اجتناب ورزند.
و منسوب بودن خانم سیما به یکچنین حزب طبعا وی را به خاک برابر میکند و موقعیتش را نزد مردم در حد یک مگس پایین میاورد.
حداقل برای من با دیدن اسناد بالا شکی نمانده که وی از رهبران یکچنین حزب تاریک اندیش و مزدور است.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
سلام آقای فرهمند
آنچه را نوشته اید دوباره بخوانید و بعد چهار نوشته ی دیگر از آدمهای باسواد را در مورد سیاست در افغانستان بخوانید آن وقت خواهید فهمید که با این نوشته تان چقدر خود را عقده ی و بی سواد معرفی کرده اید.
این از آفتاب روشن تر است که رویارویی حزب وحدت با سیاستهای ایران در افغانستان بعد از دهه ی نود میلادی به عنوان یکی از نمونه های شکست سیاستهای ایران در افغانستان شناخته می شود. می توانید نوشته های زیدآبادی را در این مورد بخوانید.
راستی در افغانستان چه کسی جنایت نکرده است؟ شورای نظار چه کرده است که اینک مسعود خونخوار را قهرمان نامیده اند؟ من از وحدت دفاع نمی کنم اما این را می دانم که حزب وحدت نه در شمالی و نه در قندهار و بدخشان جنگیده است بلکه حزب وحدت از خانه اش در غرب کابل و یا بامیان دفاع کرده است.
خانم سیما سمر را مردم از من و تو بیشتر می شناسند. لازم نیست دل تان به وی بسوزد. هیچ انسان تا را نمی شود با یک مگس برابر کرد. این نشان می دهد که شما با ابتدایی ترین برداشت امروزین از انسانیت آشنایی ندارید. اگر باورم نمی کنید تلاش کنید و یک نسخه ی دری منشور جهانی حقوق بشر را بیابید و بخوانید. آنگاه می فهمید که حقوق یک انسان حتی جنایتکار چون مسعود و ملاعمر و سیاف هم از هر حیوان دیگر بیشتر است و همچنان کرامت شان.
حزب وحدت را گفته ی تاریک اندیش. این هم بی سوادی تان را می نمایاند. آیا یک حزب تاریک اندیش آنهم در افغانستان می تواند زن را به رهبری اش قبول کند؟ مگر حکومت شورای نظار زن را از خواندن خبر در رادیو و تلویزیون منع نکرد؟ مگر امروز مرکز قدرت حزب وحدت را یک زن اداره نمی کند؟ چند نفر والی زن در ولایات کشور داریم؟
سیما اگر عضو شورای مرکزی حزب وحدت هم بوده باشد حرفی نیست. اگر دیگران ( ربانی و سیاف و قانونی و فهیم) بتوانند از دست داشتن مستقیم شان در خون ریختن دفاع کنند او نیز می تواند از عضویت اش در حزب وحدت دفاع کند. او نمونه ی یک هموطن گرامی است و افتخار وطن. او بیرون از افغانستان هم به انسانیت خدمت می کند. شنیده اید که سیما ثمر فرستاده ی مخصوص ملل متحد در دارفور سودان هم است؟ ارزش او را و کارهای او را نه تنها مردم افغانستان بلکه مردم دنیا هم ارج می نهند.
خداوند همه ی مار از شر حسادت و عقده حفظ کند و مردم افغانستان را از شر بلای جنگ و بی سوادی نجات دهد. خداوند سیما را توان خدمت بیشتر به مردم وطن ببخشد و سیاستمداران وطن را از چهالت نجات دهد.
خداوند به ملالی جویا هم در کارهای روزمره اش عقلانیت و تدبیر ببخشد و از نفاق افکنی و هیاهو بازی دورش نگهدارد و نگذارد که نیرو و استعداد او در راه خدمت به دشمنان مردم افغانستان به هدر رود.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
با سلام به همه خوانندگان .
