گفته می شود یونس قانونی رییس پارلمان افغانستان در سفر اخیر خود به روسیه با وزیر امنیت این کشور در داخل یکی از قایق های تفریحی دریای مسکو به صورت خصوصی ملاقات نموده است. این خبر از جانب نزدیکان آقای قانونی به بیرون درز نموده است. انتظار می رود اطلاعات بیشتری از مکالمات طرفین در روزهای آینده به مطبوعات درز نماید. در این ملاقات آقای قانونی پروتکل احمد شاه مسعود با شوروی سابق را در زمان جهاد به عنوان مبنای دوستی دیرینه ی بین گروه خود و روسها قرار داده سعی می نماید جانب روسها را متقاعد نماید که این شورای نظار نبوده است که باعث سرافکندگی و شکست شوروی در افغانستان شده است بلکه خام بودن مردم افغانستان در تحلیل معادله ی قدرت جهانی و عدم آگاهی آنها از ظهور امپریالیزم امریکا بوده است که باعث اخراج نیروهای شوروی از افغانستان شده است. آقای قانونی با ذکر لغت امپریالیزم سعی می نماید خود را پیرو خط مشی پوتین رییس جمهور روسیه که اخیراً امریکا را امپریالیزم خوانده است نشان دهد. اطلاعاتی که به بیرون درز نموده است روشن می سازد که آقای قانونی با تلاش بسیار سعی می نماید وزیر امنیت روسیه را متقاعد نماید که در پنج سال گذشته شورای نظار عملاً متحد استراتژیک روسها بوده است. وی ضمن اینکه حامد کرزی را نماینده ی امریکا خطاب می نماید مقاومت شورای نظار را در برابر نفوذ امریکا در کشور افغانستان دلیل واضح این امر قلمداد می نماید. قانونی در بخشی از صحبت خود با جانب روس وی را مخاطب قرار داده می گوید:"جبهه ی ملی که در هماهنگی کامل با سفارت روسیه در کابل تشکیل شده است انتظار دارد دوستان روس خود را در تمام مسیر حرکت خود به سوی موفقیت در کنار خود ببیند. ما معتقد هستیم که امریکا روزی در افغانستان به زانو در خواهد آمد، به دلیل اینکه امریکایی ها قادر نیستند این واقعیت را که افغانستان همواره حوزه ی نفوذ روسیه بوده است درک نمایند." این ادعاهای آقای قانونی در حالیست که اطلاعات منتشرشده از تلاش مایوسانه ی شورای نظار به نزدیکی با امریکا در طی پنج سال گذشته حکایت می نماید.
گفته می شود که تیم آقای قانونی-عبدالله بعد از شکست طالبان دهها ملیون دالر را از سازمان CIA امریکا دریافت نموده است. اما بعدها امریکاییها به دلایل ظاهراً نامعلوم علایق خود را از این تیم کم نموده سعی نمودند آنان را حذف نمایند. گفته می شود علت بی علاقگی امریکا به تیم قانونی روابط همزمان این تیم با سازمان اطلاعات ایران بوده است. مصارف چند ملیونی آقای قانونی در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز بخشی از همکاری مشترک سازمان اطلاعات سپاه ایران وSFB (کا گ ب سابق) بوده است که ظاهراً سعی دارند جبهه جدیدی را در منطقه علیه نفوذ امریکا باز نمایند. آقای قانونی قصد دارد از این موقعیت با مهارت به نفع خود و تیم خود استفاده نماید. اما خبط عمده ی آقای قانونی سطحی بودنش در تحلیل معادلات جهانی قدرت است. تصور نمی شود روسها واقعاً مایل و قادر باشند جبهه ی جدی را علیه امریکا در منطقه باز نمایند. صحبت های آقای پوتین بیش از اینکه مبین تهدید غرب بوسیله ی شوروی باشد نوعی تلاش برای اخذ امتیازات اقتصادی از امریکا و اروپا محسوب می شود. روسها قدرت درک این مسئله را دارند که جنگ جهانی سوم هیچ برنده ای نخواهد داشت اما این را نیز دریافته اند که سیاست می تواند رقابت های اقتصادی روسیه را در منطقه به نفع این کشور خاتمه دهد. به هر حال موفقیت یا عدم موفقیت آقای قانونی دغدغه ی اصلی روسها نیست و آنها صرفاً تلاش خواهند نمود از یونس قانونی و لفاظی هایش به نفع سیاست های اقتصادی خود در منطقه بهره برداری نمایند. نکته ی ظریف مسئله عدم درک آقای قانونی از مسایل نسبتاً پیچیده ی منطقه ای است. تلاش یاران قلم بدست آقای قانونی در سایت ها و نشریات وابسته به وی برای بزرگ جلوه دادن حضور جهانی روسیه نیز بخشی از اشتباهات استراتژیک این تیم سیاسی سطحی نگر است. اتکا به شخصیت سیاسی معامله گری مثل قانونی برای یک سیاستمدار به معنای خودکشی سیاسی است.
