انسان ذاتاً یک موجود مبتکر و خلاق است، تمام پدیده های زندگی بدست بشر برای وضع زنده گی بهتر اختراع، کشف و در دسترس مردم گذاشته شده است که ازان استفاده درست بعمل اورند. حالا با دو چهره شیطانی اشنا میشوید که با چه ابتکار دست زده است موجب تعجب و حیرت شما خواهد شد.
کتاب قطوری بدستم افتاد تحت عنوان «کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان» دفعته اسم نویسنده توجه مرا بخود معطوف نمود:« پوهنمل محمد ابراهیم بامیانی» من چون آدم باریک بین و وسواسی هستم غایب بودن کلمه سید، مرا متعجب و به تشویش انداخت. سالهای دور به یادم امد، که سیدبامیانی درس خوانده غرب تب و تلاش داشت تا اختیار توزیع مواد کمکی ملل متحد را به دست آورد . سید بامیانی..تب و تلاش خود را شدت بخشید تا امتیاز توزیع کمکی ملل متحد را بدست بیاورد. بامیانی کمک کننده چاق را زیر نظر گرفته بود،، بدون کمک او سید منصور نادری که دران وقت خود را رهبر بلا منازع و رهبر اسماعیلیان قلمداد کرده بود و تلاش داشت که از هرج و مرج و آب گل الود استفاده نموده ماهی دلخواه خودرا در همین گیرو دار صید کند.
سید ابرا هیم بامیانی با یک هزار و یک، تملق، چاپلوسی، و بوت پاکی خود را مسوول توزیع اموال امدادی ملل متحد در ولایت بدخشان و نواحی آن توظیف کرد. وقتی این امتیاز را تصاحب کرد ، پول فراوان بدست اورد. بامیانی با زرنگی و نیر نگ بازی به مطالعه کتب وآثار اسماعیلی دست زد. او شروع کرد به مطالعه اثار ناصر خسرو بلخی که از لحاظ مراتب و مقام مذهبی مقام حجت خراسان به او تعلق داشت ناصر خسروبلخی و آثار گرانبهای او به تعریف و تو صیف نیاز ندارد. از عجائب روز گار اینست که ابراهیم بامیانی چطور به رازهای عمق زندگی سید منصور پی برده که شخص خنده رو خوش برخورد و اهریمن صفتی است. که دستان سفید و اسپینجی اش به خون نه تنها ده ها غیر اسماعییلی بلکه اسماعیلی ها تا آرنج اغشته است، فکر میکنم در ظالمی و درنده خویی و سنگدلی، قسی القلب ترین انسانیست که کمتر، نظیر و همتا دارد. کتابی را که سید ابراهبم بامیانی، به ریش مردم بی همت خندیده و برای آینده خود سرچشمه که چشم انداز دور و دراز همانند گاو شیری در یک چمن سرسبز، برای دوشیدن دوامدار،آماده شده است. او با در شروع کتاب مداحی نامه اش 20 فیصد از فروش کتاب حق التالیف کتاب را محفوظ برای خود نگاه داشته و ذخیره ساخته است. مولف با تِرِک نو آینده متزلزل خود را تضمین کرده و به این عمل نو میگویند دور اندیشی. درنوشته های اینده نمونه های کرنش و بوت پاکی شخصیت های را ملاحظه خواهید کرد که ازتعجب حیران خواهید ماند.
با تغییرات در شرایط بین المللی، سراسیمه گی و زمین لرزه در ارکان مریدان سید منصور نادری ازیک طرف و از سوی دیگر، دست و پاچه و غافلگیر شدن او به خاطر از دست دادن تمام القاب از خود ساخته به خاطر فریب دادن مریدان و پروپا گند و تبلیغات توسط برخی از شخصیت های خریداری شده غیر اسماعیلی و تاسیس گروپ های مریدان وفادارو فروخته شده، برای عملیات ترورستی و ترسانیدن مخالفان از پروپاگند برضد او و قلمداد گروپهای ترورستی سید منصور نادری به حیث محافظین اشخاص بانفوذ و بلند بردن روحیه خود و طرفدارانش که حتی شبانه در خانه نی، در گراج با ترس و لرز شب را سپری میکردند. انا نیکه در گروپ سرکوب مخالفین و اعمال تروریستی استخدام شده به یک لقمه نان محتاج و احتیاج هستند ولی از ترس صدای خود را بلند کرده نمیتوانند و فامیل شان به امید نان از صبح تاشب انتظار بسر میبرند.
سیدپوهنمل بامیانی که دران زمان از روی رذالت و خباثت به مثابه یک طرار، خطر را درک کرده بود. در مرحله اول به عمق فاجعه به حیث مشاور فرهنگی به بادار خود که «مشهور به خان آقا» است بعضی مشوره ایکه سبب استحکام موقعیت متزلزل و از دست دادن اختیارات و دریای پول بی شمار از چنگال او گرفته میشد واو را در سراسیمه گی و وار خطایی قرار داده بود.او احساس کرده بود که روزهای سخت مفلسی در پی امدنی است. او چنان حریص است با مغز بیمار، از پول بیت المال در سراسر جهان ملکیت غیر منقول خریداری کرده که اگرروزی با او محاسبه صورت گیرد، باید از خجالت خود را در دریا غرق کند. برخی قصرهای فرعونی او به حیث مشت نمونه خر وار.. بیشتر از ده کاخ که به مود روز در کابل، پغمان، مزار شریف ،پلخمری چند باب، جلال آباد. بی حساب در تاجکستان، به خود و حمایت گرانش. در لندن و...طی یکصدو پنجا سالی که ان جسم نکبت مهاجر شده به افغانستان امده وطی در حدود شصت یا هفتاد سال اخیر عوض انکه مال بیت المال اسماعیلیان را برای بهبود وضع زندگی نکبت بارمردم اعم از آموزش و پرورش و حفظ الصحه به مصرف برساند.بعد از غصب دره کیان و اعمارچند سر پناه همه رخ بسوی زن باره گی وفحاشی دور داده، و بدعت مشروب نوشی و یا شراب نوشی وتولید آن از ابتکارات و افتخارات این خانواده است که نسل بیست پنج تا هشتاد ساله ان به هیولای خطرناک شراب گرفتار و آغشته است.برخی از فامیل وی چنان در نشه شراب غرق بوده که بارتنه نشه او را از روی سرک جمع و به ماموریت پولیس انتقال داده تا از فامیلش پول بگیرند. مردم اسماعلیلیه درین موارد چندان قصور ندارند، به ویژه فرزندان بد اخلاقی وی به حدی جسور است که هنگامی که پدرانشان به مسافرت میروند، پسران را به کارمندان امنیت می سپردند و هنگام برگشتش در امنیت تحت نظارت گرفته میشد. کسی که شخص تحت نظارت به او سپرده میشد. البته خانواده سید منصور نادری احساس آرامش مینمودند. درحالیکه خانه به این شلوغی که سک صاحب خود را نمی شناختب برای سید ابراهیم بامیانی با ان سابقه مشکوک و مرموز و شخصیت جعل کارو دزد و سرقت ادبی، با ان سابقه و افکار بیمار، به خرمن سید منصور نادری در فرجام آتش خواهد افروخت.او سالها در همین راستا به پیش رفته، یعنی او چون:« گاو پیر خواب بیند پنبه دانه » دنبال شخصی در تکاپو بود که امیال و ارزوهای کثیف او را بر اورده ساخته بتواند. در همیجاست که سید بامیانی به مدد سید کیانی میر سد و پروژه دراز مدد و پر مصرفی را به دست دلقک نو ظهور، مشهور به پوهنمل سیاه یا دلقک تاریخی و با موقعیتی که «ایاز»نزد «سلطان محمود» غزنوی داشت...شروع به کار میکند.
