مزاری بزرگ، رهبر فرزانه و عدالتگر کبیر چیزی کم دو دهه است که ما را وداع گفته است و توسط کوردلان کور، جام شهادت نوشیده است. رفتن مزاری بسیار جانکاه بود و تمام عدالت خواهان را مأیوس ساخت و بیدون رهنما! کسانی که خود را وابسته و متصل به مزاری میدانند و یا هم ادعای پیروی از ایده و فکر پدر را فریاد میکنند، متأسفانه جایی خالی او را نتوانستند پر بسازند و تکیهگاه قابل اعتماد برای مردم باشد.
بعد از رفتن مزاری جامعه تشیع افغانستان و بطور خاص مردم هزاره در سردرگمی مطلق فرو رفتند، هر کسی برایش حزب ساخت و خودش را رهبر خواند، هیچ کدام حاضر به پذیریش هم دیگر نشدند و نتیجه آن پارچه، پارچه شدن جامعهی بود، که مزاری طی مبارزات سخت و طولانی، و قربانی شدن هزاران تن از یاران وفادارش موفق به گرد آوری دور یک محور شده بود.
با روی کار آمدن احزاب چندگانه از متن جامعه هزاره قدرت و وقار که در زمان بابه مزاری به وجود آمده بود بکلی از یاد رفت و به تاریخ پیوست. این احزاب نقش اساسی در این راستا بازی کرد و برای هموار کردن این راه اولین قدم را که همون ایجاد احزاب مختلفه بود برداشتند. در گامهای بعدی هم منفعتهای شخصی و چوکیهای نمادین و سمبولیک کارسازی صد در صدی داشت و هر کسی به دولی رقصیدن؛ مردم از یاد رفت و آرمان و هدف مزاری ملعبه دست هر کس و ناکس قرار گرفت.
تمام مردم و به طور خاص و بیشتر رهبران که خود شان خود را رهبر خوانده است، گفتههای مزاری را از یاد برده است. در نخست رهبران؛ نه اجرایی عدالت کرده اند و نه تلاش برای فراهم سازی انطباق عدالت؛ در باره مزاری همه ما و شما چیزهای شنیده ایم و خوانده ایم، حداقل چیزی برایش نیندوخت در حالی که کلیه امورات حزب وحدت را میچرخاند و زمینه خوبی برای اندوختن ثروت و گرفتن زمین داشت. اما این روی ورق عالی جنابان رهبران احزاب مشق شده، هر کدام چنان ثروت اندوخته اند که گنج قارون در مقابل شان کم میآورد. ملاقات کردن با رهبران فعلی به سختی ملاقات با عزرائیل است، کسی که بسیار مشتاق دیدارشان باشد مجبور است واسطه کمتر از وکیل پارلمان نداشته باشد.
مردم اما به این وضع هیچ واکنشی نشان نداده است؛ اگر هم داده است فراتر از زیر لحاف شان نرفته است. در ایام عید کاخهای مجلل رهبران عیدگاه است و آن روز شاید در بروی بعضیها بیدون واسطه و وسیله باز شود، مریدان به دست بوسی رهبران فرزانه میشتابد؛ حرف و حدیث شان را با گوش دل میشنوند و سر تأئید تکان میدهند. مزاری گفته بود " کسی که در قبال سرنوشت خود حساس نباشد مرده است " تصامیم که به نحوی با سرنوشت مردم هزاره گره خورده است بدون مشوره احدی به مرحله اجرا میرسد، ولی باز هم، همین مردم است که دنباله رو این تصامیم پشت پردهی هستند. مواد این تصامیم را شخص خود شان میدانند و بس!
مزاری؛ واژه ای است که دل فولاد هر هزارهی را نرم میسازد. این واژه مورد استفاده بسیار دارد گاهی در راه اندازی یک اعتارض، گاهی در انتخابات، گاهی در اعتصاب غذا و .... هر کسی به نحوی از نام مزاری سود جوست؛ اما حد اقل کاری هم برای مزاری نکرده اند. از همه چیز که بگذیریم، و به مقبره مزاری دقیق شویم در میابیم که محور خواستهها و فعالیتهای مزاری گویان چیست.
مقبره مزاری را گویند که در زمان طالبان سفاک مورد اهانت قرار گرفت و متضرر شد؛ بعد از به وجود آمدن حکومت کرزی دوباره این مقبره بنا یافته است. اما این بنا را اگر از نزدیک بنگریم از تعجب شاخ در میآوریم. یک بار خانهی یکی از مزاری گویان را بیبینیم و یک بار دیگر مقبرهی مزاری را؛ مقایسه کنیم و نتیجه بیگیریم که چی دیده ایم. من که خانه این عالی جنابان را ندیده ام اما قرار معلومات به حد کافی دالر حرام شده است.
اما مقبرهی ، مزاری را دیده ام. پدر مرا بیبخش که این تشبیه را میکنم اما مجبورم، چی سازم که حتی کسی به اندازهی سر سوزن هم به این جا توجه نکرده است. این مزار به گرد یک حمام معمولی هم نمیرسد، داخلش هنوز ساخته نشده است و به امان خدا رها شده است. کاشیها پُر است از فضله کبوتران، سطح مقبره با پَر و پود کبوتران زینت داده شده است، فاصلههای بین خشتها پُر است از باقی ماندههای سگرت، گرد و خاک عنصر دیگر است که در زینت و دیکوریشن مقبره رهبر شهید نقش دارد، سیمهای برق چون تار عنکبوت از هر طرف آویزان است، قبه اصلی که در قسمت بالای در بیرون مقبره ساخته شده است هم در حال خراب شدن قرار دارد. این جایگاه بسیار فقیر است، کسی که یک بار از نزدیک بیبیند حس مرا پیدا خواهد کرد.
کجا است کسانی که همه روزه از نام مزاری کبیر برای خود زر و زور می اندوزد؟ حد اقل کاری را که باید اجرا کنید ساخت این مقبره است. این جایگاه با نام مزاری گره خورده است. ساختن آن شاید به اندازه ساختن حصهی از حصههای خانههای کاخ مانند تان هزینه نطلبد.
من نویسنده نیستم و نمی توانم غریبی این جایگاه را به تصویر بکشم از کسانی که این توانایی را دارد خواهش میکنم دریغ نورزند.



نظرات
32 دیدگاهمقبرهی غریب مزاری کبیر
بلی برادران پیشوای عدالت خواهی و پدر مظلومان تاریخ رهبر بزرگ استاد عبدالعلی مزاری تنها جنایات که کرده کیر خر را در کوس مادر کسی درون کرده که نام اصلی و بدلی وتقلبی اش داکتر زلمی رسول است. و این کثیف داکتر زلمی رسول از خجالت نام اصلی اش را این حرامی نوشته نمیتواند.
مقبرهی غریب مزاری کبیر
ای بی شعوری که بر کامنت داکتر زلمی رسول انتقاد کردی و تاختی -تو میدانی چه رازی را برملا کردی ؟ خوب است که همه خوانندگان شاهد باشند که تو بی شعور با آن انتقاد خود با زبان واضح اعتراف کردی که کار مزاری همان رهبر نامنهاد عدالت کش و قاتل مظلومان تاریخ عبارت از مرده گاوی بود- اینرا خودت اعتراف کردی ، خجالت بکش!