منابع نزدیک به احمد شاه مسعود می گویند که وی همیشه از معامله گری و پول دوستی یونس قانونی بیمناک بود و تا زمانی که زنده بود هرگز ابتکار عمل هیچ مذاکره ای را به وی نسپرد. بعد از مرگ مسعود آقای قانونی در اولین ظهور خود درکنفرانس بن با معامله ای با آقای کرزی رهبر و پیشوای خود برهان الدین ربانی را حذف نمود. در نتیجه ی این معامله سه وزارت کلیدی به آقای یونس قانونی و یارانش رسید و وی بدین ترتیب طرح ناکام سیطره بر کشور را طراحی نمود اما دیر نپایید که گروه کوچک انحصار طلب قانونی وزارت خانه های بادآورده ی خود را یکی پس از دیگری از دست داد و آقای قانونی در محاسباتش شکست خورد و حالا با کرنش در مقابل روسها سعی دارد پایگاه سیاسی خود را مستحکم نماید.
روابط قانونی با ایران نیز پیچیدگی های خود را دارد. در سفری که آقای قانونی در هنگام وزارتش به عنوان وزیر معارف افغانستان به ایران داشت، کشور ایران را متقاعد ساخت که شورای نظار بدون تردید به عنوان یک موتلف تمام عیار جمهوری اسلامی ایران باقی خواهد ماند. در آنجا نیز آقای قانونی از همکاریهای نزدیک احمد شاه مسعود با ایران به عنوان نقطه ی آغاز استفاده نمود و به ایرانی ها قول داد که تمام فعالیت های خود را با سازمان اطلاعات سپاه ایران هماهنگ خواهد نمود. ایران در ازای این تعهد سخاوتمندانه ی آقای قانونی دو هزار بورس تحصیلی را به کشور افغانستان تعهد نمود و به صورت خصوصی به آقای قانونی قول داد که در صورت تداوم همکاری شورای نظار با سازمان استخباراتی اطلاعات سپاه ایران قسمت اعظم این بورسهای تحصیلی در اختیار تیم آقای قانونی قرارداده خوهد شد نه دولت افغانستان. نکته ی عمده این بود که ایرانی ها به صورت تلویحی به آقای قانونی تفهیم نمودند که تیم آقای قانونی باید در روابط خود با روسها و ایرانی ها اولویت را به ایرانی ها بدهد و ابتکار عمل ایرانی ها را در افغانستان به رسمیت بشناسند. نزدیکی بیش از اندازه ی آقای قانونی به روسیه این اعتماد ایرانی ها را نسبت به قانونی تضعیف نمود و آنها حاضر نشدند تمام بورسهای تحصیلی را به وی واگذار نمایند. بدین ترتیب قانونی جایگاه نخست خود را از دست داد و به اولویت درجه دوم ایرانی ها تبدیل شد.