در همین گیرو داراست که پلان جعل تاریخ با وصلت نا میمون دو سید چون دو کفتارپیرو کهنه کار است. هر دو به رذیلت اشخاص بی سواد پی میبرند و پول را با پارو جمع میکند. عیاشی و فحاشی هر وقت برایش میسر میشود. کارهای سید ابراهیم بامیانی که عرصه بزرگی را احتوا میکند، به پلان کوتاه مدت و دراز مدت تقسیم شده اند. جعلکاری را بامیانی آنطوریکه رفقایش تذکر میدهند، با زیرکی کارهای سپرده شده را انجام میدهد. هوشپرک بود، نمیدانست از کجا آغاز کند پلان خیلی بزرگی توأم با حساسیت های دینی و مذهبی پیشروی اش گذاشته شده، پول فراوان با پشتوانه معادن طلای قره زغن، سالها بود، ازین سر چشمه زر خیز نیز به نفع خود استفاده میکرد، البته رابطه مخفی با مامورین دولت نیز بر قرار کرده بود و تحایف شان را به موقع پشت دروازه های شان میرساند.«خان آغا» با تمام حرام زاده گیها یش و کودن بودن، با دیگران با تحکم و جدی صحبت میکرد.ولی سید منصور نادری، برای بامیانی القاب پرطمطراق: عالم، فاضل، دانشمند و غیره را به کار میبرد. سید های تشیع که دشمنی دوام دار با اسماعیلیه داشته، سخت ترین تهمت ها وافترإت ها را نثار مردم ما کرده است، لهذ ا این نکته حساس نباید از حد فزون دامن زده شود.
بامیانی چون دلقک کار کشته، نخست از مردم اسماعیلیه سخت نفرت و انزجار داشت، مگر چاره نداشت ، نقش خود را چون یک هنرمند کارکشته سنجیده تمثیل مینمود. تمام پیش آمد ها را با حوصله مندی و زرنگی انجام میداد اما گاهی از ترس میلرزید، گاهی هم در جریان خواب کابوس وحشتناکی گلوی او را میفشرد، وقتی از خواب بیدار میشد، از کابوس عرقریزان میلرزید. چهره بامیانی مثل کسی که از کرده اش ندامت بکشد، به نظر میرسید.بادار ابراهیم بامیانی از قهر وغضب در حالیکه رنگش سیا به تیره گی گرائیده بود، تلاش مینمود خود را خونسرد نشان دهد. بازی سرنوشت چطور این دو زخ بلوط را سر راه همدیگر قرار داده، چطور به همدیگر اطمینان و اعتماد حاصل کرده بودند. تا با مصرف میلیون ها دالر بزرگترین دروغ تاریخی دنیا را با استخدام شعرا، نویسندگان، مداحان، سادوها، وغیره دنیا را به تعجب واداشته اند. این دو با رشته چرمی تباری هر دو را باهم چون ریسمان سیمی محکم بسته کرده،. آغای یکاولنگی با آن چهره غضب الود وجلاد گونه، تیره خود چی خاکی به سر خود و بادار خود خواهد ریخت، طی صفحات آینده به :« تدریج تحلیل و تجزیه شده، برای عبرت سایر جعلکاران سترگ که از موره وخرموره و خزف صدف و مروارید نسازند و نه شخصیت های حقیر و بی مایه خویش را رسوای خاص و عام نسازند ـ لسا ن وزبان را که سرمایه معنوی و میراث بزرگ و دیرینه مردم ماست. لازم است که ازان چنان گنجینه طلایی بسازند که مردم غیورما سزا واران باشند، باسربلندی و سرافرازی بدان ارج بگذراند و بدان افتخار کنند. (ادامه دارد)
نظرات
26 دیدگاهمعرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
آقای ننگیالی ! نوشتۀ بزرگ تراشی کنونی شمااز خاندان کیانی قبلاً در ارتباط به مقالۀ ( دو شخصیت شمال ) در همین سایت وتحت همین نام نوشته شده بود ودوباره درینجا دیده شدولی درست فهمیده نشد که این بزرگ تراشی کیانی ها بخصوص سید منصور جنگ سالار را خودت از زبان (مسعود کارگر )نوشته ای یا براستی خودت با نام پشتونت کامنت داده ای. بهر صورت کامنت دهندۀ فوق چه خودت آقازاده ای پشتون باشی یا مسعود کارگر سنی مدعی فارغ التحصیل فاکولتۀ حقوق. اولاٌ سوالم از آقای حقوقدان است که منحیث یک حقوقدان آیا گاهی از خود نپرسیدی که چرا اسماعیلیان جهان به پیشرفت، رفاه وترقی بیشمار مادی ومعنوی دست یافته اند و اسماعیلیان افغانستان در شرایط بد و ناگوارقرون وسطای زندگی می کنند؟ اگر یک تحصیل یافتۀ فاکولتۀ حقوق چنین یک موضوع پیش پا افتیده را تشخیص داده نتواندآیا بر وجود فاکولتۀ حقوق ودر کلی به حال آن جامعه نباید افسوس خورد؟
آقای حقوقدان! ادعا کردی که نشست وبر خواست شما در دوران تحصیل ونیز مهاجرت وخواندن کتب مذهبی اسماعیلیان و معلومات دقیق وکافی از آیین اسماعیلیه شمارا به شناخت "رهبر گرامی شان آغاصاحب نادری "رهنمون کرده است. مرحبا به این آگاهی وشناخت بینظیر. آقای حقوقدان ! طریقۀ اسماعیلیه امروز دارای قانون اساسی است که کلیه امورجامعۀ سراسری اسماعیلیه در پرتو این قانون تنظیم وسرو صورت می یابد.در این قانون جای برای جنگ سالار، ناقض حقوق بشر،قلدر وگردن کلفت در نظر گرفته نشده است. علاوتاً اسماعیلیان یک رهبرروحانی دارد نه رهبران عدیده،کارمندان، آمرین ادارات ونهاد های سراسری اسماعیلیه از سوی مقام امامت اسماعیلی تعیین می شود، در حالیکه سید منصور درین کته گوری تعیینات اصلاً جای ندارد . ثانیاً حزب سازی وحزب بازی، تنظیم سازی وگروه بندی های نظامی در آیین اسماعیلیه اکیداً منع گردیده است در حالیکه سید منصور در خدمت رژیم اشغالگر شوروی و کمونستان بی خدای داخلی در آمد و رژیم بیخدای کمونیستی بوی فرقه ونهاد های نظامی اعطا داشت بدینقرار سید منصور عملاً بر ضد منافع ملی ودر راه منافع متجاوزین خدمت کرد که مطلقاً تبیین کنندۀ فاصله گرفتن او از آیین اسماعیلیه است. ثالثاً یک جنگ سالار، ناقض حقوق بشروتبهکاری چون سید منصور فقط وفقط می تواند رهبر یک مشت گانگستر،تروریست وافراد آلوده وجنایتکار باشد نه رهبر یک مردم صلحخواه وبی آزار.