آقای فرهمند و ملالی جویا و همکاران ایشان باید بدانند که مردم ما در طول سالها تجربه به خوبی همه را با یک حرف زدن شان می شناسند . دیگر دوران این معرکه برپا کردن ها گذشته که آب را گل الود کرده و ماهی بگیریم .
از خانم ملالی جویا می پرسم شما اشخاصی را می خواهید متهم کنید که مصدر خدمت برای مردم و کشورشان بوده است در حالی که خود چیزی برای افتخار به آن ندارید جز سرو صدای پوچ .
شما در سالهایی که وکیل مردم ولایت خویش بوده اید چه کمکی به مردم ولایت خویش کرده اید جز اینکه می خواهید تا با ایجاد سرو صدا توجه خارجی ها را به خود جلب کنید شاید شما را چند دالری کمک کند .
بااین حال خودتان هم اکنون جاسوس چندین کشور میباشید خدا می داند!!! این گپ هارا هم که می زنید از خودتان نیست چون شما عددی نیستید بلکه از باداران شما است که شما را خریده اند و بس .
بهتر است توبه کنیدو از خداوند مغفرت بخواهید.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
با سلام به همه خوانندگان .
آقای فرهمند و ملالی جویا و همکاران ایشان باید بدانند که مردم ما در طول سالها تجربه به خوبی همه را با یک حرف زدن شان می شناسند . دیگر دوران این معرکه برپا کردن ها گذشته که آب را گل الود کرده و ماهی بگیریم .
از خانم ملالی جویا می پرسم شما اشخاصی را می خواهید متهم کنید که مصدر خدمت برای مردم و کشورشان بوده است در حالی که خود چیزی برای افتخار به آن ندارید جز سرو صدای پوچ .
شما در سالهایی که وکیل مردم ولایت خویش بوده اید چه کمکی به مردم ولایت خویش کرده اید جز اینکه می خواهید تا با ایجاد سرو صدا توجه خارجی ها را به خود جلب کنید شاید شما را چند دالری کمک کند .
بااین حال خودتان هم اکنون جاسوس چندین کشور میباشید خدا می داند!!! این گپ هارا هم که می زنید از خودتان نیست چون شما عددی نیستید بلکه از باداران شما است که شما را خریده اند و بس .
بهتر است توبه کنیدو از خداوند مغفرت بخواهید.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
برادر ها، چرا چشم تانرا بر واقعیت میبندید و میخواهید که بر چهره یک حزب ستمگر سفید مالی کرده از آن فرشته بتراشید؟؟
مگر جنایات حزب وحدتی چیزیست که میشود آنرا پنهان کرد؟
این سخنان شما آدم را به یاد داستان بز و گوسفندی میاندازد که میگویند زمانی بز و گوسفندی باهم راه میرفتند در مقابل شان جویی آمد که باید از آن خیز میزدند، وقتی گوسفند خیز انداخت، دنبه اش بالا شد و بز به قهقهه خنده شد و گفت دیدم، دیدم بیآب شدی و .... اما غافل از اینکه خود بز همیشه بیآب است!!
سندی در مورد سیما سمر در نشریه «شهروند» چاپ کانادا
این چه دعواست سر سیمای بیچاره، خودش مدتها قبل به صورتی پذیرفته که با حزب وحدت ارتباط داشته است. اما مهم اینست که حال ببینیم چقدر در کشتارهایی که این حزب انجام داده دستان این خانم نیز آغشته است. آیا میشود او را همقطار با خلیلی و محقق و مزاری «جنایتکار جنگی» قلمداد کرد یا نه. اگر چنین نیست بیچاره را آرام بگذارید یک «سیاه سر» معصوم است شاید از مجبوریت رفته باشد با حزب وحدت.
من سالها قبل در نشریه «شهروند» (شماره 644 – 21 دسامبر 2001) چاپ کانادا دو تا از این اسناد را دیده بودم که چاپ شده بود و در مورد خانم سیما و همچنان در آن مقاله که من کاپی اش را دارم گفته شده است:
«داکتر سیما سمر در کنفرانسی به تاریخ 13 دسامبر در تورنتو اشتراک ورزید. یکتن از افغان ها از سیما پرسید: آیا شما عضو کمیته مرکزی حزب وحدت هستید؟ سیما به گونهای از جواب سوال فوق منصرف شد.
