خوب لازم نمیدانم که بگویم که پرتو نادری که است و چرا باید به بند کشیده شود؟ چون مخاطبان این پیام، او را به خوبی میشناسند. او حدود چهل سال برای ادبیات و فرهنگ پارسی کوه کنده است. کاری که در این کشور، مزیت نه بلکه جرم پنداشته میشود. همین گونه، نقش زنجیر و خاطرهی پشت پنجره از هشت سال زندان را در حافظه دارد. پس یقین دارم که او بیدی نیست که حالا از حکم دادستانی حکومت فاسد کرزی بلرزد.
اما چیزی که بر عجایب هفتگانهی جهان میافزاید -که هشتگانه شود- عملکرد این حکومت در برابر رخدادها است.
به گونهی نمونه، وقتی برخورد این حکومت در برابر انتحاری، آدمربا، زمینغصبکن، متجاوز و... با برخوردش در برابر نویسنده، خبرنگار و فرهنگی مقایسه شود، اوج فاجعه روشن میشود.
حکومتی که انتحاری برادرش است، مافیا تارپودش را تشکیل میدهد. تا گلو در فساد غرق است. ناامنی و هزاران ناکارگی دیگر که نامش را در جایگاه بدنامترین حاکمیت دنیا قرار داده است.
حاکمیتی که هرکس به اندازهی فساد و قانون شکنی اش، در آن جایگاه و مقام دارد. در چنین حاکمیتی، نویسندهای که خلاف میل حاکمیت بنویسد و از حقیقت سخن بگوید، باید به زندان کشیده شود. چون قاعدهی یک چنین ساختاری غیر این نمیتواند باشد.
در این هم شک نیست که بدنهی اصلی این حکوم به شدت آلوده به فساد و گندکاری است. اما در تمام دنیا اگر شهروندان از هر نهادی رو بگردانند و بی اعتماد شوند، دستکم به نهادهای عدلی (دادگاه عالی و دادستانی کل) باور میداشته باشند و در نهایت تصور میکنند که این نهادها (دادستان و دادگاه) به داد شان میرسد.
مگر حکومت افغانستان، به خاطر فساد باوری و قدرتطلبی که در ذهنیت رهبری اش بود، چه در گزینش افراد در رهبری این نهادها و چه در سمت و سو دادن عملکرد ایننهادها، نهادهای عدلی افغانستان را به شدت به ابزار دست تیم حاکم تبدیل کرد.
دادگاه عالی و دادستانی کل، به خاطر گوشبهحرفبودن تیم حاکم و به دلیل رأی نگرفتن از مجلس نمایندگان، از یک سو و فسادپیشگی و گندکاری از سوی دیگر، پیش مردم نه مشروعیت حقوقی دارد و نه هم نهاد قابل اعتماد است. این دو نهاد که باید مایهی امید مردم برای برپایی عدالت باشد، متأسفانه به پاتک حکومت برای به دام انداختن کس و کسانی شده است که حکومت میخواهد برای شان مشکل خلق کند.
در نهایت دستگاه عدلی افغانستان، به اندازهای بدنام و آلوده شده اند که حتا شماری از مردم به خاطر حل پروندههای خود ترجیح میدهند که به دادگاه صحرایی طالبان بروند، اما به این نهادها نروند.
به گونهی نمونه، هنوز داستان «دیوه» آن بانوی خبرنگار و قاضی ارشد در جلالآباد، سرد نشده. و در رویداد دیگر، دیروز هزاران معترض هراتی در اعتراض به کشته شدن کودکی توسط آدمربایان، در شعارنامههای خود، تنفر خودشان را از فساد در این دو نهاد بیان داشتند. مردم به این باور اند که این دو نهاد، پول میگیرند آدمربا و قاتل و جانی رها میکنند، تا جانیها بیشتر جنایت کنند، اما نویسنده را بدون در نظر گرفتن قانون به بند میکشند.
بارها دیده شد که این حکومت در برخورد با خواستها و اعتراضهای مدنی و روشنفکری، کمترین اعتنا را نداشته است. بنا بر این، از جامعهی فرهنگی و رسانهگران، انتظار میرود که در پیوند به این مسئله و مسایل دیگر که آزادی های مردم را میخواهند سد کنند، تنها به واکنش های رسانهای بسنده نکنند و همین گونه نهادها و جریانهای سیاسی باورمند به آزدی نیز، باید موضع روشن گیرند.
ورنه همانگونه که در این یازده سال دیدیم، حاکمیت افغانستان کمترین باور را به آزادی بیان و دموکراسی ندارد. حاکمیتی که مؤلفههای ساختاری و باوری اش، تمامیتخواهی، قبیله انگاری و طالب اندیشی است، به صورت قطع به آزادی بیان و دموکراسی باو نمیداشته باشد.