اینکه در فشانی کرده ای که "از گذشته تا حال نقش کیانی ها در افغانستان برازنده بوده است "، متاسفانه ازاین نقش برازنده جامعۀ مفلوک وبینوای اسماعیلیه بجز زخم زبان ونام های بد وناهنجار دیگر کوچکترین سهمی نبرده است. اگر درۀ زیبای اشرف وکیان محل پذیرایی وتفریح و می گساری وعیاشی سالانۀ ظاهر شاه، اهل دربار، اشراف واعیان بود، هدف ازان تحکیم پایه های قدرت فرعونی کیانی ها بود نه توجه به حال زار عشر دهندگان بیسواد ونا آگاهش. زندانی شدن سید منصور وبرادرانش در اثر کشاکش، جنگ، ونزاع وچور وچپاول اموال ودارایی پسران کاکایش شیر آغا ومنوچهر بود نه چیز دیگر. خشونت های خانوادگی وکشتن دو جوان بیگناه وداد و فغان منوچهر در شورای ملی و فاش ساختن اعمال ضد انسانی واسلامی کاکا و پسران کاکایش وهمدردی یکعده از وکلا موجب شد تا حکومت هیت با صلایتی را تحت ریاست تورنجنرال سعد الله صافی رییس دیوان محاسبات عسکری بنام " قضایای سید کیان "توظیف ومدت یکسال تحقیقات دوام کرد ودوسیۀ ایشان بالغ بر سه هزار صفحه گردید.ودر نتیجه سیدمنصور وسه برادرش و28 تن ازهمکارانش زندانی وپس از دوسال وهشت ماه در اثر وساطت اهل دربار به قید وثیقه وضمانت آزاد شدند. در دوران جمهوری داود خان سید منصور وبرادرانش زندانی وتا روی کار آمدن رژیم خلقی درزندان ماندند. سید منصور چه تر فندی را بکار بست که برادرش رونق شاعر ودو برادر گمنامش سر به نیست و منصور ناصر از کشتار گاه امین جان بسلامت بردند.با تجاوز شوروی وبه کرسی نشاندن کارمل وطن فروش، سید منصور با اغتنام از فر صت پیش آمده در خدمت رژیم مزدور و خدانشناس قرار گرفت وصاحب فرقۀ ملیشۀ ودم و دستگاه گردید. این بود خلاصۀ کارنامه سیاه وننگین ممدوح آقای حقوقدان. در بارۀ تشکیل فدرت مردمی کذایی موصوف از سوی افراد خبیر وچشم دید کسان بیطرف در همین سایت به تفصیل سخن رفته است . بعداً شمۀ از آنرا باز نویسی و به اطلاع آقای حقوقدان خواهم رساند.
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
اﻗﺎﻱ ﭘﻨﺎﻫﻲ!
