صبورالله سیاه سنگ اسطوره می سازد! - کابل پرس

صفحه نخست > دیدگاه > صبورالله سیاه سنگ اسطوره می سازد!

صبورالله سیاه سنگ اسطوره می سازد!

افراد و اشخاص فراوانی را سراغ داریم که یک عمر در بستر فرهنگ غرب نفس کشیده اند،..یاد محمد گل مومند را در پرده های ذهن مردم زنده میکنند

فرشته حضرتی
همرسانی

داکتر صبورالله سیاه سنگ چهره ء آشنا و شناخته شده در رسانه های انترنتی ما میباشد که بیشتر درزمینه ء ادبیات ونگارشهای ادبی قلم میزند. آقای سیاه سنگ به دلیل رفتار محافظه کارانه اش، به ندرت درمورد انگاره های سیاسی ومعضلات اجتماعی افغانستان، اظهار نظر کرده است. تنها موردی که درپیوند با حوادث سیاسی سالهای اخیر از قول ایشان روایت شده است، خصومت ایشان نسبت به شهید احمدشاه مسعود می باشد که آقای اعظم سیستانی آن را به اطلاع دیگران رسانیده است (1). به دلیل همین رفتار محافظه کارانه، تصویر وتصوری که ازآقای سیاه سنگ درذهن مردم نقش بسته است، او را فارغ از رفتارو گرایشهای نژادی درمعرض قضاوت میگذارد. اما متاسفانه چنین نیست وبه همین سادگی نمیشود حکم قطعی صادرکرد. درافغانستان رفتار ونگرش نژادگرایانه چنان درعمق باورها و رفتار واخلاق بعضی ها ریشه گسترانیده که حتی گاهی در الگوهای رفتاری متجددترین آدمها تبلور یافته و به تجلی می نشیند. افرادو اشخاص فراوانی را سراغ داریم که یک عمر در بستر فرهنگ غرب نفس کشیده اند وحتی دردانشگاه های غرب به تحصیل پرداخته و با مکاتب فکری معاصر هم آشنایی دارند
، اما رفتار واخلاق شان چنان با نگرش وتفکر فاشیستی آمیخته است که یاد محمد گل مومند را در پرده های ذهن مردم زنده میکنند.

آقای صبور الله سیاه سنگ نیز درهمین قافله قرار میگیرد که دراین اواخر طی نوشته های دنباله دار تلاش میورزد تا داودخان را به عنوان قهرمان ملی ومظهر شجاعت بر گرده ء تاریخ افغانستان تحمیل نماید (2). هرچند که آقای سیاه سنگ ظاهرا هوشیاری به خرچ داده است و درپیشانی هر یک ازاین نوشته های دنباله دار، راه گریز را برخود هموار کرده است اما شکل و مدیریت پرداخت به حادثه قتل داودخان، اورا به عنوان قهرمان ومظهر شجاعت ترسیم می نماید. درحالیکه داده های زندگی و طرز تفکر داودخان عامل ترویج عصبیت های مفرط و آرزو برانداز درمیان مردم افغانستان بوده است. تقابل داود خان با گلوله های مرگ و پافشاری او برای کشتن اعضای خانواده اش کمتر ازیک حمله انتحاری نیست که به هیچ عنوان نمیشود آن را مظهر شجاعت وقهرمانی دانست.