تمام شواهد نشان می دهد که یونس قانونی بازنده ی نهایی بازی سیاست در افغانستان خواهد بود. در حالیکه قانونی بر سر استیضاح سپنتا وزیر خارجه ی کشور با فاروق وردک یک ائتلاف سیاسی را تشکیل داده بود، اما خود در معرض حمله ی آقای وردک قرار گرفت. گزارشات اخیر به وضاحت روشن می شازد که آقای فاروق وردک استیضاح آقای قانونی از ریاست پارلمان را در راس اجندای سیاسی خود قرار داده است. آقای قانونی که تصور می کند در معامله گری استاد است می رود تا خود قربانی دامی شود که برای دیگران تدارک دیده بود. برطرفی یونس قانونی از ریاست پارلمان نکته ی آغاز سقوط آقای قانونی خواهد بود. آقای قانونی بهای سیاست های انحصار طلبانه ی خود را می پردازد. به نظر می رسد سیاست آقای قانونی که بر قربانی نمودن مردم افغانستان خصوصاً مردم شمالی استوار بوده است سرانجام خود قانونی را نیز به زباله دان سیاست افغانستان خواهد سپرد.
نظرات
18 دیدگاهاز جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
Khoradad 22 ,1386 - 12 June 2007
I want more documentations about this matter because for me is not believable ! I not refuse it ,but I not accept easy also important matters like it
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
salam dostan bakhoda ka chand saal baa rabbani bodoom ee adaam feqaat hashooq gudraat hast ma ghareeb bodoom dokhtaresh farida jan raa zyaad doost dashtoom walee ba maa naadaad harchand ma khob mujaheed bodoom feqaat een mardoom az namee jahamd istefada mekonaan
khob khodaa sharmsareshan konaaa
wasalam
Sameer yakee az bodygaurdahie ustaad rabbani
از atrafeyan goohe din tablighate ra aghaz namoden
salam doste azizam
to feker konam ke hekmatyar ya hemat saz baret har che khwahi mega wa to menawesi chan pol gerefti az guule mordar
har che dar dil dare bayan ko ta dilat yakh wa konat koshad beshad
guul bodin sabeqe ra bayan ko ke koni ast yane agar asnad mekhai man befrestam
tashakor
betab
swisss
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
بر گرفته از در حاشيه ديدار.. نبشته متين کوشان -
(گفتمان ديمکراسى)
آنچه به این سفر ویژگی میدهد زمینه دادن مداخله صریح و احتمال به خاک و خون کشانیدن یک بار دیگر مردم ما پس از تجاوز روس ها، جنگ سرد و حادثه یازده سپتمبر امریکا است، چه گفته میشود که آقایان قانونی، سید محمد گلاب زوی (که در سال های حضور نظامی سربازان شوروی در افغانستان وزیر داخله و وزیر مختار در اتحاد شوروی بود) و محمد شاکر کارگر از جنبش ملی اسلامی شمال از جمع هیئت هشت نفری دیدار غیرمترقبه و خصوصی با یک کارمند شورای امنیت ملی روسیه داشتند که در آن وعده های از همکاری قوای مسلح افغانستان، مجاهدان و جنبش شمال به روس ها داده شد که در صورت کمک به جبهه ملی، آنها میتوانند مانع حضور نیروهای بین المللی ایساف در شمال افغانستان گردند. زیرا آنها در اردو و پولیس نفوذ زیاد دارند. همچنان آقای قانونی در عرشه کشتی بطور خصوصی و دور از انظار دو دوستش (آقای گلاب زوی و شاکر کارگر) با آقای ایوانف دیدار داشت و حتی ترجمان شان نیز از طرف شورای امنیت ملی تعیین شده بود و به ترجمان افغان شان اجازه حضور داده نشد.
آنلاین : http://http://www.goftaman.com/date...
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
با پوزش
نشانى درست در نبشته پايين آمده . پردل
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
چند نکته ديگرى که بايد در مورد افزود.