ﻣﻦ ﻛﺎﻣﻨﺖ ﺷﻤﺎﺭا ﺧﻮاﻧﺪﻡ. ﻭﺩﺭﻳﻦ ﻛﺎﻣﻨﺖ اﺯ ﻃﺮﺯ ﻧﺒﺸﺘﻪ اﺕ ﺑﺮ ﻣﻲ اﻳﺪ ﻛﻪ اﺩﻡ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﻗﻀﻴﻪ. ﺩﺭﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﺳﻴﺪ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺭﻳﺪ. ﺷﻤﺎ اﮔﺮ اﺯ ﺣﺴﺎﺩﺕ. ﻭﺗﻌﺼﺐ ﻣﻌﻠﻮﻡ اﻟﺤﺎﻟﺖ ﻛﻤﻲ ﺑﻪ ﻭاﻗﻌﺖ. ﻫﺎﻱ ﻣﺴﻠﻄ. ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻓﻐﺎﻧﻲ. ﺗﻦ ﺑﺪﻫﻴﺪ. ﺩﺭﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻴﻜﻪ ﺧﻮﺩﺭا ﻫﻤﺮﻧﻚ. اﺟﺘﻤﺎﻉ. ﻧﺴﺎﺯﻳﺪ اﺩاﻣﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ. اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺑﺮ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ. ﻭﻣﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻒ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺳﻴﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭ ﺩﺭ اﺩاﺭاﺕ اﻗﺎﺧﺎﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﻛﺎﺭ ﻧﺪاﺭﻡ. ﻭاﻣﺎ. ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻴﻜﻪ ﺷﻨﻴﻴﺪﻩ اﻡ اﻳﻦ ﺧﺎﻧﺪاﻥ ﺩﺭ ﺭاﺱ ﻣﺬﻫﺐ اﺯ ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻗﺮاﺭ. ﺩاﺭﻧﺪ. ﻭاﻳﻨﻜﻪ ﺣﻀﻮﺭ اﻣﺎﻡ. ﻣﻌﻆﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا اﺯﻛﺎﺭ. ﺑﺮﻛﻨﺎﺭ. ﻛﺮﺩﻩ اﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﻛﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭﻣﻦ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ. ﺧﻮﺩﺭا ﺑﺮاﻳﺖ ﻋﺮﺽ. ﻣﻴﻜﻨﻢ. ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﻲ ﺳﺎﻝ اﺧﻴﺮ. اﻳﻦ ﺷﺨﺺ. ﺑﺎ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺭا ﺣﻔﻆ. ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺧﻮﺩﺕ. ﺩﺭاﻧﻮﻗﺖ ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﺪاﺣﺎﻥ. اﻭ ﻧﻴﺰ ﺑﻮﺩﻳﺪ. ﻭﻧﻴﺰ ﺩﺭ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ. ﺩﻭﺭ ﺩﻭﻡ ﻛﺮﺯﻱ. ﻣﺎ ﺩﻳﺪﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﺰاﺭاﻥ ﺗﻦ ﺭا ﺩﺭ ﻏﺎﺯﻱ اﺳﺘﺪﻳﻮﻡ. ﻭﻧﻴﺰ. ﺩﺭﺩﺭﻩ ﻛﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﺑﻂﺮﻓﺪاﺭﻱ ﻛﺮﺯﻱ ﺑﺴﻴﺞ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺣﺮﻛﺘﺶ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺛﺎﺑﺖ. ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺯﻳﻨﻔﻮﺱ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﻳﺎﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ. ﻛﺸﻮﺭ اﺳﺖ ﻭﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎﻻ. ﺳﻪ ﺗﻦ اﺯ اﻋﻀﺎﻱ. ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ اﺵ ﺩﺭ ﺷﻮﺭا اﺳﺖ. ﻭﺩﺧﺘﺮﺵ ﻣﺪاﻝ ﻣﺪاﻓﻊ ﺣﻘﻮﻕ. ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺪاﻝ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ. ﺭا ﺑﺪﺳﺖ اﻭﺭﺩ ﻭﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﻫﺎﻱ ﻣﻴﺪﻳﺎﻱ ﺩاﺧﻠﻲ. ﻭﺧﺎﺭﺟﻲ ﺑﺤﺪ. ﺗﻮاﻧﺶ ﺳﻬﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ. ﻭﺧﻮﺩﺵ ﺩاﺭاﻱ ﻳﻚ ﺩﺳﺘﺮﺧﻮاﻥ ﺑﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ. ﺩﺭ اﻃﻌﺎﻡ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﺳﺖ. ﻭﺩﻳﻜﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﻳﻴﺪ. ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﻭﻫﻤﺴﻮ ﻫﺎﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ اﺵ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﺵ اﺳﺖ ﻭﺩﺭﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻌﺎﻝ. ﺩاﺭﺩ ﻭﺩاﺭاﻱ ﺣﺰﺏ. ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻭﺗﺸﻜﻴﻼﺕ . اﺳﺖ. ﻭاﻳﻦ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﻭﺑﺮﺗﺮﻳﻬﺎﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺯﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻪ. اﺳﺖ ﻟﻬﺬا. ﺩﻳﮕﺮ ﺿﺮﻭﺭﺕ. ﻧﺪاﺭﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺮﺟﻊ.ﺩﻳﻜﺮ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ. ﻭﻻﻳﺘﻲ. ﻓﻘﻴﻊ. اﻭﺭا ﺗﺎﻳﻴﺪ. ﻛﻨﺪ. اﺯﻳﻨﺮﻭ ﻣﻦ ﻓﻜﺮ ﻧﻜﻨﻢ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ اﻗﺎ اﮔﺮ ﻭاﺭﺩ ﻣﻴﺪاﻥ ﺷﻮﻳﺪ ﺩﻭﺗﻦ ﺷﻤﺎﺭا ﺗﺎﻳﻴﺪ. ﻛﻨﺪ. اﺯﻳﻦ ﺭﻭ ﻫﺮﭼﻲ. ﻛﻪ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ اﻭ ﺣﺮﻓﻬﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭﺻﺪ اﺧﻼﻗﻲ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺷﺨﺼﻴﺖ اﻭﺭا ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ. ﻭﻃﺮﻓﺪاﺭاﻧﺶ ﺭا ﻣﻲ اﻓﺰاﻳﻴﺪ. ﻭاﺯﺟﺎﻧﺒﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ. ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻭﺗﻨﻚ ﻧﻆﺮﻱ. ﻋﺼﺒﻲ. اﺳﺘﻮاﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ. ﺭﻭاﻧﻴﺖ ﻧﻴﺰ ﻣﺼﺪاﻕ.ﺑﺮ ﺑﺮﺗﺮﻳﻬﺎﻱ اﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺨﻮﺩﺕ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﻤﻴﻦ ﺷﺪﺕ و ﻭاﺗﺸﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻭﺭاﺗﺎﻳﻴﺪ. ﻛﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ اﻭ ﻛﺎﺭﺕ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ. ﺭا ﺩﺭﻳﻦ ﺟﺪاﻝ ﺑﺪﺳﺖ ﺩاﺭﺩ. ﻭﻣﻦ ﺩﺭﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﻪ اﺯﺷﻤﺎ ﻧﻤﻮﺩﻡ. ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ اﺯﻛﺸﻮﺭ. ﻭﺑﺪﻭﺭ. اﺯ ﺣﻮاﺩﺙ. ﭼﻨﺪ ﻓﺤﺶ. ﺭا ﻧﺘﺎﺭ. ﺳﻴﺪ ﻧﻤﻮﺩﻳﺪ ﻭﺑﺮ اﻭ ﻣﻬﺮ. ﺗﺎﻳﻴﺪ. ﻣﺒﻨﻲ. ﺑﺮ ﻣﺤﺒﻮﺑﻴﺖ. اﻭ.ﻧﺘﺎﺭ ﻛﺮﺩﻳﺪ .ﻭاﮔر ﺟﻨﺎﺏ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺣﺎﻟﺖ. ﺗﺴﻠﻄ. ﻋﻘﻞ. ﺑﺮ اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺖ ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥ. ﺷﻮﻳﺪ. ﻣﻮﺿﻊ. اﻭﺭا ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺧﺼﻤﺎﻧﻪ اﺕ ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ. ﻧﻤﻮﺩﻳﺪ. ﺑﺎ اﺣﺘﺮاﻡ ﻣﺼﻠﺢ
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
آقای مصباح !