شب بعد آن با «رادیو صدای افغانستان» مصاحبه داشت و به تلفن های شنوندگان پاسخ میداد. یکی از افغانها تلفنی از وی پرسید که شنیده است وی عضو کمیته مرکزی حزب وحدت میباشد.
سیما (که آنوقت معاول رئیس جمهور بود) با ناراحتی پاسخ داد که: متاسف هستم که بعضی کس ها این گپ ها را میزنند معلومدار من با آنها تماس داشتم دریی جای شکی نیست که من هزاره استم و کارهایم هم در هزاره جات است. این به این مفهوم نیست که من عضو آن باشم."
سندی در مورد سیما سمر در نشریه «شهروند» چاپ کانادا
آقای سلیم غزنوی !
1- تعبیر جناب شما نسبت به یک شیر زن که ارزش اش از صدها مرد برتر است که اورا به یک سیاه سر نام برده اید نادرست و دید تان یک دید مر سالارانه است .
2- شما رهبر شهیداستاد مزاری را که اکثریت مردم هزاره به او عشق می ورزند جنایتکار قلم داد کرده اید جای تاسف است برای شما و طرز تفکر تان .
اگر شما که داکتر سیما سمر را قبول دارید از او بپرسید که همین عبارات تان را قبول دارد که شهید مزاری و خلیلی و محقق را جنایت کار خوانده اید به یقین سیما سمر با این طرز دید تان مخالف خواهد بود.
مگر اینها چه کرده اند بجز از اینکه در مقابل تجاوز و انحصار طلبی ایستاده بودند. از مردم دفاع کرده اند طبیعی هم است که اشتباهات هم بوده است.
جناب شما وهم فکران تان در بیرون از کشور بوده اید حالا این چنین بی انصافانه گپ میزنید.
سندی در مورد سیما سمر در نشریه «شهروند» چاپ کانادا
آقای کاظم، چنانچه دیدید من سیاه سر را در بین ناخنک آوردم که باید فهمیده باشید که منظور چیست. یعی به اصطلاحی که در جامعه معمول است و نه هرگز بخاطر اینکه طرز دید من باشد. من از سیاه سر خواندن زنان نفرت دارم و دقیقا به همین خاطر این کلمه را در ناخنک گرفتم.
مزاری را اگر تنها «جنایتکار جنگی» بگویم کم است. او یک قاتل و یک جلاد مزدور رژیم ایران بود. یکبار به گزارشهایی که در بخش نظرات همین صفحه آمده مرور کنید و بعد بیاندیشید که مسبب این فجایع کیست، رهبری حزب وحدت یا کس دیگری.
مگر همین «بابه مزاری» نبود که چشم پشتون ها و تاجیک های بیگناه را میکشید فقط بخاطری که از کثافت هایی چون گلبدین و مسعود و سیاف انتقام بگیرد؟؟ مگر همین حزب شما نبود که در سینما بریکوت فجایع هولناکی را مرتکب شد، مگر بابه مزاری از همهی اینها بیخبر بود؟ مگر حزب شما نبود که صدها زن جوان در کابل را مورد تجاوز جمعی قرار میداد؟؟
برای شما تمامی این قتل و غارت و بیشرافتی ممکن «اشتباهات» باشند چون ناسیونالیزم کور تان اجازه نمیدهد که آنها را همان چیزی بنامید که من و دیگران مینامیم.
طالبان فاشیست اگر در یک چیز جایزه ببرند اینست که شر مزاری را از سر مردم تیره روز هزاره و مجموع افغانستان کم کردند!!