بر گرفته از "در حاشيه ديدار.." نبشته متين کوشان -
(گفتمان ديمکراسى)
آنچه به این سفر ویژگی میدهد زمینه دادن مداخله صریح و احتمال به خاک و خون کشانیدن یک بار دیگر مردم ما پس از تجاوز روس ها، جنگ سرد و حادثه یازده سپتمبر امریکا است، چه گفته میشود که آقایان قانونی، سید محمد گلاب زوی (که در سال های حضور نظامی سربازان شوروی در افغانستان وزیر داخله و وزیر مختار در اتحاد شوروی بود) و محمد شاکر کارگر از جنبش ملی اسلامی شمال از جمع هیئت هشت نفری دیدار غیرمترقبه و خصوصی با یک کارمند شورای امنیت ملی روسیه داشتند که در آن وعده های از همکاری قوای مسلح افغانستان، مجاهدان و جنبش شمال به روس ها داده شد که در صورت کمک به جبهه ملی، آنها میتوانند مانع حضور نیروهای بین المللی ایساف در شمال افغانستان گردند. زیرا آنها در اردو و پولیس نفوذ زیاد دارند. همچنان آقای قانونی در عرشه کشتی بطور خصوصی و دور از انظار دو دوستش (آقای گلاب زوی و شاکر کارگر) با آقای ایوانف دیدار داشت و حتی ترجمان شان نیز از طرف شورای امنیت ملی تعیین شده بود و به ترجمان افغان شان اجازه حضور داده نشد.
آنلاین : http://www.goftaman.com/daten/fa/ar...
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
بر اساس پروتوکول منعقده بین جنایتکار ملی مسعود و قوای شوروی که بوسیله گروموف آخرین قومندان قوای شوروی در افغانستان هم افشا گردیده است ، این جنایتکار خفاش در قتل عام دو میلیون فرزند افغان، تخریب 98 فیصد خاک کشور، میلیون های معیوب و بیوه و یتیم روسهای جنایتکار را تا آخرین لحظه که روسها از افغانستان بیرون میشدند یاری رساند.
گروموف آخرین قومندان اردوی اتحادشوری در افغانستان در کتات " ارتش سرخ در افغانستان"(2) مینویسد: "تلاشهای مرکز اطلاعاتی سپاه چهلم دستاورد های معینی به همراه داشت. در سال 1982 ما توانستیم به مهمترین هدف خود نایل گردیم. ما توانستیم با احمد شاه مسعود تما س های بس پایدار بر پا کنیم که تا پایان خروج نیرو های اتحاد شوری از افغانستان تداوم یافتند. طی زمان حضور نظامی ما در افغانستان ، کار ها با مو فقیتهای متناوبی ادامه یافت. بویژه در سال 1982 نمایندگان سپاه چهلم و شخص احمد شاه مسعود موافقتنامه ای را به امضا رسانیدند که در آن مسعود تعهد سپرده بود بروی کاروانهای نظامی ارتش شوری در سالنگ جنوبی ، جائی که او فرمانروای بی چون و چرای آن بود ، آتش نگشاید. مسعود به اعضای گروهش دستور داد تا از فعالیت شدید بر ضد نیرو های دولتی دست کشیده و مبارزه مسلحانه را در گام نخست بر ضد سازمانهای مخالف جمعیت اسلامی افغانستان پیش ببرند. ...........همه گفت و گو ها با مسعود مستقیما توسط فرماندهی نظامی شوروی انجام میگرفت....."
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
هرچند مطالب ذیل را قبلا هم نوشته بودم ولی لازم دیدم یکبار دیگر توجه شما را به آن معطوف بدارم: یونس قانونی از جمله آن سگ های زنجیری شیطان الدین ربانی است که سراسر زندگی او را دروغ، جنایت و خیانت تشکیل میدهد. او که در زمان حضور قوای روس در افغانستان مامور ارتباطی آی اس آی و حزب جمعیت بود بدون شک تا کنون زدو بند های پشت پرده با پنجابی های پاکستانی دارد. برای اینکه چهره پلید این موجود کثیف وشیطان الدین ربانی و سردار دزدان او یعنی جنایتکار ملی مسعود را برایتان بیشتر واضح کنم به نمونه مثال یکی از شهکاری های او را برایتان نقل میکنم.