داودخان اولین ریس جمهور افغانستان است که با حمایت پنهانی روسها و باهمکاری تنی چند ازاعضای حزب پرچم براندام رویای دیرینه اش رخت عمل پوشانید وبر مسند قدرت نشست؛ رویایی که داود خان آن را سالها قبل درپرده های آرزویش نقش بسته و تلاشهای بی شماری را برای آن انجام داده بود (3). داودخان دردو مرحله متفاوت درمدیریت سیاست وسرنوشت سیاسی افغانستان نقش هدایت کننده داشته است که درهردو مرحله بحران گسترده و مصیبت های خاموش را بستر سازی کرده است. به دلیل گرایش های شدید نژادی و تعصب مفرط وی نسبت به اقوام غیر پشتون، هردو مرحله ازقدرت سیاسی داود خان بستر ترویج عصیبت وتنش های قومی ثبت گردیده است. داود خان به دلیل گرایش های شدید فاشیستی هیچ گاهی نخواسته است که حکومت او بستر تولید وپرورش انگاره های همزیستی مسالمت آمیز قرار گرفته وافغانستان درمسیر توسعه متوازن اجتماعی هدایت شود. دقت وتامل در کار کرد و داده های دو دوره مختلف قدرت داود خان نشان میدهد که وی چنان به شدت در حصار تعصب وبرتری خواهی قومی پیچیده بوده که از یک سو تمام امکانات دولت را درمناطق پشتون نشین متمرکز ساخته و ازسوی دیگر به شدت تمام تلاش ورزیده است تا از ورود عناصر غیر پشتون درساختار حاکمیت جلوگیری نماید. حتی خود آقای سیاه سنگ از قول سلیمان لایق نوشته است که داود خان تعصب خیلی مفرط دربرابر هزاره ها داشت که این تیره قومی را به دلیل وابستگی اتنیکی شان، مستحق امتیازات شهروندی و مستحق مدیریت جامعه نمی دانست. وقتی که صدر اعظم ویا ریس جمهور یک کشور نسبت به شهروندان کشورش با این طرز نگرش رفتار نماید، حاصل این رفتار مصیبت های تلخ و بحران زندگی براندازی است که امروز صلح وامنیت را درافغانستان به گروگان گرفته است (4). هرچند که بحران افغانستان ومصیبت های مردم آن ریشه دربستر تاریخ این سرزمین دارد اما سهم داودخان در تمدید وتمویل این بحران و درتولید مصیبت های مردم، کمتر از سهم سایر سلسلهء استبداد نمی باشد. علیرغم اینکه داود خان اولین بنیانگذار نظام جمهوری در تاریخ سیاسی افغانستان ثبت شده است اما داده های این نظام برای مردم افغانستان بازتولید همان عصبیت وتنش های قومی میباشد که درامتداد 250 سال مردم این سرزمین را به عزا نشانده و در رخت سیاه پیچانیده است. رفتار نژادگرایانه داودخان با واقعیت ها وپدیده های داخل افغانستان و بازیهای بی پشتوانه و احساساتی او درعرصه سیاست خارجی منشاء بسیاری ازمصیبت های امروز مردم افغانستان می باشد. بسیاری ازکارآگاهان سیاسی براین باوراند که جمهوری داود خان نوعی ازرفتار فاشیستی بوده است که گرایش های نژادی ریس جمهور و به حاشیه کشانیدن اقوام غیر پشتون درمرکز تصامیم و پروژه های سیاسی دولت قرار داشته است. اصطلاح جمهوری بیشتر به عنوان یک پرده ی زخیم بر چهره ی علایق نژادی و رفتار فاشیستی ریس جمهور به کار رفته است تا بتواند رفتار واخلاق نژادگرایانه وی را پوشش ببخشد.

هرچند که بعضی ها جمهوری داودخان را مرحله ای از توسعه اقتصادی افغانستان میدانند اما از کنار این واقعیت به سادگی گذشته اند که حتی ظالم ترین دیکتاتورها هم یک سلسله خدمات عام المنفعه را عرضه می نمایند تا بتوانند مظالم واقتدار سیاسی شان را توجیه وتمدید نموده وشکافهای بحران خیز اجتماعی را ازمعرض دید مردم پنهان نمایند. تلاشهای را که داودخان در عرصه توسعه اجتماعی مدیریت کرده است چیزی نیست که فارغ ازعلایق قومی وبرمبنای اندیشه های انسان برابری صورت گرفته باشد.
این تلاشها عمدتا برمبنای گرایش های نژادی و رفتار واندیشه های فاشیستی صورت گرفته است که درنهایت منجربه سقوط جمهوری قلابی ومرگ او گردید. هرگاه داودخان طرح توسعه اجتماعی واقتصادی افغانستان را درتوافق با نیازمندیهای جامعه وفارغ از علایق قومی تعریف وتدوین میکرد، برای جریانهای سیاسی مخالف زمینه تبارز وتلاشهای نظام برانداز فراهم نمیگردید.