و باید گفت که من در سالهای جنایات حزب وحدت و اتحاد و جمعیت و حزب اسلام و دوستم و .... در کابل بودم و بخش اعظم آنچه را بر سر مردم ما آورده اند به چشم مشاهده نمودهام و هیچگاهی هم کشورم را ترک نکرده ام.
گوشهای از جنایات حزب وحدت در هزاره جات
براي من كه هزاره هستم جاي ننگ است ببينيم كساني بيايند و از اصول و ارزشها جهانشول حقوق بشر گپ بزنند و حقوق خود شان را كه توسط جنگسالاران و صداميان خود شان نابود شد فراموش كنند؟ 5 ميليون آواره هزاره از قلب هزارجات آواره جنگهاي سازمان نصر مزاري و سپاه پاسداران صادقي نيلي با حزب شوراي اتفاق سيد بهشتي نبودند؟ 18 هزار كشته در طي 11 سال جنگ مستمر در همين مناطق محصول نبرد اين جنايتكاران نبود؟ اصلا نياز ندارم بروم سراغ جنگهاي كابل و ميخ كفتن ها بر سر تاجيك يا پشتون! جنايتكاران هزاره يا به تعبير من اين پيامبران خون و خشونت وتباهي و پيام آوران حزب و قبيله كه بناحق به كله مردم شريف هزاره مي چپسبانند كه سردمدار شان و مزاري و خلیلی و محقق و اكبري محسني بهشتي وديگر اساتيد جنايت و خونريزي بودند به حدي وسيع است كه بسيار فراتر از جنايات صدام بر عليه شيعيان جنوب است. 18 هزار انسان در هزارجات از بين رفت در حالي كه در همين دوران حتا يك بمب از هوا و توسط ارتش شوروي بر سر اين مردم نيامد. جنايت جنايت است و جنايتكار جنايتكار است. اگر مسعود و رباني و حكمتيار پي هم به حق رديف مي شود که جنایتکار و قاتل اند ولي از مزاري و محقق و خليلي و صدها جنايتكار هزاره دفاع صورت میگیرد بدانيد آگاهاهان كه اين ساز و دمهاي اين نويسندگان همان ساز ودمهاي جنگسالاران شان است والسلام وفريب قيافه هاي كاذب دموكرات شان را نخوريد.
این اقایان مدافع حزب وحدت از رنج و مصایت مردم هزاره جات شرم کنند. این ننگ بزرگی به پیشانی اینان است که هنوز مردم معصوم هزاره در بامیان در غارهای کوه بسرمیبرند در حالیکه محقق و خلیلی و دیگران از خون و رنج مردم بلند منزلها ساخته اند و به قدرت رسیدند.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
سلام دوستان گل در افغانستان همه جنایت کرده. افغانستان سرزمین جناتکاران است. نیست؟ بروید با یک موسسه ی خارجی یک سال در همه جای کشور کار کنید. آن سیل کنید که هر آدم برای یک بوجی برنج و گندم هر کار بخواهی می کند. افغانستان یک کشور است که گدایی تنها تخصص آن است. قهر شدید؟ بخشش می خواهم ولی راست می گویم. من هنوز از آقای کرزی صاحب وقتی به کشورهای خارجی می رود چیزی به جز بدهید بدهید و کمک کنید کمک کنید نشنیده ام. اگر از ایران اینقدر بد تان می آدی چرا مرده و زنده خود را گرفته اید که آنجا بمانید؟ توهین نمی شوید؟ خر و حیوان و کثافت شما را نمی گوید ایرانیها؟ چرا بازهم می روید و در آن کشور زندگی می کنید؟ حالی با اینهمه بی آبرویی و فلاکت زدگی چرا ادرس خاین و مزدور را گم کرده اید؟ خود تان و این من که می نویسم مزدوریم. کرزی و خلیلی و ملاعمر و ملالی جویا و سیاف و خدابیامزر قهرمان ملی مسعود و خلیل زاد و احدی و مسوول این سایت میرهزار و ربانی و فهیم و قانونی و محقق و احمدزی و ثابت و اسماعیل خان و ... همه مزدور هستند. شمارا به حقیقت قسم نیستند؟ بس چرا باز هم سر و کله همدیگر را بشکنیم؟ اما فکر می کنم سمر و میرهزار و کرزی یک امتیاز دارند و آن اینکه برای خودشان یک شخصیت دارند و یک کسی اند.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
از گدایی تا گدایی است! مردم ما گدایی میکنند که شاهد مرگ جگرگوشه هایشان نباشند و شکم شانرا سیر کنند اما قهرمانان ویرانی و وطنفروشی مثل مزاری، خلیلی، محقق، سیاف، ربانی، گلبدین، دوستم، ملا عمر، کرزی و ..... مزدوران حلقه بگوش کشورهای خارجی هستند و به آن کشورها تعهد سپرده اند که کشور و خاک ما را دربست به آنان حواله کرده در راه کسب منافع آنان در افغانستان کار و فعالیت نمایند و از ریختن خون دهها هزار هموطن شان دریغی ندارند.