در اوایل سال 2005 زمانیکه طالبان وحشی به دروازه های غربی کابل فشار میاوردند و مواضع حزب وحدت را تحت حملات شدید راکتی و هاوان قرار داده بودند ، جنایتکار ملی مسعود به رهزنان خویش امر کرد تا از طرف شرق بر حزب و حدت حملات را آغاز کنند. وحدتی ها که از این حمله غیر منتظره به شدت تکان خورده بودند، در تنگنا قرار گرفته و مناطق دهمزنگ و کارته سه را برای رهزنان جنایتکار ملی مسعود رها کردند. در همین گیر و دار رهبر شان مزاری که تا آنوقت توانسته بود قوت های وحدت را در مقابل حملات طالبان به وجه درستی سازماندهی کرده و آنها را در راه مقاومت دلیرانه سوق و هدایت کند و آنها توانسته بودند چندین حمله طالبان را نیز دفع کنند ، با یک عده از یارانش به تاریخ 13 مارچ 2005 بدست طالبان افتید.
با عقب نشینی نیرو های حزب وحدت از دهمزنگ وکارته سه ، رهزنان و دزدان جنایتکار ملی مسعود داخل این مناطق شده و مانند افشار به چور و چپاول مال و منال مردم، قتل عام و تجاور به زنان ، دختران و پسران بیدفاع پرداختند. وحشیگری های این دزدان درنده خو به اندازه هولناک و شدید بود که خبر آن در فاصله فقط چندین ساعت به گوش همگان و از جمله سازمانهای حقوق بشر رسید. آنها ملای کثیف ربانی را تحت فشار قرار دادند که این جنایات را مورد تحقیق قرار دهد.
ملا ربانی بر اساس مشوره جنایتکار ملی ملا مسعود تحقیقات مستقل را رد کرده ولی هیت را تحت ریاست محمد یونس حرامی(قانونی) تعین کرد تا تحقیقات کرده و گزارشی آماده کند.
قانونی بعد از چند هفته گزارشی ارائه کرده که در آن گفته میشد که هیچ گونه جنایتی صورت نگرفته و با مردم ملکی یا غیر نظامی بردخورد انسانی و قانونی ! صورت گرفته است.
شما حالا خود در مورد این ابلیس قانونی قضاوت کنیدو فکر کنید که در موجودیت چنین شیاطین و جانیان و آنهم در راس قوه مقننه میتوان به آینده روشن و به قانونیت امیداور بود؟
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
باز هم چوچه هاس آی ای آی و مزدور های حلقه به کوش پاکستام سر مست شدند
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
کور خواندى جان من !!!
اين برادرهاى جهادى مايند که هر جا دوغ است ايشان مکس اند.
تبلیغات تیم وزیر خارجهء غیر قانونی
لا اقل چیزی نوشته کنید که به نقد بیرزد. یک کسی به نام کوشانی یک مقالهء خیالاتی نوشته است و در دنبال وی طوطی وار یک عده ای حرفهای وی را تکرار می کنند. از کجا معلوم که خود وی جاسوس روس نبوده و برای بر هم زدن آرامش در افغانستان به دروغ پراکنی می پردازد؟
قانونی سفر رسمی داشته و اگر قصد دیدار با کدام مقام استخباراتی روسی را می داشت به آسانی باید آن را در هتل اش انجام می داد، کسی مانع وی می شد؟ نویسنده برای اینکه به ماجرای خود ساختهء خود جنبهء پلیسی - جاسوسی بدهد، همانند داستانهای جاسوسی برای فضا آفرینی ادعا کرده است که قانونی در عرشهء کشتی با مقامات استخباراتی روس دیدار کرده است!
البته از این کارهای جاسوسی، به اطمینان باید بگویم که رییس جمهور، اکثر وزرا، تعدای از کارمندان بلند رتبه در ریاست جمهوری و وزارت خانه ها رسماً به شغل شریف جاسوسی مشغول هستند.