باتوجه به این واقعیت، کودتا علیه داودخان را باید محصول رفتارسیاسی او با واقعیت های خارجی وداخلی افغانستان دانست که او بدون توجه به منطق سیاسی وپشتوانه عقلی با آن رفتار کرده است. هرگاه رفتار سیاسی داودخان مبتنی برتعقل وتفکر می بود وشعار های فریبنده ی جمهوری برخاسته از صداقت سیاسی او نسبت به مردم می بود، سرنوشت سیاسی او به دست خلق وپرچم رقم نمیخورد. واقعیت این است که کارنامه های سیاسی داودخان با ترویج عصبیت های قومی، گسترش شکافهای اجتماعی و فروبردن افغانستان درعمق بحران میباشد که متاسفانه تاهنوز درمعرض نقد علمی قرار نگرفته است. مرگ داودخان هم دربستر رفتار احساساتی او قابل تحلیل وتفسیر می باشد که او با تفکر وبا دستهای خود زمینه های سقوط اقتدار سیاسی و مرگش را فراهم آورد.

لذا آنچه را که داودخان به عنوان کارنامه های سیاسی ازخود دربرگهای تاریخ افغانستان به یادگار گذاشته است چیزی نیست جز تمدید بحران وتشدید وتمویل عصیبت های قومی که شعله های سرکش آن هنوز هم به شدت شراره میکشد و زندگی مردم افغانستان را به خاکستر تبدیل می نماید.

اما هنگامیکه آقای سیاه سنگ درنگارش های دنباله دارش مذبوحانه تلاش میورزد تا این مظهرجنون و تعصب را درپرده های ذهن مردم الگوی شهامت تصویر نماید، درحقیقت ازعمق باورهای نژادگرایانه اش پرده بر می افگند که تاحالا درپشت نگارش وپرداخت های ادبی ایشان پنهان بوده است. آقای سیاه سنگ اگرنسبت به سرنوشت تلخ مردم و روزگار سیاه هموطنانش احساس مسئولیت می نماید واگر واقعا فارغ ازعلایق قومی می نویسد، پس چه لزومی دارد که داستان مرگ یک مجنون قدرت را به تصویر کشیده و آن را به اسطورهء مقاومت تبدیل نماید؟ داستان پردازی مرگ کسی که سراپا پرده های وجودش در جنون قدرت وتعصب قومی پیچیده بود، کدام گرهی را میتواند از مشکلات ومعضلات معاصرما بازنماید که آقای سیاه سنگ برای اسطوره ساختن آن انرژی مصرف می نماید؟ نگارنده معتقد است که تفکر وانگیزه ء جعل سازی هنوز هم به عنوان یک رفتارخاموش جریان دارد که صبور الله سیاه سنگ را نیز به دام خود کشانیده وحتی آقای ایشر داس وسایت کابل ناته را نیز درخدمت گرفته است. اگرچنین نباشد پرداختن به چگونگی مرگ داودخان، هیچ گرهی را ازمعضل اجتماعی زمان بازنمیکند وهیچ برگ افتخار را به تاریخ انباشته ازجعل وتحریف شده ی ما افزوده نمی سازد. رفتار سیاسی داودخان دردومرحله متقاوت قدرت سیاسی، لایه های متفاوت تفکر، عمق شخصیت و صداقت سیاسی اورا درمعرض نمایش وقضاوت میگذارد. وقتی که این پدیده ها نتوانند صداقت وشهامت او را ثابت نمایند، آخرین رفتار او با مرگ، به هیچ عنوان نمی تواند بیانگر شهامت و صداقت سیاسی او باشد.

بهتراست که آقای سیاه سنگ ازاین برج بلند شاعرانه پایین بیاید، وبه جای اسطوره سازیهای بی قرینه وبی تاثیر، به سرنوشت تلخ هموطنانش بپردازد که توسط داده های فرهنگ قبیله به جهنم تبدیل شده است.

رویکردها:

1 ـ مقاله آقای اعظم سیستاتی درسایت افغان جرمن

http://www.afghan-german.de/up...

2 ـ و آن گلوله باران بامداد بهار، نگارش دنباله دار از صبور الله سیاه سنگ درمورد مرگ دhttp://www.kabulnath.de/داود خان درسایت کابل ناته

3 ـ میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر.

4 ـ و آن گلوله باران بامدادبهار، نگارش صبور الله سیاه سنگ، مصاحبه با سلیمان لایق

آنلاین :
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره

مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره

این کتاب را بخرید
اشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html
Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

تازه ترین ها

اعتراض

جستجو در کابل پرس