اختلافات ما با سید منصور یا نقد عملکرد های وی ناشی از حسادت ، مصلحت های چنینی وچنانی ومنافع ودادو ستد های خصوصی نیست بلکه از معتقدات مذهبی سر چشمه میگیرد. اینکه او بخاطر انتخاب کرزی مردم را در کجا کجا جمع کردو از طریق این خدمتگذاری به ارباب زورسه تن از خانواده اش به چوگی پر نعمت شورا تکیه زدند، دستر خوان پهن وگسترده دارد و بدانوسیله اهداف سیاسی ومذهبی خودرا پیش میبرد و اینکه مصارف نجومی این دسترخوان پهن به چه طریق واز کجا تدارک دیده می شود و هم اینکه با این موقف گیری برای مردمش مصدر چه خدمتی شده است !! به آن کاری نداریم. مانند او صدهاتن دیگرنیز با همین روش یا روش های متفاوت خودرا به چوکی شورارسانده اند. اما دعوی دروغین رهبری مذهبی آنهم با استفادۀ سوء از نام مذهب اسماعیلیه در قالب " رهبری و سرپرستی " امور مذهبی جامعه اسماعیلیه مطرح است که مورد اعتراض ما می باشد، زیرا کارنامه های ننگین او به نام طریقۀ اسماعیلیه در افغانستان ختم میشود.ازانجا که ار تباط عقیدتی خانوادۀ نادری با امامت اسماعیلی سالها قبل قطع شده بودو با پوشیدن نقاب نمایندگی دروغین از مقام امامت اسماعیلی به فریب مردم ساده و خوش باور اسماعیلیه به بقای خود ادامه میداد و شخص سید منصور درین میانه هیچ مجوز مذهبی نداشته وندارد. بآنهم اگر سید منصور آیین وعقاید خودراعلناً جدااز مذهب اسماعیلیه اعلام بدارداگر ساحۀ فعالیات سید منصورمنحصر به سر پرستی حزب پیوند ملی اش وسایر تشکیلات سیاسی ونظامی اش متمرکز بماند و عرصۀ تحقق ایده های جنگ سالارانه اش مردم جفا دیدۀ اسماعیلیه نباشد، ضرر وزیانش به یک جمعیت که مورد تظلم وتعدی واقع شده نرسد، از تفتین، نفاق افگنی رعب و وحشت دوری جوید ، بگذارد که مردم صلحجوو بی آزار اسماعیلیه به زندگی صلح آمیز خود ادامه دهد، مطمیناً کسی به او کاری نخواهد داشت. در گذشته مردم بی آزار مااز رهبری خود سر و دروغین این خانواده ضربت های زیادی خورده است وبنام های زشت و ناهنجار نامیده شده اند. در کامنت بالا از کتاب " پژوهشی درتاریخ هزاره ها " ونیز مجلۀ "عصری برای عدالت " دیده شد که مردم مظلوم ما با چه نوع رفتار های خفت بار از سوی بقیه همنوعانش روبرو بوده اند.
به این واقعیت دیگر توجه شمارا معطوف میدارم، وقتی طالبان به دره کیان حمله کرد و سید منصور وخانواده اش توسط هلی کوپتری که احمد شاه مسعود برایش روان کرده بود فرار کرد ، مقدار زیادی آثار قبیحه و علایم شنیعه منجمله عکس های برهنه و سکسی شان با دختران و زنان جوان و فلم های ویدیویی سکسی از محافل عیش و سر گرمی شان بدست طالبان افتید و این آثار و فلم ها بحدی وقیح و بیشرمانه بود که طالبان مخالف هم از نشر و تکثیر آن احساس خجالت کردند و صرف یک قسمت جزیی آن که عبارت از بوتل های شراب رنگارنگ بود ودر جریدۀ اردو زبان پاکستانی ضرب مومن مورخ 4 سپتمبر 1998 انتشار یافت و در زیر عکس بوتل های شراب بزبان اردو نوشته شده بود:
" افغانستان مین آغاخان کی سب سی بری خلیفه سید منصور نادری کی محل سی بر آمد هونی والی غیر ملکی شراب کی بوتلین." بزرگترین خلیفه ( یعنی نماینده ) آغاخان در افغانستان سید منصور نادری که از اقامتگاهش بوتل های شراب ساخت خارج کشف گردید".
آقای مصباح!
بدین ترتیب این خانوادۀ روحانی نمای هوسران و عوام فریب در طول زمام داری و قدرت نظامی خویش جامعۀ نا آگاه و فاقد معلومات اسماعیلیه را به نام مذهب فریب داد و خود را یکی از عاملین مقتدر مذهب اسماعیلیه در افغانستان جازد به اعمال نا موجهۀ خویش رنگ مذهبی و صبغۀ دینی بخشیدو به مبادی و اصول مذهب اسماعیلیه در افغانستان لطمۀ شدید و ضربۀ کاری وارد آوردومردمش را به قتل عام رساند.
این ادعای دروغین و رسوایی وقیح او به نام مذهب اسماعیلیه در افغانستان تمام شد؛ بیگانگان اورا بعنوان نمایندۀ مقتدر و با صلاحیت امامت اسماعیلی به جوامع خود معرفی کردند، و به جهانیان چنین نشان دادند که این مذهب، مذهب زنباره و شرابخواره است که در محور آن بجز هرزه گی، فساد، ترور و آدم کشی چیز دیگری راه ندارد. ما فقط همین را میخواهیم که این آقا دست از سرکل ما بردارد وبه همان حزب وحزب بازی و اءتلافهای مصلحتی با این آن بپردازد و به مردم اسماعیلیه وطریقۀ ما کاری نداشته باشد وبیش ازین اعمال نا موجه او به طریقۀ اسماعیلیه ختم نشودوبس. بااحترام ف. پناهی
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
ﺁﻗﺎﻱ. ﭘﻨﺎﻫﻲ. .!