نکتهء دیگر این است که این داد و بیداد و غال مغالها از جانب همین جواسیس راه انداخته می شود تا شغل شریف خویش را از دست ندهند. باید یاد آوری نمایم که شما قبلاً همانطور که کشور را به شوروی فروخته بودید و به مردم خود اتکا نداشتید امروز کشور را به کسانی دیگر دربست فروخته اید و با اکت هایی این چنینی نمی توانید مردم را فریب بدهید. مردم هوشیار هستند و به ماهیت تبلیغات دروغین شما آگاه هستند.
یک دلغک دیگری به نام "فرهاد آرین" در سایت گفتمان زور می زند که به گسترش این فکاهی بی مزهء کم خریدار بپردازد تا فشار از طرف نمایندگان مردم بر سر وزیر خارجهء غیر قانونی کشور کم گردد. زهی فکر باطل! این وزیرک، با اکت های طفلانه اش، ثابت کرده است چقدر بی مقدار است. نه در میان روشنفکران جایی دارد نه در میان مردم. با دروغ نمی شود برای وی آبرو خرید و یا موضع اش را تقویت کرد. شما که کمر به تضعیف مردم سالاری به نفع فردسالاری بسته اید، نه در کشور جایی دارید نه در میان مردم. برای همین مخاطبین شما همیشه نه مردم کشور ما، بلکه خارجی های ذینفع در افغانستان هستند.
تبلیغات تیم وزیر خارجهء غیر قانونی
فکر می کنم آقای سپنتا بی آبرو ترین وزیر و چوکی خواه ترین وزیر در تاریخ افغانستان هستند. هیچ وزیری با وجود خواست ملت این قدر به چوکی و قدرت علاقه نداشته که با بی آبرویی و به خاطر حفظ چوکی اش از دیگر ممالک خواهان کمک شود و بر علیه خواست ملت خویش به شغلش ادامه دهد!!
دیدن این گونه آدمهایی که برای منافع شخصیشان حتی خواست پارلمان کشور را به دلایل مضحک زیر پا می گذارند امید به ساخته شدن کشور را از بین می برد. اگر تا دیروز فکر می شد که افراد بی بند و بار و جنگ سالارها مانع آمدن قانون و دموکراسی در کشور هستند و کشور را به سمت نا بودی سوق می دهند امروز مشاهده می شود که خود دولت و وزرایش چنان قانون و قانونیت را زیر پای می گذارند که آنها به گردشان هم نمی رسند.
تبلیغات تیم وزیر خارجهء غیر قانونی
تو خود حديث معما بخوان از اين ...
چو کفر از کعبه بر خيزد کجا ماند مسلمانى!!!
به حق انچه "آقاى فرهاد آرين" نوشته تفسيرى از قانون بيش نيست.
و بايد گفت آنچه از نوشته "آقاى نادر پوينده" ميتوان بردداشت گرد نوعى گذارش دهى بر مبناى واقعيت است . بياييد براى زمانى هم که شده همديگر و آن ديگر را تعمل نمايم، تا قبل از آنکه کشور مان را عراق کنونى ويافلسطين بسازيم.توجه بى طرفانه شما ودوستان ديگر رابنوشته آقاى آرين جلب مينمايم، سالم و تندرست باشيد.
تبلیغات تیم وزیر خارجهء غیر قانونی
نمی دانم چرا وقتی در باره ادمی که به چوکی قدرت چسبیده صحبت میشود بی اختیار به یاد جناب استاد برهان الدین ربانی می افتم!!
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
بهادر بچيم نوش جانت.دو مليون شهيد را از قوم پشتون جا ميزني باز هم بسيار بي تعصب قضاوت ميكني.ورنه ميترسم كه همه انها را از فاميل خودت بداني وكسي هم پيدا نشود كه به گپهاي خودت شك كند! چرا اصلا شك كند چون تو خودت بر ضد مسعود كينه داري وبه اودشنام ميدهي حتما گپ هايت درست است!!!
بهادر خانه ولي دومره دروغجن او سپين سترگه يي!!هر جه با استدلال به دهن باز تو بكوبند قسم خورده اي كه ادم نميشي!يك گپ تكرار ميكني كه گويا مسعود را بد نام كني.اخر در قوم خودت ادم دلير پيدا نشود گناه مسعود چه است.گناه مسعود چه است كه شما كشور را يك روز به شوروي ويك ر.ز به پاكستان ويك روز به اميريكا ميفروسيد!