ممکن استبداد تنیده در خون مردم ما و گسترش بساط استبداد و فساد، برخیها را به این گونه بار آورده باشد که اینجا افغانستان است. کشوری که فرهنگی بودن جرم و طالب و قاتل بودن مزیت است. پس پرتو باید محکوم شود.
اما حاکمیتی که از جیبب دموکراسی خرچ میکند و مهر آزادی بیان بر سینه دارد، باید بداند که حمل این سیهکاریها چه حالا و چه در پیشگاه قضاوت تاریخ به اندازهی اختلاس پولهای کابلبانک ساده نخواهد بود. شک ندارم که سر انجام نسلی و مردمی پیدا میشود و حساب این همه بیعدالتی را میگیرد.
نظرات
53 دیدگاهحکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
يك تاجيك را در ته ران به جرم شرب خمر بازداشت كردند. قاضي براي او صد ضربه شلاق نوشت.درازش كردند تا شلاقش زنند.تا كونش را برهنه كردند ديدند يك طرف كونش نوشته فارس طرف ديگرش نوشته تاجيك! مامور اجراي حكم دست نگه داشت.دوباره پيش قاضي رفته ماجرا را گفتند.قاضي حكم شلاق را دوبرابر كرده در علت اين امر نوشت وي علاوه بر شرب خمر ميان فارس و تاجيك هم شكاف انداخته است!
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
بهمن !
عجب لاشه متعفنی اهستی,این همه مزخرفات وکثافت گویی هاراازکی به ارث برده ای ,ازمادر؟ازپدر؟ویاازهردو!
من مرتبت توراصدهابارکمتروحقیرترازآن سگ ایکه دربالاست یافته ام.حالاشایدبازهم به کثافت پراگنی ودشنام باران برادران پشتون به اصطلاح خودت قبیله !بپردازی که مانندهمیشه غلط میکنی!
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
دوست عزیزیکه خود را " آدم" نام گذشته ایی!
چرا به عوض اینقدر قهر وخشونت و دشنام دادن یک دلیل منطقی ارائه نمیکنی که تا نظریات من را بصورت علمی رد کنی؟ اگر من غلط کرده ام لطفا مرا اصلاح کن . آنطوریکه خودت را هم خداوند عقل ومنطق وعلم وفراست داده است؛ دست داده است؛ امکانات کامپیوتر ورایانه را دراختیارت گذاشته است؛ چرا این نظریات من اگر به زعم خودت که درست وموثق نیستند به شکل منطقی اش آنرا رد نمیکنی؟
حرفها ونظریات من بخاطر توهین ودشنام به یک ملیت خاص نگاشته نشده است بلکه بخشی از وقایع عینی تاریخی است که پیش چشمانت روزانه رخ میدهد؛ فرق میان من وتو این است که خودت حقیقت را میدانی ولی از اظهار آن خود داری میکنی ولی من که حقیقت را درک کرده ام جرأت آنرا نیز دارم که بی پرده آنرا بیان کنم تا به قول " برشت" ازجملهء تبهکاران حساب نشوم.
"کسیکه حقیقت را میداند ولی ازگفتن آن خود داری میکند او تبهکار است"
برشت
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
پیام یکی از دوستان پشتون راجع به سخنان مولوی بجلیگر:
گران بهمن صاحب! سلامونه اونیکی هیلی!
بجلیګر علمي خبره کړېده ځکه چې څوک چې انسان دی هغه د کروموزومونو په شمېر کې د بل هر حیوان نه سپي ته ډېر نږدي دی او پښتانه ښه انسانان دي بناءً دا ور ته تړ ټولو ډېر نږدي دي. "
پاسخ بهمن!
دوست عزیز اگر سخنان مولوی بجلیگرعلمی است پس من این سگ بودن را برایت تبریک میگویم. لطفا به چهرهای این موجودات درقرن بیست ویک نگه کنید. کسانیکه سرنوشت یک ملت را تعین میکنند
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
تا زمان که نام یک تبار افغان را بر همه تان گزاشته و خاک بر سر نام و نشان نیاکان خود کنید، روزگار تان از این بد تر خواهد بود!
تا زمان که برچسپ زدن های را هم چون "نژاد پرستی" از سوی فرومایه گان ز ترس همبستیگی تان با هم دیگر بپزیرید، و پشت به تبار و فرهنگ نیاکان خود کنید روزگار تان از این بد تر خواهد بود و ریش خند جهان خواهید بود و با زنجیر بردگی دلقک بیش نخواهید بود!.