ﻣﻦ ﻗﺒﻼ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻌﺮﺹ. ﺭﺳﺎﻧﺪم .ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻗﻒ ﻭﺳﻤﺖ اﻏﺎﻱ. ﻧﺎﺩﺭﻱ. ﺩﺭﺳﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻛﺎﺭ ﻧﺪاﺭﻡ ﻭﺣﺎﻝ ﻛﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﻤﺎ اﺩﻋﺎﻱ ﺭﻫﺒﺮﻱ اﻳﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﺭا ﺩاﺭﻳﺪ ﺑﻪ اﻧﻬﻢ ﻛﺎﺭﻧﺪاﺭﻡ. ﻻﺑﺪ ﺑﺮﻛﺰﻳﺪﻥ. ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﺬﻫﺒﻲ اﺯﺟﺎﻧﺐ ﻣﺮﺟﻊ ﺑﺎﺻﻼﺣﻴﺖ ﻣﺬﻫﺒﻲ اﺳﺖ. ﻛﻪ ﺩﺭﺗﺸﻴﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ ﻭﻣﺮاﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﻛﻪ اﺯ اﻳﺖ اﻟﻠﻪ ﻫﺎ اﺳﺖ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ﺗﺎﺭ ﻣﺬﻫﺐ ﺷﻴﻌﻪ اﺳﻤﺎﻋﻠﻴﻪ ﻛﻪ ﻧﻴﺰ ﺷﻴﻌﻪ اﻧﺪ ﻫﻤﻴﻦ اﻣﺎﻡ ع ﺷﺎﻥ ﺩﺭﻫﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﺻﻼﺣﻴﺖ. ﺑﺮﻛﺰﻳﺪﻥ. ﺭا ﺩاﺭﺩ. اﻣﺎ اﻳﻦ اﻗﺎﻱ ﻧﺎﺩﺭﻱ ﺭﻫﺒﺮﻱ اﺵ ﺗﻮﺳﻄ اﺟﻤﺎﻉ ﺻﺪﻫﺰاﺭﻱ ﭘﻴﺮﻭاﻧﺶ ﻣﺘﺤﻘﻖ. اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺟﻤﻊ اﻭﺭﻱ اﻳﻦ ﻛﺘﻠﻪ ﻏﻔﻴﺮ.ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﻛﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﻨﻆﻮﺭﻡ, ﺑﺮﺭﺳﻲ اﻳﻦ ﺑﻌﺪ ﻛﺎﺭﻱ اﻭ اﺳﺖ .ﻭﻣﺎ. ﻭﺷﻤﺎ ﺷﺎﻫﺪ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ. ﺷﻮﺭا ﻫﺎ ﻭﺷﻮﺭاﻱ ﻭﻻﻳﺘﻲ. ﺩﺭﻛﺸﻮﺭ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺗﻌﺪاﺩ ﺯﻳﺎﺩ ﭘﻮﻟﺪاﺭاﻥ ﻭﺗﺎﺟﺮاﻥ ﻛﻮﺷﻴﺪﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﻳﻜﺼﺪ ﺭاﻱ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻕ. ﺷﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﺸﺪ. ﻭاﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﭘﺮ ﻧﻔﻮﺱ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﻦ ﺭاﺑﻪ ﺷﻮﺭا اﻭﺭﺩ ﻭﻣﺎ . ﻭﺷﻤﺎ ﭼﺮا ﺑﻪ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﻫﺎﻱ ﻳﻚ اﻧﺴﺎﻥ ﻣﻮﻓﻖ ﺩﺭﻛﺎﺭﺵ ﺭا ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﻢ. ﻭﻋﻠﻴﻪ اﻥ ﻻﻃﺎﻳﻼﺕ. ﺗﺮﺳﻴﻢ ﻛﻨﻴﻢ. ﻭاﮔر ﺟﻨﺎﺏ ﻣﻌﻆﻢ ﻟﻪ ﺷﻤﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻳﺎ ﻧﺎﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﺘﻠﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻲ اﺳﻤﻌﻴﻠﻪ. ﻭﻳﺎﺳﻨﻲ اﻭﺭا ﻣﻨﺤﻴﺖ. ﺳﻴﺪ ,اﻭﻻﺩﻩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ع ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﺪ.ﻭاﻳﻨﻜﻪ ﺗﻌﺼﺐ. ﻭﺣﺴﺎﺩﺕ ﺑﺮ ﻧﮋاﺩش .اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﺷﻤﺎ اﺳﺖ. ﺳﺎﺩاﺕ. ﺷﻴﻌﻪ ﻭﺳﻨﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺮاﺟﻊ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺑﻴﻦ اﻣﺖ اﺳﻼﻡ ﻣﻮﺭﺩ اﺣﺘﺮاﻡ اﻧﺪ .ﺗﺎﺯﻣﺎﻧﻴﻜﻪ ﻫﻤﻴﻦ اﺻﻮﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺩاﺭﻱ ﺭا اﺩاﻣﻪ ﺩﻫﻨﺪ. ﻭاﻣﺎ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺵ ﻛﻪ اﺯﻛﺠﺎ ﻧﻤﻮﺩﻩ اﺳﺖ ﺑﻤﻦ ﻭﺧﻮﺩﺕ ﺩاﻭﺭﻱ اﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﻗﺮاﺭ ﻣﺤﺎﻛﻢ اﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﺪاﺭﺩ. ﻭﺯﻳﺎﺩ اﻓﺮاﺩﻱ اﻧﺪ ﻛﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩﻱ ﻣﺸﻜﻮﻙ ﺩاﺭﻧﺪ. ﻛﻪ اﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﭼﻨﻴﻦ اﺷﺨﺎﺹ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻳﻜﺮاﻥ اﺳﺖ. ﻭﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺩﻳﮕﺮ ﺣﺮﻓﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪاﺭﺩ ﻛﻪ ﺷﺨﺺ ﺗﻮاﻧﺎ ﻭﺳﻴﺎﺳﺘﻤﺪاﺭ ,ﺯﻳﺮﻙ وﺩاﺭاﻱ اﻳﻨﺪﻩ ﺭﻭﺷﻦ اﺳﺖ. ﻭﻫﺮﺻﺤﺒﺖ ﺷﺎﻥ ﺑﺮ ﻃﺮﻓﺪاﺭاﻧﺶ. اﻓﺰﻭﺩﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﺑﻪ اﺩﻋﺎﻳﻲ ﺧﻮﺩﺕ ﻛﻪ ﻣﻮﻗﻊ. ﺳﻘﻮﻁ ﻛﻴﺎﻥ اﻭ ﺗﻮﺳﻄ ﻫﻴﻠﻲ ﻛﻮﭘﺘﺮ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻓﺮاﺭ ﻛﺮﺩ ﺧﻴﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﺩاﺷﺘﻴﺪ ﻛﻪ اﻭ ﺗﻮﺳﻄ ﻟﺸﻜﺮ ﺟﻬﻞ. ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ? ﻭﻫﺮﻛﺲ ﺑﺮاﻱ ﺑﻘﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﻭﭘﺎﻳﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ اﻭ ﻧﻴﺰ ﻣﺮﺩﻣﺶ اﺳﺖ. ﺯﻳﺮا ﺣﺐ ﻭﺑﻐﺺ ﺑﺰﻭﺭ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ. ﻭﻧﻴﺰ اﺯاﺧﺘﻴﺎﺭ ﻣﻦ ﻭﺧﻮﺩﺕ ﺑﻴﺮﻭﻥ اﺳﺖ. ﻭﻟﻲ ﻳﺨﻦ ﻛﻨﺪﻥ ﺷﻤﺎ ﻭاﺷﻚ ﺭﻳﺨﺘﺎﻧﺪﻥ ﻭﻛﻴﺴﻮ. ﻛﻨﺪﻥ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ ﻋﻤﻞ اﺳﺖ. ﻭﺑﺎﻓﺘﻦ ﻭﺣﻮاﻟﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺣﺮﻑ ﭘﻮﭺ. ﻭﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺟﺰﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﺤﻜﻴﻢ ﭘﺎﻳﻪ ﻫﺎﻱ اﻗﺘﺪاﺭ ﺳﻴﺪ ﻣﻨﺼﻮﺭ ﻧﺎﺩﺭﻱ ﭼﻴﺰﻱ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﭘﺮﺩاﺧﺘﻦ ﺑﻪ اﺷﻌﺎﺭ ﻗﺒﻴﺢ. ﻧﻴﺰ ﻋﺰﺕ اﻭ ﻟﻂﻤﻪ ﻧﻤﻴﻨﺪ. ﺯﻳﺮا ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﻴﻦ. ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻗﺎﻱ ﻧﺎﺩﺭﻱ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻍ ﻭﺷﺎﻳﻌﺎﺕ ﺑﻲ ﭘﺎﻳﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺶ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ ﻭﺑﺮ ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ ﺻﺤﻲ ﻭﻧﻘﺺ ﻋﻘﻠﻲ ﺷﻤﺎ ﺻﺤﻪ. ﻣﻴﮕﺬاﺭﺩ. .ﺑﺎ اﺣﺘﺮاﻡ ﻣﺼﻠﺢ
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
آقای مصلح !
اولاً پوزش میخوام که در کامنت فوق اسم شمارا اشتباهاً مصباح نوشتم. ثانیاً از کامنت فوق بنده استنباط نادرست نموده اید از کدام بخش آن " ادعای رهبری این مذهب " از سوی مامطرح گردیده است. طوریکه قبلاً گفته شد ما با رهبری سیاسی، اجتماعی یا نظامی سید منصور کدام مشکلی نداریم. مسأله مورد بحث موضوع رهبری مذهبی اسماعیلیه است که این آقا از آدرس این مذهب اعلام میدارد و علناً خودرا رهبر وسر پرست فرقۀ اسماعیلیه در افغانستان جا می زند. باز هم تکرار می گردد اگر وی ازین دعوی دروغین دست بردارد کسی با او کاری ندارد. اینکه بقول شما رهبری آقای نادری توسط اجماع صد هزار نفری پیروانش متحقق است، جای تأمل دارد زیرا در ضوابط وموازین آیین اسماعیلیه ارادۀ مردم یا عوام در امر رهبری مذهبی مدخلیت ندارد ومرجعیت رهبر مذهبی از طریق اجماع صورت نمی گیرد.در مذهب شیعۀ دوازده امامی نیز اصولاً رهبر مذهبی باید اعلم باشد یعنی بدرجۀ اجتهاد رسیده باشد و مرتبت علمی او از سوی مجمع از علماء طراز اول مذهبی و مجتهدین اعلم تائید شده باشد. آنطوریکه بهمه معلوم است سید منصور نه در وازۀ مکتب سر کاری وشخصی را باز کرده ونه در مدرسۀ آخوندی به تلمیذ نشسته است. لذا وی هم در حوضۀ دانش مذهبی جاهل است وهم در عرصۀ تحصیل علوم دُنیوی، وبقول شما اجماع صد هزار نفری، در واقع اجماع عوام الناس رادر امر تعیین رهبر " جاهل " متبارز می سازد. ومبرهن است که رهبر جاهل جامعه را بکدام جهت سوق میدهد ونیز این جامعه است که باید کفارۀ مدیریت نالایق را بپردازد که عملاً دیده شد.
ضمناً به امور شورائی اش که توسط رای پیروانش صورت گرفته یا آنطوریکه در میدیا دیده شدکه " اسناد تقلب ورشوه دهی سید منصور نادری بدست نیروهای دولتی افتاد " ودر همین سایت نیز همه خواندند وپیرامونش کامنت های زیادی وارد آمد، نیز کسی کار ندارد. سید بودن ونبودن وی نیز اهمیتی ندارد برای اینکه از برکت تکنالوژی پیشرفته معاصر هرروز مهر بطلان برجبین چنین تیوری های پوچ زده می شود. در مورد سر مایه وی هم جناب شما بجای تحقیق ومراجعه به روابط سید و هزاره در افغانستان وموارد دادن خمس، عشر ونذرو نیاز به این طبقه از سوی مردم هزاره که یگانه منبع عایداتی این طبقه را تشکیل داده ومیدهد، به دفاع غیر توجیهی پرداخته اید.
در گذشته در میان مردم هزاره اینها به نا م سید های " گشتگر " یعنی گدائی گر معروف بوده ا ند، و از برکت خمس، عشرو دها نوع نذرو نیاز مردم هزاره امرار معاش میکردند. سید نادرخان پدر سید منصور در صفحه 15کتاب تاریخ غریب خود می نویسد که " اجداد ما بدون در ویشی وفقری دیگرپیشه وکسب نداشت صبح اگر چیزی بدست می آید شام خرچ می شد".بعد ازینکه اجداد این خانواده در رأس امور مذهبی اسماعیلیه قرار میگیرد ازین درویشی وفقر نجات می یابدو حتا زمانی که در مهاجرت بودند به یمن عشر این مردم و بقول سید نادر خان چون امیران زندگی میکردند. تشخص، جاه وجلال و مکنت بیشمار را بغیر ازدست رنج جامعۀ هزاره به چه چیزی دیگری می توان حمل کرد.