گدایی که با اظهار عبودیت و چاکری نبوده بی قید و شرط باشد عیبی ندارد. گدایی آنوقت ننگین و شرمآور میشود که حلقه مزدوری کمک کنندگان را نیز به گردن انداخت چیزی که خلقی ها و پرچمی ها و هفتگانه و هشتگانه داشتند و دارند.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
Biography
Samar was born in Jaghoori, Ghazni, Afghanistan on 4 February 1957. She obtained her degree in medicine in February 1982 from Kabul University, the first Hazara woman to do so. She practiced medicine at a government hospital in Kabul, but after a few months was forced to flee for her safety to her native Jaghoori, where she provided medical treatment to patients throughout the remote areas of central Afghanistan.
In 1984, the communist regime arrested her husband, and Samar and her young son fled to the safety of nearby Pakistan. She then worked as a doctor at the refugee branch of the Mission Hospital. Distressed by the total lack of health care facilities for Afghan refugee women, she established in 1989 the Shuhada Organization and Shuhada Clinic in Quetta Pakistan. The Shuhada Organization was dedicated to the provision of health care to Afghan women and girls, training of medical staff and to education. In the following years further branches of the clinic/hospital were opened throughout Afghanistan.
After living in refuge for over a decade, Samar returned to Afghanistan in 2002 to assume a cabinet post in the Karzai-led Afghan Transitional Administration. In the interim government, she served as Deputy President and then as Minister for Women’s Affairs. She was forced into resignation from her post after she was threatened with death and harassed for questioning conservative Islamic laws, especially sharia law, during an interview in Canada with a Persian-language newspaper. During the 2003 Loya Jirga, several religious conservatives took out an ad in a local newspaper calling Samar the Salman Rushdie of Afghanistan.
She currently heads the Afghanistan Independent Human Rights Commission (AIHRC).
Dr. Samar publicly refuses to accept that women must be kept in purdah (secluded from the public) and speaks out against the wearing of the burqa (head-to-foot wrap), which was enforced first by the fundamentalist mujahideen and then by the Taliban. She also has drawn attention to the fact that many women in Afghanistan suffer from osteomalacia, a softening of the bones, due to an inadequate diet. Wearing the burqa reduces exposure to sunlight and aggravates the situation for women suffering from osteomalacia.
[edit] Awards
Dr. Samar has received numerous international awards[1] for her work on human rights and democracy, including: the 1994 Ramon Magsaysay Award for Community Leadership;
1995 Global Leader for Tomorrow from the World Economic Forum in Switzerland;
The 1998 100 Heroines Award in the United States;
The Paul Grunninger Human Rights Award, Paul Grunninger Foundation, Switzerland March 2001;
The Voices of Courage Award, Women’s Commission for Refugee Women and Children, New York, June 2001;
The John Humphrey Freedom Award, Rights and Democracy, Canada December 2001;
Ms. magazine, Women of the Year on behalf of Afghan Women, USA December 2001;
Women of the Month, Toronto, Canada, December 2001;
Best Social Worker Award, Mailo Trust Foundation, Quetta, Pakistan March 2001;
International Human Rights Award, International Human Rights Law Group, Washington, DC April 2002;
Freedom Award, Women’s Association for Freedom and Democracy, Barcelona July 2002;
Lawyers Committee for Human Rights, New York October 2002;
The Perdita Huston Human Rights Award 2003; and the 2004 Profile in Courage Award.