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
بهمن: "....او باید نزد پزشک برود وخون خویش را با خون همان سگی که نامش را انگلیسها " افغان" گذاشته اند معاینه کند حتما در رگهای وی خون " سگ" وجود دارد. این سخن نه ازباب دشنام وتوهین به یک ملیت بلکه یک سخن علمی وتحقیقاتی است."
این است سخنانیکه جناب بهمن که به آن جنبه "علمی و تحقیقاتی" میدهد. آفرین به تو و به علم تو. اگر این علم باشد که تو به آن عقیده داری، واقعاّ که جزء سگ دیوانه ای بیش نیستی.
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
بهمن از پشت یک فاحشه اس.
پدر بهمن یک مرده گاو بود و از فروش مادرش خرچ فامیل را می داد.
از اولاد یک فاحشه انتظار به غیر از بی ادبی نداشته باشین.
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
با درود وسلام بر همه ی داد خواهان در این چند روز من هم بارها پشتیبانی ام را از استاد در برگه های گوناگون نوشتم ولی بسیار طرف احتیاط را گرفتم ؛ شاید اشتباه بگویم اگر اشتباه است شما اصلاحش کنید. متاسفانه ما هرقدر کوشش می کنیم سیاسی شویم ،هشیار شویم و بر قضای درنگ و دقت بیشتر داشته باشیم باز هم یک گوشه های از روند مبارزه و دفاع برای مان تاریک میماند . عزیزان من ما ،نو از یک جنجال ناخواسته ی که مربوط نوشته ی امرالله صالح و بیانیه استاد محقق میشد نجات یافتیم که در جنجال دیگری از شکایت نجفی و دستگیری استاد پرتو نادری قرار گرفتیم ،من فکر می کنم حلقه ی که دست به سازماندهی چنین بازی های گنگ میزند هشیارانه نقاط را یافته و آنها را از حلقات خودی و غیر خودی که ماها هستیم چنان رسانه ی می کنند که روزها ما مصروف تصفیه حساب های قومی باشیم ورنه از نوشتن مقاله و گپ نجفی چندین ماه میگذرد .اگر کمی توجه کنیم این داستان ادامه همان داستان قبلی است و شاید ادامه یابد. یعنی به شکل از اشکال ما تاجیک ها باید با هزاره ها که دو قوم هم زبان هم فرهنک و درد ورنج مشترک تاریخی داریم دوامدار در گیر و یخن به یخن باشیم .تاکید بنده این است که دفاع از استاد باید شود .اما هشیارانه و زیرکانه !! که مبادا خدای ناخواسته این قیضه هم مانند قضیه مقاله ی امرالله صالح شکل بگیرد . قشری از نویسند های هزاره دوباره از یخن ما چنگاو شوند تا ما در خواسته ی خود که بر حق هستیم بجای نرسیم . یعنی نباید کوشش شود تا از نام نجفی پای گروه و یا قومی به میدان کشیده شود . هشیار باشیم امکان دارد با نام های مستعار دشمن از این خلا هم استفاده کند . جانب احتیاط را در نظر بگیریم . و از استاد و راه استاد پشتیبانی کنیم.
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
خدا را شاكرم أوغان نباشم
كه من مزدور پاكستان نباشم
نپوشم وأسكت هاى انتحارى
اگر از قوم بى وجدان نباشم
جناب أغاى بهیر سادات من يك سوال از شما دارم ، ميشه كمى راجع به افتخارات افغانستان تذكر دهيد و ثانياً كمى روشنى در باره دين مقدس اسلام ؟
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
آقای بهمن
با تمام÷ نظریاتت موافقم.
اوغان درزمانیکه -میداند زورش نمیرسد- شما را برادر میگوید-ولی بعدازآنکه بابادرانبیرونی- برشما مسل شود-ناموس همانبرادرغیراوغان خود را به باداران خارچی خویش لیلام مینمایند.
اینرا تاریخ دوصدساله اخیربخصوص زمان بیست سال اخیر ثابت ساخته.
حکومتی که انتحاری را پاداش میدهد و نویسنده را به زندان میافگند
از دوستان عزیزیکه به آدرس این بنده دشنام ناموسی داده اند می پرسم که آیا ازنظر علم قواره شناسی شما کدام تفاوتی میان سگ " افغان" که دربالا تصویرش را گذاشته ام واین عالی جناب که پشتون اصیل تشریف دارد وتوسط خود هم تبارانش ( پشتونها) گرفتار گردیده وفلمش دریوتوب گذاشته شده است درین تصویر می بنید؟ من حدس میزنم که قواره های عالی جنابان هریک محترم سادات، نادرک اوغان؛ ودوست عزیز م لمرجان با این قواره شباهت تام داشته باشد.
با احترام
پرویز بهمن
نگاه کنید به این چهرهء افغان اصیل!