در زمینۀ فرار وی از کیان سوال کرده اید که" او توسط لشکر جهال کشته می شد و هر کس برای بقای خود تلاش می کند." این مورد هم جای تأمل دارد، گرچه تنازع بقا یک اصل قبول شده بین جانداران است ، ولی آنانیکه دررأس رهبری جامعه قرارمیگیرند همانطوریکه هنگام امنیت وآرامش از می و معشوق جامعه محروم وبینوایش حظ می برند وازان به انواع مختلف استفاده میکنند، در روز سختی نیز میبایستی در کنار مردم خود باقی بماند و سرنوشت خویشرا با سرنوشت مردمش پیوند زندوعملاً به تجربه در یابد که چگونه مردم نا مراد اسماعیلیه قربانی سیاست غلط و نا بخردانه و رهبری فاسد ایشان میگردد، و لحظۀ هم پی آمد این سیاست نادرست را همچون مردمش با گوشت و پوستش احساس و لمس کند. آنکسی به دعوی خود محق است و می تواند واژۀ بزرگ رهبر را بخود اختصاص دهد که او در لحظات غم و اندوه و زمان بحران مردم خودرا تنها نگذارد و در کنار ایشان بایستد.
این نکته نیز قابل تذکر است که خصلت وروش نویسندگان مزدور اینست که اگر گفتی بالای چشم اربابت ابروست، آنگاه در جایگاه داکتران عقلی و عصبی وداخله قرار گرفته ودر غیاب حکم صادر کرده و مارک " تکالیف صحی و نقص عقلی" را به جانب مقابل بر چسپ میزند. خرد مند باشید
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
محترم ف پناهی!
با محکوم نمودن تمام نظرات تهی ومیان خالی شما باید نوشت که لطفآ کمی کوشش نما تا به معلومات ات بیفزایی در وقت وزمانش حتی امامان از دست ظالمان و جاهلان در سترقرار داشتند وهمچنان دربسیاری حالات مجبوربودند ازیک کشور به کشور دیگر مهاجرت نمایند ومریدان شان درهمان کشور خود باقی میماندند وهر نوع جبر روزگار را مجبورآ بخاطر ایمان وعقیده شان میپذیرفتند اگر شما اسماعیلی مذهب استید من برای شما توصیه مینمایم تا از زمان خودی حضرت امام جعفرصادق ، امام مستنصربالله و دورحسن صباح ومهاجرت امام شاه علیشاه از ایران به هند پند ومعلومات بگیرید ومکثی نماید که چرا امام در قندهار صرفآ برای ساعاتی حضور داشت وچرا افغانستان را بطور دایمی برای ماندن انتخاب ننمودن وخواهش مینمایم تا لطفا ازتهمتها وبهتانها نسبت به یک شخصیت بی نهایت دلسوزوخدمتگذار واقعی تمام مردم افغانستان واسماعیلیان آن عالیقدرالحاج سید منصور نادری وخاندان محترم ایشان دست بگیریید وبا تآیید گفته های مصباح صاحب بجز از اینکه بخود وایمانت ضرری وارد نمایی هیچ مفادی دیگری حاصل نخواهی نمود ومردم خدمتگذاران واقعی را هم در افغانستان میشناسند وگروه مافیایی را نیز.
برادر عزیزم به امید اینکه بعد از این ازعقل سلیم و از وجدان پاکت استفاده نمایی ولوراه راست به زیانت هم اگر باشد چون خداوند (ج) راستان را دوست میدارد
با احترام
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
این شعری ظنزی بجواب مشت ... صفت (فناهی و جمید و غیره..) و فاقد خرد که ضمیر و انسانیت اش را در مقابل چند روپیه کلدار بوی گین خوجه های پاکستانی به فروش رسانیده اند!
لوچک های بی پـدر نام نیـاکانـت کجـاسـت
گشتۀ چون متعبر آن بانـد دزدانـت کـجاسـت
بی سر و سامانـه هـردم رو بـه هـر در مـینـهـی
برتنت کالای چرکین رهـبر و خانت کجاست
چار قیران از پول نقد خـواجـه هـا بگرفـتـه ای
میـکنـی غو غو به من گو لقمۀ نانت کجـاست
هر کجـاه مـحـراب را یـابـی پـلسـتر مـیـکـنی
لاف بـی حـد میـزنی آئیـن اسلامت کجاست
مـکـی ها در محـفـل رقاصی چرخـک میـزنند
گـرتـو اسـلامی همانـا صوت آذانت کجاست
تا بکی این خـردوانـی هـای نـنـگیـن میـکـنی
تو زپا افـتـادۀ آن مـرد مـیـدانـت کجاست
شیـمـۀ تریـاک گـویـا از دهـانـت شـسـتۀ
آن تـعـفُن کثـیف روی دنـدانـت کـجـاسـت
تا بکی این قیرط و فیرط و خود ستائی میکنی
زنده گی بین آغـیل همـچو حیوانت کجاست
طنز جالب را ز"گمنام" سخن چـیـن گـوش کـن
خانۀ مخروبه و آن چـاکِ دامـانـت کـجاست
گـر نـبود آغـای منـصور جمله تکفیر میشدید
همچو منصور تاجدار و شاۀ دورانت کجاست
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
کیر خر در کون شما بیکارهای بیعقل.===-------- سید کیان منصور در کابل در قصر هایش با محافظ و پادشاهی غرق ناز نعمت است زور دارید رودرو همرایش گپ بزنید در پشت سر خایه هایش را تول ترازونکنید که کار حماقت و مصرف وقت بیجا است.
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
مبارز نام مذهب جدید الحادی ومرتد شدن ات مبارکباشد به جنابعالی که پا را از لحاف ات دراز تر کرده و به اصطلاح عام از پردمت بالا گوز میزنی و در حق مکی ها هم به جفنگ گوی ویاوه سرایی رو اورده ای . به یقین کامل که سید منصور خودش هم از دست شیاطین مانند شما رو گردان است’
معرفی تملق نامه ی«کیانی ها و اسماعیلیان افغانستان»
افسوس بحال ما كه خودرا توهين ميكنيم براي بعضي از خواننده ها قضاؤه رابگذاريد به امام عصر وزمان ...!!! سياه رو شود هركه در او غش باشد!!!
آنلاین : http://www.kabulpress.com