دو مورد جنایات حزب وحدت از دید عفو بین الملل
"WOMEN IN AFGHANISTAN A human rights catastrophe"
A document of Amnesty International
AI Index: ASA 11/03/95
In May 1994 a pregnant woman was reportedly arrested in Darul-Aman district of Kabul by the armed guards of Hezb-e Wahdat. Her family has not been able to establish her whereabouts.
"She was a relative of mine. She had been arrested on her way home. We searched and searched for her and could not find her. The Mujahideen made life very difficult for women, abducting them, beating them and dishonouring them."
A woman reported to Amnesty International that in April and May 1994 in Kartay Nou, the combined forces of Hezb-e Islami and Hezb-e Wahdat attacked family homes of the Panjshiris (an ethnic group) in Kabul.
"They raped a lot of women. I knew a 60-year-old woman who had been raped. That same woman then went to the main commander of Hezb-e Wahdat to complain, but the commander did not pay any attention."
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
سلام
اين پيام من خطاب به كامران مير هزار است.
دوست گرامي سايت كابل پرس با زحمات قابل ارج شما، اكنون موقعيت مطلوبي يافته است. به گونه اي كه مورد توجه بسياري از هموطنان ما در داخل و خارج كشور قرار گرفته است.
تلاش شما براي شالوده شكني و قدسيت زدايي از نمادهايي كه خود نماد ظلم و توحش هستند نيز البته كاري بسيار قابل تشكر است.
براي مثال امروز مردم ما بايد حزب ها و شخصيت هايي را كه روزي بزرگترين جنايات عليه بشريت را مرتكب شدند رها كنند.
اما اين را هم نمي پسندم كه هر حرف و حديثي با پسوند آزادي بيان و به هر زباني نشر شود. دوست گرامي حتي در ليبرال ترين سنتها و آزاد انديش ترين نمونه هاي تاريخ، پسنديده نشده است كه عملي خوب با روشي نادرست استفاده شود. اين مقاله و بسياري از مقاله ات اگر چه در محتوا قابل قدرند كه نشان از فكر و نظر هر نويسنده دارد كه در جاي خود محترم است ولي زبان استفاده شده بسيار به يك زبان انسان عقده مند دوران جنگ مي ماند تا يك انسان فرهنگ دوست دوران اصلاح .
به هر حال من از خوانندگان هميشگي كابل پرس هستم.
موفق و پيروز باشيد.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
کسانی که در منطقشان :کسی که با استفاده از تمام قوا و تجهزات وزارت دفاع و بااستفاده از سلاحهای سبک، نیمه سنگین و سنگین بر خانه های مردم بی دفاع غرب کابل حمله برد و هزاران مردو زن و کودک بیگناه را به قتل رسانید قهرمان ملی است. چگونه میتوان استدلال کرد؟؟؟و بر هیچ کسی پنهان نیست که هزاره ها با مرمیها و سلاحهای ساخت ایران به شهادت می رسیدند.
حزب وحدت خون هموطنان هزاره ما را به قهرمان مولی و شرکای جرمش بخشید
بلی قهرمان مولی و اطرافیانش چون فهیم و داکتر عبداله و قانونی و چکری و دیگر بدمعاش های خونریز بخاطر قتل هزاران تن از هموطنان نگونبخت نه تنها هزاره ما بلکه سایر ملیت ها محکوم به اشد مجازات اند و کسی دامن شانرا رها کردنی نیست.