بهادر جان اخر باور كرديم كه جاسوسي به امريكا خوب وبه روسيه بد است!ميخواهي همين را بگويي.اخر ما قبول داريم كه قردا كرزي باباي ملت باشد!Iحمد شاه بابا-ظاهر شاه-بابا-اميرملا عمر بابا- -كرزي شاه بابا هر ستمگر وپادشاه شما با با است باور كرديم!!اما قهرمانان نا پشتون خاين اند.چون پشتون نيستند!!
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
من خواهر و........ بهـــــــــــــــادر را ک .و. س کنم شوهر خواهرش .د.ر
تبلیغات تیم وزیر خارجهء غیر قانونی
گل گفتی جشمته قربان
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
گفتار اين آقا بنام نادر پوينده خيلي مفتضاحنه، فرومايه و نمايندگي از تربيه خراب خانوادگي اش ميکند. درمورد اين فرد فضول صرف ميتوان گفت: لعنت به مادري که چنين پسر فضول را بدنيا آورده است.
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
واقعاً این نوشته برای برادران جهادی، بخصوص چوب خطی های جبهه متحد افتضاح آور است. در مورد نویسنده میتوان گفت که:
هرگز نمیرد آن پدری کو تو آفرید، آن مادری که چون تو پسر زاد زنده باد
Keep unveiling traitors
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
نوشته خوب است و احتماللً چنین چیز صورت گرفته است چون معامله گری های آقای قانونی را همه میدانند ولی منبع ندارد.
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
جناب پنجشیری صاحب معلوم است که از آشکار شدن حقایق بسیار ناراحت شده اید. بهتر است که به رهبر خود قانونی بگویید آدم شود تا بیش از این خرابی هایش عالمگیر نشود. به نفعش است.
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
من در اين نوشته شک ندارم.
جاسوس - جاسوس است؛ چی از پاکستان باشد چی از روس.
اين مردم هر کاررا ميکند.
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
مسوول مستقیم این وضعیت کرزی که بدون کدام لیاقت رهبری کشور را به دست گرفت و ناتوانی هایش را با امتیاز دادن به جنایت کاران بنایادگرای سابق که موقعیت شان در افغانستان به صفر تنزل کرده بود و بنیادگرایان چپی که وقت به باطله دانی تاریخ سپرده شده بود پوشاند. نیروهای ملی و روشنفکر در حالت انفعال قرار دارند و کسانی مانند پدرام که مدافع تجزیه طلبی، مزدوری و جنایت آدمخواران شورای نظار در چهره روشنفکر است به حیث روشنفکر مطرح می شوند. یا جنرال دوستم که در وقت طالبان به ترکیه فرار نموده بود و حتی یک نفر هم برایش نمانده بود (محافظان شخصی اش افراد محقق بودند) خود را رهبر و مدافع مردم شمال جا می زند. تمام این افراد شریر و مزدور اجانب امروز در قالب جبهه ملی یکجای شده اند. مردم می گویند که این جبهه با این تنوع عقیدتی دوام نمی کند اما من میگویم آنها مشترکات بسیار قوی دارند که ضامن بقای آنها تا سال ها بوده می تواند، مزدوری روس و چوچه های روس (ایران و هند) و عدم پایبندی به هیچ عقیده. به خلیلی و سیاف و دیگران هم جای اعتبار نیست و به احتمال زیاد آنها نیروهی ریزرف همین اجانب برای سال های بعد می باشند. باید وطن پرستان افغان متوجه باشند.
گر حکم شود که مست گیرند!
دوست عزیز!
چنانچه از حرف های شما پیداست، "وطنپرست افغان" کیمیایی است که درهیچ بیشه یی نخواهی یافت. برای من نشان بدهید همان کسی را که نام حزب سیاسی به رویش باشد و تاپهء مزدوری و جاسوسی به این یا آن کشور بر پیشانی اش نباشد. برای من نشان بدهید شخصیت سیاسی مطرحی را که خدمتگار این یا آن کشور بیگانه نباشد.