اما حزب وحدت بجای انتقام گرفتن از قهرمان مولی و سیاف و ربانی و دیگران که برنامه ساز و قاتل اصلی نادار ترین و بیگناه ترین هموطنان هزاره ما در افشار و سایر مناطق بودند، از مردم عادی و بیگناه پشتون و تاجیک انتقام گرفتند و به همان اندازه قهرمان مولی جنایت و بربریت نمودند.
و امروز هم محقق و کاظمی و خلیلی و دیگر رهبران حزب وحدت با این قاتلان مردم هزاره دست دوستی داده و باهم برادران شده اند و چون خود جنایتکار اند با طرح «مصالحه ملی» آن همه خون ها را به قهرمان مولی و دیگران بخشیدند!!
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
یکی از پیشرفت های که درافغانستان بعدازدوره متحجر طالبان ودردوره آقای کرزی صورت گرفت، همین چیزی است که امروز من و شما در باره ای آن حرف می زنیم (آزادی بیان و عقیده)، ولی باید در نظر داشت که بیان ما واقعبینانه باشد، نه توهین آمیز. اجازه بدهید که من اولا خانم سمر وجویا را باهم مقایسه نمایم که اصلا قابل مقایسه نمی باشند. چیطور می شود کسی که سالها آموخته و تحصیل نموده را و کسی که فقط با گفتن چند حرف احساساتی مشهور شده را باهم مقایسه نمود. خانم سمر یکی از کسانی هستند که افتخار افغانستان و بخصوص زنان افغانستان محسوب می شوند. متوجه باشید که این حقیقت را هیچکس نمیتواند انکار کند که دانش وخدمات و کارکردهای خانم سمر تاجویا به اصطلاح قهرمان شما اصلا قابل مقایسه نیست. اگر تاریخ افغانستان را مطالعه نمائیم، درمیبایم که افراد سیاسی و بخصوص حزبی چی جهادی، مترقی، کمونیست افغانستان حتما توسط یکی از کشور های بیرونی حمایت گردیده اند که امروزه نیز می شوند. بهرحال، خوب است تا ما این طور بحث ها را دامن بزنیم تا اندازه تحمل پذیری ما مردم افغانستان بلند برود. اگر حرف خوب باشد، بپذیرم، واگرنه آنرا دوستانه و صمیمانه رد نمائیم، بدون اینکه به خشونت روی آوریم و کابل پرس? یگانه مرجع است که این خدمت بزرگ را برای نهادینه نمودن دیموکراسی نموده است. دراخیر، با حرمت به نویسنده محترم این مطلب، باید عرض نمایم که ایشان از روی احساسات این مطلب را به رشته تحریر درآورده اند ولی باید به نظریات شان و هرکسی دیگری احترام قایل شد (هرچه دل تنگ میخواهد، بگو). باعرض ادب.
خانم سیما سمر عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی
جان بیادر، تحصیلات خانم سیما شاید از تحصیلات کرزی و سپنتا و دیگر دولتمداران افغان زیاتر نباشد. اما کرزی و امثالش چون مزدور بیگانه هستند و خلاف منافع مردم و کشور ما حرکت میکنند این تحصیلات اکادمیک شان پشیزی ارزش ندارد مگر اینکه موضع مردمی و وطنپرستانه داشته باشند.
ملالی جویا هم ممکن تحصیلات عالی نداشته باشد اما چون از عمق دل تیره روز ترین مردم افغانستان صحبت میکند و از کسانی که خون بیگناهان از پنجالهای شان روان است ترس و هراسی ندارد، پس به حق قهرمان مردم شده و به امید شان مبدل گشته است.
خانم سیما اگر توانسته مکتب و شفاخانه بسازد باید معلوم کرد که پولش از کجا آمد باید پشتیبان خارجی داشته باشد که این پولها را در اختیارش قرار دهد و منابع خارجی چنانچه همه میدانیم یک قران را هم بدون دید سیاسی خود مصرف نمیکنند، اول باید از کمک گیرنده قسم بگیرند که منافع شانرا تامین میکند.