چکنیم، این کشور کشور وظنفروشان است. حتی همین روشنفکرک های مردنی هم در دور و پیش تان غمبرزده و ادای روشنفکری، بیطرفی و وطنپرستی در می آورند، چهار دو سال بعد زمانی که انتخابات تازهء ریاست جمهوری برپا شود، خواهیم دید که وطنفروش ترین وطنفروش ها همین ها بودند.
من در کار شمار بسیار اندکی ازینها میتوانم عنصر تفکر و تعقل وطنی که ناشی از تجارب سال ها خونریزی و ویرانگری باشد نمی بینم.
بازهم کش کردن است و بازهم خود را ناف زمین خواندن. هرکه طرفدار من است خوب است هرکی مخالف من است نوکر بیگانه است. اینست همان روج خبیثی که ازیک کالبد میبراید و در کالبد دیگر میدرآید. آیا راه برون رفتی که همه مردم کشور را در بربگیرد و عملی باشد کسی سراغ میدهد؟ بفرمائید، تشکل دیگری برچنان مبنایی بریزید که سراسر مردم را شامل شود و حقوق همه دران تضمین باشد تات مردم به دنبال دوستم و ربانی و کرزی و ملاعمر نروند. زمانی که یک تشکل سیاسی همه شمول و عادلانه وجود نداشته باشد، عملاً مردم جز پذیرفتن آنچه هست چارهء دیگری ندارند.
کدام عقل سلیم می پذیرد که دوستم با ربانی را رهبر سالم و پذیرفتنی برای تاجک یا ازبک ویا محقق را رهبر هزاره ویا ملاعمر را رهبر پشتون بپذیرند. مگر در عمل شاهد نبودیم که روشنفکرترین (تحصیلکرده ترین) افراد پشتون ملاعمر و طالبان را تایید میکردند. از خلیلزاد تا غنی احمدزی و از احدی تا کرزی همه طرفدار و پشتیبان طالب بودند. زمانی که طالبان کابل را گرفتند، همین پشتون های روشنفکر درخارج دهل ها زدند و حتی یکی از فاشیست های شناخته شده حزب افغان ملت گفت: خوب شد که بجه های گرگین گم شدند. چنین است و بود برداشت ها و پنداشت ها در مورد طالبان و مسعود. حقیقت همین است که امروز ما به اقوام تقسیم شده ایم. تفکر قومی داریم و این تفکر تا اعماق روح و روان ما نفوذ کرده.
درچنین شرایطی نه تنها ربانی و دوستم و محقق و ملاعمر، بلکه هر کسی که بتواند چار تا شعار به نفع این یا آن قوم باد داشته باشد و یک مقدار توانایی برقراری روابط با داخل و خارج را داشته باشد، رهبر میشود. البته این رهبران در سطح قوم خویش باقی میمانند و هرگز نمیتوانند مورد پذیرش دیگران باشند. اگر نادرست گفته ام، در سرتاسر کشور برای من شخصی را نشان بدهید که مورد پذیرش همهء مردم افغانستان باشد؟
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
عزیزان سلام
آنانیکه خود فروخته اند ایمان ندارند. این همه رهبران احذاب جهادی وخودفرختگان کمونزم،هر دو در قید یک کتگوری استند. بنظر بنده ملت افغانستان دیگر فریب این جلادان را هرگز نخواهد خرد.افعانستان از ان جوانان ملت افغان است.
از جهاد علیه روسها تا عضویت در سازمان FSB (کا گ ب سابق)
عزیزان سلام
آنانیکه خود فروخته اند ایمان ندارند. این همه رهبران احذاب جهادی وخودفرختگان کمونزم،هر دو در قید یک کتگوری استند. بنظر بنده ملت افغانستان دیگر فریب این جلادان را هرگز نخواهد خرد.افعانستان از ان جوانان ملت افغان است.